html>

به جز این چالش‌های کلی و عمومی، که چالش‌های کشور ایران و نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود، رییسی خود نیز با چالش‌هایی اختصاصی مواجه است. یکی از آنها این است که در قیاس با چند رییس‌جمهوری قبلی، میزان آرای کمتری داشته و دیگر اینکه روشن نیست طرح و برنامه عملیاتی او برای حل و فصل بحران‌های پیش روی کشور چیست؟

علی الفونه در مورد دولت رییسی در چهار سال آتی معتقد است که نقطه قوت دولت رییسی این است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، به رییسی و دولتش با علاقه می‌نگرد و از طرف دیگر خود رییسی هم با رهبری و نهادهای منسوب به ایشان روابط گرم و قوی دارد، اما رییسی با چالش اساسی مواجه است. اولین و مهم‌ترین چالش او همان چالش روسای جمهور قبلی است. رییسی بر جایگاهی تکیه می‌زند که هر کس قبل از او بوده در این جایگاه دچار مشکل شده است. اختیارات اجرایی در ایران تنها در دست رییس‌جمهور و وزارتخانه‌های تحت امرش نیست؛ بلکه طیف وسیعی از اختیارات اجرایی در اختیار رهبری و نهادهای تحت امر رهبری مانند دستگاه قضایی، نیروهای مسلح و به خصوص سپاه پاسداران و نیز بنیادها و ستادها و شوراهایی است که خود را دارای اختیار اجرایی می‌دانند. اگر چیزی در جمهوری اسلامی درست پیش نرود همه رییس‌جمهور را مقصر می‌دانند حتی اگر رییس‌جمهور در مورد آن مساله یا مسائل اختیاری نداشته باشد. رییسی هم از این اصل و قائده مستثنی نیست. رییس‌جمهور در جمهوری اسلامی ضربه‌گیر است و حال در موقعیت فعلی که حال و روز اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی ایران در چنین وضعیتی است، رییسی باید مراقب باشد که نقش مشابهی بر او تحمیل نشود. دومین چالش مهم فراروی رییسی این است که برنامه‌ها و ایده‌های او برای خارج کردن کشور از بحران مشخص نیست. اینکه با این وضع اقتصادی نابسامان چه باید کرد نیازمند طراحی و برنامه دقیق و استادانه‌ای است که هنوز سخنی درباره آن به میان نیامده است. سومین چالش فراروی رییسی هم این است که او به صورتی روی کار آمده که بخشی از جناح حامی حکومت دچار مساله شده است. مسائل مربوط به احراز صلاحیت کاندیداها و حرف و حدیث‌های بعدی مربوط به آن به صورتی رخ داد که چند دستگی و اختلاف‌نظر بسیاری هم در درون کارگزاران و وفاداران نظام رخ داد و هم حامیان را دچار سوال کرد.

هنری رم در مورد چالش‌های پیش روی رییسی بر روی نکات دیگری انگشت می‌نهد. رییسی خون تازه‌ای به درون دولت جدید نیاورده است. هرچند صحبت از چند چهره جوان در دولت اوست، اما نیمی از کابینه او همان وزرا یا معاونان وزرا در دولت اول احمدی‌نژاد هستند. اینکه به دولت اول رییسی، به طعنه دولت سوم احمدی‌نژاد می‌گویند به سبب حضورهمین افراد است. از سوی دیگر برخی از این افراد کارشناس مسائل حوزه خود نیستند که بخواهند با علم و آگاهی در آن حوزه عمل کنند. برای این گروه نقطه قوتشان البته اعتماد به نفس بالا برای حل وفصل مشکلات کشور است، اما اعتماد به نفس به تنهایی برای فائق آمدن بر مشکلات کافی نیست. از سوی دیگر، رییسی تاکنون منصب اجرایی به معنای اخص کلمه نداشته است. او در مناصب قضایی یا جز آن بوده که پاسخگوی افکار عمومی و شهروندان یا رسانه‌ها نبوده است. در ایران مقام قضایی به قانون پاسخگوست، اما سازوکار این پاسخگویی در برابر قانون به هیچ رو مانند پاسخگویی روزانه و همیشه سنگینی که رییس‌جمهوری با آن مواجه است، نیست. اینکه اگر در دوره رییسی چیزی درست پیش نرود چه کسی را باید مورد شماتت و انتقاد قرار داد، از هم‌اکنون نامشخص است.

