همهچیز تمام شده بود اما پسری با پیراهن قرمز در ازدحام آدمها لبخند میزد و زیر فلاش دوربینها هرگز سگرمههایش درهم نمیرفت. او در آن شب ارغوانی، سوگلی تمامعیار سینهچاکانی شد که از خرید شبابالاهلی بیشترین رضایت را داشتند و در پوست خود نمیگنجیدند.
دو گل و یک پاس گل برای آنکه مهدی قایدی سر از دهلیز قلبها درآورد و پس از آتشبازی، در هتل هفت ستاره غرب جمیرا به کباب بوقلمون مهمان شود کافی بود. مهدی که خوب میدانست در شب شرجی آن سوی آب باید جاشویی بیبدیل لقب بگیرد و یکتنه قرمزها را به لنگرگاهی ناشناس سوق دهد، با تکیه بر هنر ذاتیاش به آنچه میخواست، رسید. تیر خلاص پسر بوشهر در وقت اضافه کاری کرد که مرگ سراغ ستارههای متفرعن الشارجه را بگیرد. اینگونه شد که آب از سر مهمان پرمدعا گذاشت و لشکر محبوب دوبی به سر به هواترین قشون جهان بدل شد. حالا دیگر موتور گلزنی شکارچی ایرانی روشن شده و ساحری که میتواند در یک دستمال کوچک یازده توپچی را حیران کند به حتم در ادامه مسیر باز هم شور و شادی و سرخوشی را به اردوگاه شباب الاهلی خواهد آورد. وقتی گزارشگر ذوق زده عرب از او به عنوان ساحر جدید فوتبال باشگاهی امارات نام میبرد لابد باید باور کنیم علی کریمی جدیدی متولد شده و با هر دریبل خود در چمنزار گلولهای را به سوی حریفان محزون شلیک میکند. انگار تقدیر عربها تا اطلاع ثانوی به ساقهای زهردار او گره خورده است. همو که میتواند ابر را زیر جامه سرخش پنهان کند تا آتشپارههای الاهلی سر روی شانههای آفتاب بگذارند و به برق چشمهای یک غریبه خونگرم دل ببازند.
حالا مهدی قایدی در ۲۳ سالگی میرود تا به سردار فاتح نبردهای آن سوی خلیجفارس بدل شود. اگر کمی به حافظههایمان فشار بیاوریم یادمان میافتد که علی کریمی نیز در همین سن و سال سر از الاهلی درآورد و به ماشین گلزنی قرمزها بدل شد. پسر مارلیک با تکیه بر نبوغ خود الاهلی را به سکوی پرتاب خود بدل کرد و سرانجام سر از باواریا درآورد و با پیراهن مونیخ در بوندس لیگا دلبری کرد. اینبار تاریخ میخواهد تکرار شود و کاری کند که مهدی قایدی نیز پس از گرد و خاک در دوبی و شعلهور کردن قفس توری رقیبان، مشتریان ثابت خود را در قلب قاره سبز پیدا کند. اتفاقی که قطعا با خرسندی شیـــخهـــای جاهطلب نیز مواجه خواهد شد، چراکه آنها قادر خواهند بود در یک بیزینس فوتبالی با انتقال باشوی کوچک به اروپا حساب باشگاه الاهلی را لبریز از اسکناسهای امریکایی کنند. دوبی برای ساحری که از ایرانجوان بوشهر میآید و طعم فقر را در اوان کودکی چشیده، جایی است برای تبلور آرزوهایش. او با یک حساب سرانگشتی میتواند از لیگ آن سوی آب پلی بسازد پلی برای رسیدن به اروپا و هجرت به ویترین ورلد ساکر.
او حالا عزیز دردانه شباب الاهلی است. باشگاهی در قلب امارات متحده عربی. مالک این باشگاه حمدان بن محمد آل مکتوم، ولیعهد حکومت شهر دوبی است. الاهلی ثروتمندترین و پرهوادارترین باشگاه فوتبال امارات است و در هر دوئل در لیگ فوتبال امارات قریب به ده هزار تماشاگر را به ورزشگاه میکشاند. این باشگاه به دلیل توپچیهای متعدد ایرانی که در مقاطع مختلف زمانی در این تیم بازی کردهاند، در میان ایرانیان مقیم دوبی نیز هواداران بیشماری دارد. از مهرزاد معدنچی، فرهاد مجیدی، جواد کاظمیان و میلاد میداوودی تا علی کریمی و مهدی قایدی.
اینک اما الاهلی از ستارهای رونمایی میکند که روی دست همه فوق ستارهها بلند شده تا زندگی را به یک ورزشگاه زیبا بیاورد و به اسطورهای بیتکرار بدل شود. اسطورهای که پروانهها بند کفشهایش را میبندند و شاپرکها زیر گوشش نغمه خوشبختی را زمزمه میکنند. وقتی مهدی علی سکاندار شوالیههای قرمز الشباب از مهدی قایدی به عنوان یک فرشته نجات یاد میکند و وقتی ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادهاند تا مردی با شماره ۱۶ رمانتیکترین روزها را برای الفرسان به ارمغان بیاورد، حتما باید منتظر روزهای روشنتر ماند. خدا را چه دیدید. شاید تفنگدار بیبدیلی که چای و نسکافهاش را در برج العرب میل میکند و در شبهای دوبی سوار بر مرسدس آبی زنگاری خود از رقه تا جمیرا تخته گاز میرود خیلی زود خون تمام سیم خاردارهای تلف شده را به گردن بگیرد و یک تنه قرمزها را به آرمانشهری دلربا رهنمون کند. دل، دل است. دلخوش به هلهلههایی که از دهان عاشقان یک ارتش تا بن دندان مسلح بیرون میآید. از قلب مردمانی که بیپناهی بزرگ خود را در ساقهای پسری برخاسته از سرزمین گربهای شکل جستوجو میکنند. به همین سادگی.
روزهای رمانتیک الفُرسان با ساحر شماره ۱۶
پروانهها بند کفشهایش را میبندند!
ساعت 24- نبرد تمام شده بود، اما دشداشهپوشها به هیچوجه قصد ترک ورزشگاه راشد در آن سوی دوبی را نداشتند. در چشمان دشداشهپوشها پسری ریزنقش میخرامید و توفان به پا میکرد. همین باعث شده بود آنها در گرمای تبآلود ۴۰ درجه زندگی را خوب و زیبا ببینند و برای دست دادن با جادوگر ایرانی خود را به آب و آتش بزنند.
html>
نظرات کاربران