سابقه تحولات دویست ساله گذشته در فقره روابط ایران و روس، عقبه استعماری روسیه در ایران و جدا کردن بخشهایی از کشورمان، رفتار مسکو در نسخه اوریجینال برجام، سهم روسیه از بازار جهانی نفت و گاز و تعارض منافع با ایران در این بخش، انتشار فایل صوتی دکتر جواد ظریف در انتقاد عریان او به مواضع روسیه در مذاکرات ۲۰۱۵ و بدبینی نخبگان ایرانی به میزان تعهد روسیه به قراردادهایش از جمله نیروگاه اتمی بوشهر در کنار فکتهای موجود از سود و زیان مسکو از احیای توافق هسته ای جملگی بسترساز دیدگاه های منفی نسبت به حسن نیت دولت روسیه در فرایند مذاکرات هسته ای ایران با قدرت های جهانی شده است.
در اینکه روسیه به مانند هر قدرت دیگری در دنیای امروز و در عرصه روابط بین الملل به دنبال منافع ملی خود است و در هر رخدادی به ویژه در منطقه آسیا و شرق اروپا در جستجوی تطبیق دیپلماسی خویش بر مفصل بندیِ با عایدی اکثری است شکی وجود ندارد.
از طرفی ایران به عنوان کشوری قدرتمند و دارای ژئوپلیتیک ویژه و بهره مندی از راه های آبی و هوائی منحصربهفرد در پیوستگاه غرب به شرق در همسایگی روسیه و صاحب سهم در پهنه آبی خزر قطعا برای مسکو اهمیت مضاعفی پیدا می کند، بنابراین کاملا طبیعی است که روس ها در محاسبات برجامی خود بسیار حساس عمل کنند و سود و زیان ویژه آن برای منافع ملی کشورشان را مداق شوند. از این رهگذر با اطمینان می توان گفت روسها از یک ایران قدرتمند هراس دارند و آن را در مجاورت خود خطرناک می بینند.
از سوی دیگر روسیه در چالش امنیتی مداوم خود با غرب سعی می کند از کارت ایران استفاده کند و از این دریچه امتیازاتی بهدست آورد. بنابراین مسکو به روابط عادی تهران با دنیای غرب تمایلی ندارد و مطلوبِ خود را در ادامه تنش ایران و غرب می داند چراکه از دل این تعارضات می تواند به نفع پیشبرد اهدافش در مقابل غرب استفاده کند.
اما آیا این تحلیل ها الزاما به معنای عدم رضایت مسکو از احیای برجام و پایان حداقل موقت بحران هسته ای ایران است؟
به نظرم در این مورد باید عمیق تر و دقیق تَر به مسأله پرداخت و عوامل احتمالی عدم اقبال روس ها به برجام را در برابر دلایل حمایت آنها از این توافق قرار داد و سپس در ترازوی وزن کشی به استخراج گزینه نهایی پرداخت. در این بخش به صورت اجمالی به بررسی عوامل مؤثر در حمایت مسکو از احیای توافق هسته ای می پردازم:
1- روسیه از تبدیل شدن ایران به قدرت هسته ای با قابلیت بالقوه تولید سلاح اتمی نگران است، چراکه یک قدرت هسته ای با جهت گیری مستقل در روابط بین الملل را در همسایگی خویش نمی پذیرد بنابراین ترجیح می دهد میزان تغلیظ اورانیوم و میزان انباشت آن در ایران تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی محدود شود و به خوبی واقف است بهترین و کم هزینه ترین راه تحقق این خواسته زنده شدن برجام خواهد بود.
2- روسیه در سال های اخیر منافع استراتژیک مشترکی با ایران را دنبال کرده و موفقیت های خوبی هم بدست آورده بنابراین برای تداوم کم هزینه تر این روابط و عدم برخورد با موانع تحمیلی جامعه بین الملل از رهگذر ایران هسته ای ناچار از تلاش برای استمرار عادی بودن پرونده هسته ای ایران است.
3- روسیه به دنبال استراتژی مهم امنیت ملی آمریکا در چرخش به شرق در جستجوی پر کردن جایگاه ایالات متحده در منطقه خاورمیانه است به ویژه بعد از خروج واشنگتن از افغانستان و عراق و عدم مداخله جدی در سوریه و کاهش تعهدات خودِ به متحدان عربی – عبری و تخلیه تعدادی از پایگاه های نظامی خویش در کشورهای دوست، دولت روسیه بیش از پیش بدنبال احیای وجهه هژمونیک خود در این خطه است، مسکو به خوبی می داند از نقطه نظر اقتصادی توانی برای نفوذ در منطقه ندارد و از این حیث با تقسیم کار با متحد استراتژیک خود چین درصدد است از نظر نظامی و امنیتی نقش اول را به خود اختصاص دهد و امور تجاری، اقتصادی و فن آوری را به پکن واگذارد.
در امتداد پیاده سازی این هدف بزرگ روسها به خوبی می دانند ادامه بحران هسته ای ایران بزرگترین مانع خروج کامل امریکا از منطقه است بنابراین با حمایت از برجام می توانند در خالی شدن بخشی از کشورهای منطقه از سیطره هژمونیک و نظامی ایالات متحده تسهیل گر باشند.
