خوش‌بيني به فعاليت‌هاي اقتصاد ايران در اين روزها يك پديده شايع است كه از آن گريزي نيست و نمي‌توان راه اين ديدگاه را مسدود كرد و از فعالان صنعت و توليد خواست همچنان در مرزهاي نااميدي يك ماه پيش باقي بمانند. اما مي‌توان از صاحبان كسب و كار و مديران بنگاه‌هاي اقتصادي و صاحب‌نظران انتظار داشت كه به جاي تحليل‌هاي كاملا يكطرفه و خوش‌بينانه برخي از محدوديت‌ها و احتمالات را در كانون توجه قرار داده و سفره خرسندي و خوشحالي خود را بيش از آنچه ممكن است رخ دهد باز نكنند. ايجاد اميد و سرزندگي در ميان شهروندان كار درستي است كه بايد صورت پذيرد و يك وظيفه مهم براي مديران ايراني به ويژه مديران دولتي است اما نبايد شهروندان را وارد دنياي آرزوها و خيال كرد و انها را به جايي برد كه در عالم واقعيت شايد رسيدن به آن نقاط ناممكن باشد.
اكثريت اقتصاددانان ايراني معتقدند حذف همه محدوديت‌ها و تحريم‌هاي اعمال شده بر اقتصاد ايران موجب مي‌شود ايران در شرايط رقابت تا اندازه‌اي عادلانه قرار گيرد و با كشورهاي مهمتر در حوزه‌هاي گوناگون براي جذب سرمايه و امكانات قرار مي‌گيرد. كشورهاي قدرتمند اقتصادي به ويژه كشورهاي نوظهور صنعتي مثل چين، هند، روسيه، برزيل، كره‌جنوبي، تركيه، مكزيك و... با همه امكانات سياسي و اقتصادي راه ورود سرمايه‌هاي جهاني به كشورشان را باز كرده‌اند و ايران براي جذب سرمايه‌هاي خارجي بايد با اين كشورهاي نيرومند رقابت كند. ايران در بخش نفت و گاز كه مزيت‌هاي اصلي‌اش به حساب مي آيند نيز بايد با عربستان و عراق در منطقه رقابت كند و در بخش پتروشيمي نيز رقباي غول‌پيكري را پيش روي خود مي‌بيند و به آساني نمي‌تواند به جذب سرمايه‌هاي قابل اعتنا اميدوار باشد.
دلخوش كردن شهروندان ايراني و اميدوار كردن آنها به روزهاي خوش بايد حساب شده و با واقعيت‌ها سازگار باشد در غير اين صورت ممكن است به دلسردي و يأس مضاعف منجر شود. بايد مرزهاي خوش‌بيني و خوش‌خيالي در گفته‌ها و نوشته‌هاي كارشناسان، مديران دولتي و حتي روشنفكران آشكار شود. مخدوش شدن اين دو مقوله كه تفاوت‌هاي جدي دارند تهديدي واقعي است كه نبايد از نظر دور داشت.