علی آلفونه در مورد دولت رییسی به مساله ورود بنیادها و نهادهای اقتصادی تحت نظر رهبری به قوه مجریه توجه می‌کند. اینکه افرادی که در نهادهایی مانندستاد اجرایی فرمان امام یا آستان قدس رضوی بوده‌اند. سر از دولت رییسی درآورده‌اند مطابق با ادعای او به سمت تحکیم هر چه بیشتر نفوذ و منافع این نهادها منتهی خواهد شد نه آنکه امکانات آنها برای کمک به دولت به میدان بیاید. آلفونه ادعا می‌کند که البته نگاه رییسی تنها رو به آینده است و اینکه توقع داشته باشیم با آمدن او مشکلی حل می‌شود، نادرست است. بلکه رییسی خود منتظر تحولات پیش رو و آینده است. گرچه کار مهم رییسی تا زمان وقوع آن تحولات آینده حفظ خلوظ حزب‌اللهی در بدنه نظام سیاسی است. خلوصی که حفظ آن در برابر تغییرات نسلی و سیاسی رخ داده و در سه دهه گذشته به مساله مهم برای ادامه حیات نظام سیاسی بدل شده است.

هنری رم یک مساله مهم فراروی دولت رییسی را تحریم‌ها و مذاکرات هسته‌ای می‌داند. رییسی از خاتمه تحریم‌ها استقبال کرده است. حقیقت هم همین است که وعده‌های بزرگ او مثل ایجاد گسترده اشتغال برای جوانان و ساخت هرسال یک میلیون واحد مسکونی یا تقویت ارزش پول ملی بدون رفع شدن تحریم‌ها ممکن نیست. فروش نفت، تجارت خارجی، توریسم و جذب سرمایه‌گذاری در شرایطی که تحریم‌های کنونی وجود دارد، غیرممکن است و وقتی وضع چنین است امیدی برای رشد اقتصادی، صادرات و واردات و افزایش تولید ملی وجود نخواهد است. مساله مهم برای دولت کنونی و البته جمهوری اسلامی این است که خطر انتخابات 2024 یاست جمهوری امریکا هر لحظه در حال نزدیک شدن است. اگر در آن انتخابات، جمهوری‌خواهانی از جنس ترامپ که هوادار اسراییل بودند به پیروزی برسند، موقعیت کنونی برای ایران از میان خواهد رفت، اما میان رییسی و روحانی در مورد برجام یک تفاوت دیدگاه اساسی وجود دارد. روحانی معتقد بود برجام گامی برای تغییر سیاست خارجی جمهوری اسلامی در همه عرصه‌هاست و به عبارت دیگر برجام تنها گام اول است. گامی که مقصد نهایی آن باید کاستن یا حذف نقش نهادهای خاص در سیاست خارجی و اقتصاد داخلی ایران باشد. رییسی اما دیدگاهی مخالف دارد و برجام را تنها یک استثنا و نه رویه و فقط به منظور ایجاد گشایش در امور نظام می‌داند. با برجام نباید چیزی در سیاست داخلی، خارجی و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی تغییر کند، برجام اگر بخواهد در سیاست خارجی و داخلی و اقتصادی نظام تغییر ایجاد کند، خود یک پدیده خطرناک خواهد بود.‌

علی آلفونه در مورد جهت‌گیری نظام جمهوری اسلامی در چهار سال پیش رو دیدگاهی متفاوت عرضه می‌کند که با دوگانه رایج اصلاح‌طلبی- اصولگرایی یا میانه‌روی- تندروی متفاوت است. به باور آلفونه، مواضع سیاسی جمهوری اسلامی اصالتی ندارد و این نظام به طبیعت خود نه پراگماتیست است وانه انقلابی؛ بلکه همه این مواضع حسب مصلحت و موقعیت آن اتخاذ می‌شود. از سوی دیگر، اهداف راهبردی جمهوری اسلامی هم چیزی نیست که به رییسی مربوط باشد و با آمدن او یا شخص دیگری تغییر کند. رییسی هم در مسیر این راهبرد حرکت خواهد کرد همان‌طور که هر کس دیگر مثل روحانی هم به رغم مقاومت و در نهایت در همین مسیر خواهد بود. یکی از این مسائل راهبردی مربوط به سیاست خارجی جمهوری اسلامی است که به رییسی ارتباطی ندارد. برای مثال، ایران در سوریه و یمن اهدافی دارد که هر کسی روی کار بیاید باید مجری آن باشد. در سوریه، هدف ایران باقی ماندن بشار اسد بر سریر قدرت است. در یمن هدف ایران شکست دادن نظامی عربستان سعودی و تداوم تسلط انصارالله بر صنعا و حدیده است. به این منظور جمهوری اسلامی، همه گونه هزینه اقتصادی، سیاسی و نظامی را متحمل خواهد شد. هدف دیگر ایران، آزمودن میزان و قوت اتحاد امریکا با متحدان خود مانند عربستان سعودی و اسراییل است. ایران دایما اعتبار این اتحاد را با اقدامات خود محک می‌زند. اکنون و با روی کار آمدن بایدن، ایران متوجه شده که امریکا قصدی برای جنگیدن با ایران ندارد و پاسخ‌هایی هم که به اقدامات نظامی عوامل ایران در عراق داده نسبت به اقدامات ترامپ بسیار کم‌شدت و کم‌اثر است. اینکه امریکا همه سامانه‌های دفاع موشکی خود را از منطقه خارج کرده، اینکه در برابر حملات منتسب به ایران به کشتی‌های اسراییلی خویشتن داری نشان داده و به الفاظی بسنده کرده، اینکه پذیرفته تا ابتدای زمستان از عراق خارج شود و اینکه از حضور نظامی خود در اطراف ایران کاسته، همه نشانگر آن است که امریکای بایدن تمایلی برای پاسخ دادن به ایران ندارد و قصد دارد ایران را با منطقه تنها بگذارد. در نهایت، این سئوال وجود دارد پس رییسی قرار است چه چیزی را در سیاست خارجی ایران تغییر دهد؟