4- پوتین بعد از موفقیت در راهبردهایش در سوریه و شکست ائتلاف به رهبری آمریکا تلاش کرد از این پیروزی استراتژیک در راستای بسط نفوذ سیاسی در منطقه استفاده کند و در این پرونده روابط جدیدی با ترکیه و کشورهای عرب منطقه منعقد کرد و مساعی خود را جهت پر کردن خلأ همکاری های نظامی – امنیتی واشنگتن با دول خاورمیانه بکار بست. در این میانه مسکو تلاش کرده که فصل جدیدی از هیمنه و هژمون دیپلماتیک خود در قامت قدرتی سازمان دهنده و میانجی گر در دعاوی منطقه ای را سامان دهد بنابراین دستاوردهای سیاسی برای روسها مفهوم عمده ای پیدا کرده است. در مورد مذاکرات هسته ای، روس ها عملا به مهمترین نقش گفت وگوها بدل گشته اند که هم نمایندگی ایران و هم به نوعی مرجعیت همه اطراف مذاکره را بدست گرفته اند. بنابراین گزاره پوتین قصد دارد در مقام یک برنده از چالش دیپلماتیک برجامی خارج شود و رزومه موفقیت های دیپلماتیک خویش را سنگین تر کند.
5- پوتین بعد از موفقیت در راهبردهایش در سوریه و شکست ائتلاف به رهبری آمریکا تلاش کرد از این پیروزی استراتژیک در راستای بسط نفوذ سیاسی در منطقه استفاده کند و در این پرونده روابط جدیدی با ترکیه و کشورهای عرب منطقه منعقد کرد و مساعی خود را برای پر کردن خلأ همکاریهای نظامی – امنیتی واشنگتن با دول خاورمیانه بکار بست. در این میانه مسکو تلاش کرده که فصل جدیدی از هیمنه و هژمون دیپلماتیک خود در قامت قدرتی سازمان دهنده و میانجی گر در دعاوی منطقه ای را سامان دهد بنابراین دستاوردهای سیاسی برای روسها مفهوم عمده ای پیدا کرده است. در مورد مذاکرات هسته ای، روس ها عملا به مهمترین نقش گفت وگوها بدل شده اند که هم نمایندگی ایران و هم به نوعی مرجعیت همه اطراف مذاکره را به دست گرفته اند. بنابراین گزاره پوتین قصد دارد در مقام یک برنده از چالش دیپلماتیک برجامی خارج شود و رزومه موفقیت های دیپلماتیک خویش را سنگین تر کند.
6- روسیه به خوبی از سیاست کلان و استراتژیک جمهوری اسلامی در نگاه به شرق آگاه است و میداند حتی در صورت احیای برجام به ویژه در پس زمینه یکدست شدن قدرت در ایران که تا اطلاع ثانوی امکان تغییر در آرایش آن متصور نیست باز هم شرکت های غربی جایگاه محکمی در ایران ندارند بنابراین توافق هسته ای و برداشته شدن تحریم ها عملا به نفع روابط تجاری و اقتصادی مسکو با تهران تمام خواهد شد، به ویژه قرارداد ۲۵ ساله با چین و تلاش برای انعقاد قرارداد ۲۰ ساله با روسیه بدون برجام و در سایه تحریم ها عملا ابتر خواهد ماند. از طرفی ایران از مشتریان جدی بازار تسلیحاتی روسیه است که بدون احیای برجام به فرجام جدی نخواهد رسید.
7- در آخرین اجلاسیه سازمان همکاری شانگهای پذیرش عضویت دائمی ایران به تصویب رسید موضوعی که در سال های گذشته هماره با سخت گیری چین بدلیل اقتصاد تحریم زده ایران به نتیجه نمی رسید حال که اعضای این پیمان در رابطه با عضویت دائم تهران به توافق رسیده اند قطعا همه اعضا به ویژه چین و روسیه به جهت امکان تداوم همکاری های درون سازمانی باید از رفع تحریمهای اقتصادی ایران دفاع کنند.
8- روسیه در امتداد پروژه بلندپروازانه خود در گسترش نفوذ امنیتی، نظامی و دیپلماتیک در خاورمیانه نیازمند جوی آرامتر و کم هزینه تر در اتمسفر سیاسی منطقه است و این مهم بدون توازن قوا در دو جبهه شمال و جنوب مقدور نیست. اگر برجام به نتیجه نرسد توازن نیروها در بین این دو قطب برقرار نمی شود و همچنان فضای منطقه جنگی و تنش آلود پیش خواهد رفت. چنین مختصاتی برای روس ها که توان اقتصادی ضعیفی دارند قطعا مخاطره آمیز و غیرقابل پیگیری است بنابراین حمایت از برجام گام مهمی در ثبوت استراتژی کلان مسکو محسوب می شود.
9- روسیه در کنار روابط کلان خود با ایران، از متحدین سنتی اسرائیل است و پیوندهای عمیقی با تل آویو دارد، یکی از مشکلات جدی مسکو چگونگی تطبیق خودِ با مطالبات این دو کشور بطور همزمان است بطوریکه موجبات نارضایتی هیچ کدام را فراهم نیاورد امری که در سوریه عملا میسر نشده است. پوتین می داند اگر برجام حاصل نشود اسرائیل بهانه لازم برای ادامه توطئه و خوابکاری علیه تهران را بدست آورده و در نهایت هم روس ها و هم آمریکایی ها را ناگزیر از انتخاب سخت خواهد کرد پس با احیای برجام تلاش می کنند طرفین را در موضع معتدلتری نگاه دارند و حداقل سایه جنگ را دور کنند.
در این میان قطعا دلائل و عوامل ریز و درشت دیگری له یا علیه حمایت روسیه از توافق هسته ای می توان اقامه کرد و در تحلیل نهایی و استخراج گزینه غایی مسکو در فقره برجام به کار گرفت اما به نظر نگارنده اگر مجموع گزاره ها و استدلال های پیش گفته را در مقام قیاسِ وزنی مطمح نظر قرار دهیم به این نتیجه منطقی می رسیم که روس ها اصولا باید از توافق هسته ای حمایت و در راستای تحقق آن تلاش کنند.
دیپلماسی ایرانی
نظرات کاربران