html>

کارشناسان ومقامهای مذاکره کننده در وین وناظران بین المللی که مساله صلح هسته ای را با دقت دنبال می کنند حالا به چشم می بینند کار به جایی رسیده که بالاترین مقامهای دو نظام سیاسی ایران و آمریکا باید تصمیم های سخت بگیرند و به همین دلیل باوردارند این دور از مذاکرات آینده ایرانیان را دگرگون خواهد کردو نباید با دوره های قبلی وحتی توافق پیشین مقایسه کرد. واقعیت این است که رهبری کاخ سفید ونظام سیاسی ایالات متحد آمریکا به این توافق نیازدارد و این نیاز آمریکا برخلاف تصور گروهی از افراطیون درایران لزوما وتناظر یک به یک با انعطاف کامل در برابر ایران نیست و می تواند معنای دیگری هم داشته باشد و به همین دلیل است که فشار آمریکا ومتحدان اروپایی اش برای رسیدن به توافق همه جانبه در کوتاه مدت بیشتر وبیشتر می شود. برخی افراطیون درایران باورشان شده است که نیاز آمریکا برای رسیدن به نقطه پایانی در داستات هسته ای ایران را می توان برگ برنده کرد و از دولت جو بایدن امتیازهای بیشتر و بیشتری گرفت که این تصور می تواند در موقعیت خاص برعکش شود. از سوی دیگر ایران نیز به دلیل دشواری اقتصادی داخلی و نارضایتی شهروندان از تورم شتابان و کمبود منابع ارزی و حتی ریالی برای پاسخگویی به نیازهای مادی شهروندان و قشرهای ناراضی ونیز ته کشیدن منابع مالی و ناراضیشدن شمار بیشتری از شهروندان وناتوانی بخش خصوصی و منفی شدن سرمایه گذاری در امور زیرساختی و نداشتن برق وگاز کافی نیاز فوری برای رسیدن به نقطه عطف دارد.

سناریوها

حالا در این وضعیت که به نظر می رسد نظام سیاسی ایران دنبال این است که با کمترین امتیازدهی ونیز نگهداری نیروهای وفادار به نظام که شاید از نرمش گروه مذاکره کننده نگرانند و نیز برای اینکه بتواند شهروندان را متقاعد کند سختی های کشیده شده به هر حال به پیروزی منجرشده است کار دشواری در پیش دارد. یک سناریواین است که نظام سیاسی بتواند همه ایرانیان به ویژه گروههای نیرومند مخالف آشتی با آمریکا در این زمینه را راضی کند که پیروز شده اند و کار به خوبی وخوشی تمام شود. سناریوی دیگر این است که نیروی ذخیره و انباشت شده مخالفان سازش به اندازه ای باشد که راههای صلح را ببندند . در صورتی که این سناریوی تازه نوشته شده رخ دهد ایران و ایرانیان در موقعیت بسیار دشواری قرار می گیرند. علاوه بر اینها نباید از یاد برد که در ایالات متحده آمریکا نیز مخالفان سر سختی هستند که در سنا ونیز در کنگره نیروی قبل اعتنایی دارند واحتمال دارد موافقت جو بایدن را هوا کنند.

شروع یا پایان

اگر خوش بینانه به داستان نگاه کنیم و تصوراین باشد که ایارن بتواند امتیازهای مناسبی به ویژه رفع تحریم ها را به طورکامل به دست آورد ، در این صورت آیا باید بسیار خوشبخبت و سرخوش باشیم ؟ بدیهی است که این پایان کار نیست و تازه شروع کار است. آیا دولت فعلی از نظر کارآمدی وتدوین سیاستهای مناسب اقتصادی ونیز آرایش در سیاست خارجی می تواند از درآمدهای احتمالی صادرات نفت بهره برداری بهینه داشته باشد؟ واقعیت این است که ایرانیان تجربه دولت های احمدی نژاد را دارند که بیشترین درآمد ارزی را داشت اما با بدترین راهبردها آنها را هدرداد. شروع کار کامیاب برای ایرانیان این است که اقتصاد و سیاست خارجی عادی داشته باشند و بتوانند برای یک دوره معین با خیال آسوده زندگی کنند وکسب وکارهای ویران شده خود را سامان بخشند.