جاده های ابریشم جدید بیش از هر چیز ارتباطات دریایی با سرمایه گذاری های قابل توجه در بنادر استراتژیکی ای هستند که حمل کالاهای چینی به بازارهای اروپا و بازارهای میانی را تسهیل می کنند. آنها همچنین کانال های چین برای تامین مواد اولیه و سایر محصولاتی هستند که برای ادامه توسعه اش به آنها نیاز دارد. در این چارچوب ، ایران اهمیتی محدود دارد، البته به جز بندر چابهار ، در منتهی الیه جنوب شرقی کشور ، با موقعیتی ایده آل در خلیج عمان. که گذرگاه مهمی برای ترانزیت هیدروکربن ها از کشورهای تولیدکننده خلیج فارس به بازارهای خارج است.مهمترین سرمایه گذاری های چینی خارج از چارچوب رسمی BRI انجام می شود. در این راستا ، مشارکت راهبردی ٢٥ ساله که در مارس ٢٠٢١ پس از سالها مذاکره در تهران امضا شد ، تنها یک چارچوب رسمی برای سرمایه گذاری بزرگترین شریک تجاری ایران فراهم می کند. ارقام منتشر شده توسط مطبوعات تنها گمانه زنی هایی در مورد پتانسیل توافق است بدون آنکه بدانیم پروژه هایی که اعلام می شود در چارچوب این توافق است یا این که تنها نهایی شدن سرمایه گذاری هایی است که از پیش آغاز شده بود. اعلام این توافق بیشتر تاثیری دیپلماتیک داشت تا اقتصادی و هدف آن دولت جدید آمریکا بود. این نشان می دهد که ایران دارای شرکای اقتصادی جدی جایگزین در غرب است.با این حال ، بُعد محدود BRI برای ایران، نباید باعث شود ما فراموش کنیم که این کشور در حال حاضر بخشی از توسعه منطقه ای اوراسیا ، بسیار فراتر از چین است. تهران می خواهد از این امر بهره مند شده و یک بازیگر فعال آن باشد. بُعد اوراسیایی به مثابه محور سیاست خارجی ایران ، امری جدید نیست ، اما با برپاسازی BRI شتاب بیشتری گرفت. بدین ترتیب اولین قدم مهم در سال ٢٠١٣ ، سال راه اندازی جاده های ابریشم جدید برداشته شد، هنگامی که قزاقستان میزبان گفتگو هایی در مورد قدرت هسته ای ایران بود. در سال ٢٠١٤ ، پروژه های راه آهن ایران-ترکمنستان-قزاقستان آغاز شد ، در سال ٢٠١٦ ، اولین قطار باری مستقیم از چین در مدت فقط چهارده روز وارد ایران شد. پس از آن مسائل شتاب بیشتری گرفت ، در سال ٢٠١٨ ، کنوانسیون دریای خزر پس از دو دهه تعلیق امضا شد ، سپس در سال ٢٠٢١ مجموعه ای از سفر های دیپلماتیک ایران در آسیای مرکزی انجام گرفت که به دنبال آن تهران درخواست رسمی برای عضویت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) را اعلام کرد. نهادی که روسیه ، بلاروس ، قزاقستان ، ارمنستان و قرقیزستان را برای همکاری با هم گرد می آورد.
تحریم های ثانویه ایالات متحده علیه ایران و محدودیت های بانکی که آنها اعمال می کنند همچنان به مثابه سد بزرگی در حوزه تجاری محسوب می شود، اما این سد فلج کننده نیست. شرایطی که استفاده از کانالهای مالی جایگزین را ناگزیر می کند که البته شرکتهای اروپایی آن را قبول ندارند. از جمله فروش مجوزهای مالی توسط قزاقستان از جمله رمزارزها، استفاده از Swift بانکی ازبکستان که خود در شرف خصوصی سازی است و همچنین معادل روسی آن و بزودی همانطور که رسما اعلام گردیده استفاده ازe-yuan3 () و غیره. بدین ترتیب تهران ، حتی به طور غیر مستقیم ، موقعیت خوبی برای بهره مندی از جاده های ابریشم جدید دارد. رابطه با قزاقستان نمونه بارز آنست. این کشور بمثابه بزرگترین اقتصاد آسیای مرکزی ، شریک فعال ایران می باشد. تنها در سال ٢٠٢٠ سفارت این کشور در تهران بیش از پنجاه رویداد برای ارتقای روابط اقتصادی دوجانبه برگزارکرد که هیچ کشور اروپایی و حتی عربی قادر به انجام آن نبوده است. باید اشاره کرد - و این قابل توجه است – که تجارت بین دو کشور واقعاً دو جانبه است. چندین شرکت بزرگ ایرانی در همه بخشها در آلماتی ، بزرگترین شهر قزاقستان مستقر هستند. این کشور نیز مانند برخی از دیگر کشورها قبل از آن، می تواند به یک قطب تجاری مهم برای ایران تبدیل شود.
چین اهداف استراتژیک منطقه ای را دنبال می کند که ممکن است با اهداف ایران تفاوت داشته باشد. به عنوان مثال هدف آن در خلیج فارس، در چارچوب گسترش جاده ابریشم، یافتن بازارهای جدید برای سرمایه گذاری و توسعه تجاری است. همچنین برای پکن تامین امنیت انرژی از طریق تنگه هرمز که خلیج فارس را به دریای عمان متصل می کند، مطرح است. سرانجام ، هدف دراز مدت چین تثبیت موقعیت خود در منطقه است، بدون این که به طور مستقیم هژمونی مورد ادعای ایالات متحده زیر سوال برد. در این راستا چینی ها قصد دارند روابط تجاری خود را با سعودی ها و ایرانیان متعادل کرده و از هرگونه تشنجی که موجب خشم ایالات متحده شود ، اجتناب ورزند. پکن هم به نفت ارزان ایران ـ به دلیل عدم وجود سایر مشتریان به دلیل تحریم های آمریکا -، و هم به حمایت اعراب از جاده های ابریشم جدید نیاز دارد. از این رو ، پکن خوشحال است که می تواند به یک قدرت منطقه ای مخالف رقیب آمریکایی خود کمک کند ، بدون آنکه بیش از حد با همین کشور که بعضاً از سوی همسایگانش در جنوب به عنوان دشمن در نظر گرفته شده است ، ارتباط خیلی نزدیک داشته باشد. بنابراین سیاستی دورنگر با فاصله و متعادل اتخاذ می کند. اگر رقابت چین و آمریکا به سمت شرق حرکت کند و بی علاقگی نسبی واشنگتن به خلیج فارس تأیید شود ،این جهت گیری می تواند تغییر کند.ایران اگرچه بازیگری کوچک در برنامه توسعه اعلام شده توسط پکن است ، اما می تواند با جذب سرمایه گذاری هائی محدود در زیر ساختارهائی که برای شریک چینی اهمیت دارند ، از برخی مزایای مستقیم آن استفاده کند. علاوه بر این ، تهران می تواند در درازمدت امیدوار باشد که به یک بازیگر مهم در منطقه اوراسیا تبدیل شود. BRI شرایط توسعه منطقه ای جدیدی را ایجاد می کند که ایران که از اروپا و غرب ناامید شده و دارای شرکای محدودی در جنوب است ، می خواهد از نظر تجاری از آن سود ببرد.
لوموند دیپلماتیک- ترجمه از فرانسه شروین احمدی
نظرات کاربران