html>

در عرصه خارجی نیز درحالی‌که تلاش‌هایی با میانجیگری فرانسه و ایالات‌ متحده در جریان است، برخی از ورود روسیه و قطر هم به این بحران خبر می‌دهند. بنا بر بیانیه اعلام‌شده از سوی دفتر نجیب میقاتی، نخست‌وزیر لبنان، تمیم بن‌حمد آل‌ثانی، امیر قطر، برای حل بحران لبنان با کشورهای شورای همکاری خلیج‌ فارس ورود خواهد کرد. در بیانیه دفتر میقاتی آمده است او در حاشیه نشست تغییرات اقلیمی گلاسگو اسکاتلند با امیر قطر دیدار و درباره مناسبات دوجانبه و بحران به‌وجودآمده میان لبنان و کشورهای شورای همکاری رایزنی کرده است. امیر قطر تأکید کرده است محمد بن‌عبدالرحمن آل‌ثانی، وزیر خارجه این کشور را به‌زودی روانه بیروت خواهد کرد تا درباره راهکارهای حمایت از لبنان و تکمیل گفت‌وگو درباره پرونده‌های مطرح‌شده، به‌ویژه حل بحران لبنان با کشورهای عضو شورای همکاری رایزنی کند.
میقاتی تنها به گفت‌وگو با آل‌ثانی بسنده نکرده و برای جلب رضایت ریاض، با امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه و دیگر سران حاضر در این نشست رایزنی و مشورت کرده است. به گفته منبع دیپلماتیک فرانسوی، موضع پاریس ثابت است، وضعیت لبنان مستلزم اقدامات و اصلاحات فوری است و همه کشورهای دوست باید برای مقابله با چالش‌ها از لبنان و مردم این کشور حمایت کنند.
ورود احتمالی پوتین
دوران طلایی رابطه عربستان با لبنان در دهه‌های 80 و 90 میلادی بود. در دهه گذشته روابط دو کشور به سمت تیرگی روزافزون حرکت کرده و اوج آن در سپتامبر سال ۲۰۱۷ بود که سعد الحریری، نخست‌وزیر وقت لبنان، برای چند روز در ریاض به گروگان گرفته شد و مجبور به استعفا شد. بحران در پی بحران شاید مناسب‌ترین عبارت برای توصیف روابط سال‌های اخیر عربستان سعودی و لبنان باشد. ناظران بین‌المللی بر این نکته تأکید می‌کنند که آرامش و ثبات نسبی زمانی به لبنان بازمی‌گردد که دولتی فراگیر و مقتدر امور را در این کشور بحران‌زده در دست بگیرد؛ اما بحرانی که پس از سخنان جورج قرداحی، وزیر اطلاع‌رسانی لبنان، به‌ وجود آمد، نشان داد دولت بیروت توان رویارویی با گروه‌های مختلف در این کشور را ندارد.
البته امیر قطر تنها کسی نیست که از او به‌عنوان میانجیگر جدید در بحران بین لبنان و کشورهای عربی یاد می‌شود؛ برخی بر این باورند که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه نیز به‌زودی وارد این بحران خواهد شد. به باور کارشناسان، پوتین در نشست باشگاه «والدای» از «ضرورت گفت‌وگو میان طرف‌های لبنانی برای رسیدن به توافق بدون درگیری و جنگ» سخن گفت؛ اما به‌درستی معلوم نیست رهبر کرملین برای حل بحران لبنان چه می‌تواند بکند. این در حالی است که روسیه اکنون از طریق سوریه در همسایگی لبنان قرار گرفته است و همه طرف‌ها انتظار دارند کرملین نشستی برای حل بحران لبنان در مسکو یا سوچی برگزار کند.
استعفای قرداحی
آن‌طورکه روزنامه الاخبار لبنان نوشت: نجیب میقاتی با میشل عون، رئیس‌جمهوری لبنان و نبیه بری، رئیس پارلمان تماس گرفته و از آنها خواسته قرداحی را قانع کنند تا استعفا بدهد. به نوشته الاخبار، عون از میقاتی که در گلاسگو به‌ سر می‌برد، خواسته به‌سرعت برای برگزاری جلسه کابینه به بیروت بازگردد اما میقاتی گفته نمی‌خواهد دولت بیشتر از آن چیزی که متحمل شده، آسیب ببیند. در همین رابطه، منبعی آگاه در دولت لبنان به العربی الجدید گفته است: گفت‌وگوها در لبنان پیش‌تر بر سر کناره‌گیری قرداحی متمرکز بود، اما این پیشنهاد با اعتراض حزب‌الله، جنبش امل و جریان المرده روبه‌رو شد که تهدید کردند در صورت اجبار قرداحی به کناره‌گیری، وزرای وابسته به این گروه‌ها نیز استعفا داده و دولت ساقط می‌شود؛ امری که منجر به عقیم‌ماندن این پیشنهاد و جست‌وجو برای راهی دیگر شد.
جورج قرداحی در سخنانی که در ماه آگوست ضبط شده بود و هفته گذشته پخش شد، گفته بود حوثی‌های یمن «علیه تهاجم خارجی» به رهبری عربستان، مبارزه می‌کنند. پس از پخش این سخنان، عربستان به همراه بحرین، کویت و امارات متحده عربی به سفرای لبنان دستور دادند تا در 48 ساعت خاک کشورشان را ترک کنند.
اما روزنامه الاخبار در ادامه گزارش خود نوشته است قرداحی در گفت‌وگوی تلفنی با بشاره الراعی، اسقف مسیحیان مارونی لبنان، گفته است اگر استعفای او مشکل را حل می‌کند و به بحران لبنان و شورای همکاری خلیج فارس پایان می‌دهد و باعث استعفای دیگر وزرای دولت نمی‌شود، استعفا خواهد داد. این در حالی است که منابع نزدیک به وزیر اطلاع‌رسانی لبنان می‌گویند او با استعفا مخالف است؛ چراکه نمی‌خواهد قربانی این ماجرا باشد. در آن‌ سوی ماجرا، برخی از اعضای دولت میقاتی تهدید کرده‌اند در صورتی که قرداحی از استعفا خودداری کند، احتمال اینکه برخی از وزرا از کابینه استعفا دهند، بسیار بالاست.
گروکشی ریاض
درهمین‌حال برخی از تحلیلگران منطقه‌ای مانند قرداحی بر این باورند که او قربانی سیاست‌های ریاض در منطقه شده و در حقیقت عربستان به دنبال یارکشی در منطقه است و حتی برخی بر این نکته تأکید می‌کنند که عربستان هم می‌خواهد در ادامه مذاکراتش با ایران، دست برنده را داشته باشد و هم به‌دنبال تضعیف قدرت حزب‌الله در این کشور است؛ چراکه افزایش فشار اقتصادی از سوی عربستان بر دولت درحال سقوط بیروت، لبنان را به نقطه فروپاشی نزدیک می‌کند. در حقیقت دولت میقاتی برای ادامه حیات اقتصادی خود به ریاض نیاز دارد و مجرای اصلی ورود ارز به لبنان از محل صادرات و روابط تجاری با عربستان و دیگر کشورهای حاشیه جنوب خلیج فارس می‌گذرد. بنابراین دولت میقاتی در برابر فشارهای ریاض چاره‌ای جز تسلیم ندارد و عدم تغییر در سیاست عربستان، به‌ معنای تشدید بحران اقتصادی و ناگزیری سقوط دولت خواهد بود که دور جدیدی از بی‌ثباتی سیاسی با آینده‌ای نامعلوم را رقم خواهد زد.