یک مساله مهم، وضعیت بخش انرژی (نفت و گاز) ایران در دوران چهارساله آتی است. هنری رم معتقد است در این چهار سال، بخش انرژی ایران مانند بقیه بخش‌های اقتصادی آن به سمت و سوی ادغام کامل با چین حرکت خواهد کرد. شرکت‌های بین‌المللی انرژی که پیشتر در ایران فعال بودند (توتال، آنی و در زمانی دورتر شل) دیگر مانند سال ۲۰۱۶ اشتیاقی به انرژی ایران ندارند. ایران با انبوهی رقیب در حوزه نفت و گاز روبه‌رو شده است. بازارهای مصرف تا حد زیادی تصرف شده و سرمایه‌گذاری‌ها برای دهه آتی مقصد خود را یافته است. به علاوه، تحولات بازار انرژی به سبب تغییرات اقلیمی و برقی شدن حمل و نقل، سمت و سویی از رونق در مصرف نفت را نشان نمی‌دهد. تولید نفت ایران در صورت خاتمه تحریم‌ها احیا خواهد شد، اما به سبب شدت فرسودگی بسیار بالای این بخش، نیازمند زمان است و به همین سادگی و در کوتاه‌مدت رخ نخواهد داد.

معنای حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران چیست؟ علی آلفونه در این مورد تفسیری عمیقا معاند با نظام جمهوری اسلامی مطرح می‌کند. به باور او در جمهوری اسلامی، مانند بقیه حکومت‌های خاورمیانه که از میان رفتند، معنای موفقیت در حکمرانی به موفقیت در باقی ماندن درقدرت تعبیر می‌شود. به عبارت دیگر، اگر حکومت شما به هر بهای اقتصادی و انسانی بر سر کار بماند، شما موفق هستید. چنین است که مثلا حسنی مبارک یا زین العابدین بن علی در خاورمیانه ناموفق هستند، اما بشار اسد و انصارالله موفق هستند. در عرصه حکمرانی سیاست خارجی، برای ایران معنی موفقیت این است که دست به هر اقدامی بزند، ولی امریکا کاری به کار آن نداشته باشد. بدیهی است که این معنی از موفقیت هم بسیار شرطی و شکننده است.

در نهایت باید دوباره به مساله اقتصاد برگردیم به اقتصاد ایران در چهار سالی آتی و در دوره ریاست‌جمهوری ابراهیم رییسی به چه شکل خواهد بود؟ هنری رم ادعا می‌کند که روسیه و چین برای بهره بردن از تعامل اقتصادی با ایران منتظر گشایشی در تحریم‌های ایران هستند. اما هرچه باشد رییسی و تیم همراهش به‌شدت به دنبال پیگیری و اجرای اقتصاد مقاومتی هستند. این اقتصاد مقاومتی از سویی به دنبال بهره جستن از ظرفیت‌های داخلی ایران و از سوی دیگر به دنبال خنثی کردن تحریم‌ها از طریق تعامل با چین و روسیه و در عین حال اجرای تدابیری متفاوت برای مقاومت در برابر تاثیر تحریم‌هاست تا تاب‌آوری کشور و جامعه در برابر فشارها افزایش یابد؛ گرچه ایران فعلا در وضعیتی قرار دارد که ظرفیت‌های داخلی اقتصادی آن برای مقاومت در برابر دور تازه‌ای از فشار و تحریم با مشکل مواجه است. فرسودگی زیرساخت‌ها، مشکلات آب و اقلیم، ضعف ساختاری اقتصاد و مشکلات پولی و بودجه‌ای چنان عظیم هستند که رفع و رجوعشان باید به جد مورد توجه قرار گیرد.

ماهنامه دیده بان – پژوهشکده مطالعات راهبردی ، شهریور1400