مثلا در ارتباط با مرکز غنی‌سازی فردو، آمریکاییان از سال‌ها قبل خواهان بسته شدن و برچیدن این مرکز بودند. در عوض ایران خواستار باقی ماندن سانتریفوژها در آن بود. یک مقام آمریکایی به نیو یورک تایمز گفت رضایت به باز ماندن فردو یکی از دردناک‌ترین مصالحه‌هایی بود که آمریکا به آن تن داد. بر این اساس، یک هزار سانتریفوژ در فردو می‌ماند، هر چند که ماده هسته‌ای به آن تزریق نمی‌شود. این سانتریفوژها قرار است عنصر دیگری را برای تولید ایزوتوپ پزشکی فراوری کنند. یک مقام آمریکایی به این نشریه گفت حتی وجود یک سانتریفوژ در فردو نیز سخت است.

دور آخر مذاکره ایران و گروه ۱+۵ شامل بیش از ۸ روز و چندین شب متوالی گفتگوی دو و چند جانبه بود. وقتی مذاکره‌کنندگان صبح برای صرف صبحانه می‌رفتند، قیافه آنان به گونه‌ای بود که گویی از پروازی ۲۰ ساعته پیاده شده‌اند. دو طرف برای تحقق این توافق امتیازهای چشمگیری دادند. آمریکا رضایت داد ایران زیرساخت هسته‌ای خود را به شکلی کوچک‌شده حفظ کند. ایران هم رضایت داد محدودیت‌های شدیدی برای تاسیسات تولیدی خود بپذیرد و آن را به قول اوباما در معرض یکی از سخت‌ترین برنامه‌های نظارتی در تاریخ قرار دهد.

به نوشته نیو یورک تایمز، یک تخته سفید همیشه همراه وندی شرمن گفتگوکننده ارشد آمریکایی بود که ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها مسائل مورد تفاهم خود را می‌نوشتند. وجود این تخته سفید امکان آن را به دو طرف می‌داد که پیشنهادهای خود را بدون نوشتن روی کاغذ ثبت کنند. راهبرد دولت جورج دبلیو بوش در برخورد با برنامه هسته‌ای ایران آن بود که تا زمانی که سانتریفوژها خاموش نشوند، هیچ مذاکره‌ای با ایران صورت نگیرد. اما این راهبرد بیهوده بود. ایران در سال ۲۰۰۳ چند صد سانتریفوژ داشت، وقتی اوباما به قدرت رسید، تعداد آنها به چند هزار رسید و اکنون ایران ۱۹ هزار سانتریفوژ دارد. اوباما به این نتیجه رسیده بود که اصرار بر اینکه ایران همه چیز را برچیند، بی‌فایده است، زیرا مذاکره را پیش از آغاز ناممکن می‌کند. بمباران تاسیسات هسته‌ای هم بی‌فایده است. زیرا همان طور که ویلیام برنز قائم مقام سابق وزارت خارجه آمریکا گفت نمی‌توان دانش را با بمباران از بین برد.

به نوشته نیو یورک تایمز، اوباما شخصا وارد جزئیات مسائل فنی مربوط به برنامه هسته‌ای ایران شده بود. وی گزارش‌هایی را درباره سه پیشنهاد متفاوت درباره تبدیل کردن راکتور آب سنگین در اراک خواند. مذاکره‌کنندگان آمریکایی ابتدا خواهان وضع محدودیت‌های سخت به مدت ۱۵ سال بودند، اما بعد گفتند شدیدترین محدودیت‌ها در مدت ۱۰ سال اعمال شود. در این میان فرانسوی‌ها علنا می‌گفتند کری و تیم مذاکره آمریکا به قدری درگیر گفتگو است که ممکن است مصالحه‌های نادرستی به عمل آورد. یکی از دستیاران کری در این باره گفت وقتی آدم این حرف‌ها را می‌شنود، دوست دارد بگوید چرا ماه‌ها سر میز مذاکره نمی‌نشینید تا ببینید آیا عملکرد بهتری دارید.

با فشرده شدن مذاکرات حین دو ماه گذشته، ایرانی‌ها علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی را وارد مذاکره کردند و اوباما هم تصمیم گرفت ارنست مونیتس وزیر انرژی را بفرستد. این دو نفر فرایندی جداگانه ایجاد کردند و مسائل را مانند مشکلات علمی بررسی کردند. در این مدت جان کری سه بار برای دوچرخه سواری رفت اما دو بار برای گفتگوی تلفنی با اوباما به هتل برگشت. در اتاق مذاکره، یک دستگاه قهوه اسپرسو دائما کار می‌کرد، چون ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها سعی می‌کردند بیدار بمانند. در این اثنا، آمریکایی‌ها برای نشان دادن عزم خود برای خروج از مذاکره در صورت سرسختی ایران، ۳ بار چمدان‌های خود را برای ارسال به فرودگاه به هتل دادند، اما آن را چند ساعت بعد تحویل گرفتند. چهارشنبه دو طرف تمام شب را مذاکره کردند و وقتی از ظریف وزیر خارجه ایران پرسیدند چقدر خوابیده است، وی گفت دو ساعت و البته من خوش اقبال بودم.

وقتی ایرانی‌ها اصرار کردند که تعدادی سانتریفوژ در فردو حفظ کنند، اوباما پس از مشورت با مونیتس تصمیم گرفت به باقی ماندن تعدادی سانتریفوژها رضایت دهد. مونیتس به وی اطمینان خاطر داد فرود بدون مواد شکافت‌پذیر هیچ تهدیدی محسوب نمی‌شود. مونیست همچنان گفت بازطراحی راکتور آب سنگین اراک سبب می‌شود پلوتونیوم تسلیحاتی در آن تولید نشود.