در صورتی که در دو سال اخیر ما شاهد رشد فزایندهای در این بخشها و خصوصا دارو و تجهیزات پزشکی بودهایم. چنانکه میدانیم از سال 1397 این ارز وارد مباحث اقتصادی شده است. در حالی که اصرار بر این بود که پس از 6 ماه تکلیف ارز 4200 تومانی مشخص شود، اما بانک مرکزی اعلام کرد که حدود هشت میلیارد دلاری که برای این ارز درنظر گرفته شده رو به اتمام است.
اخیرا معاون اقتصادی برنامه و بودجه در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که در سال آینده حتی در مورد گندم و دارو نیز ارز 4200 تومانی نخواهیم داشت زیرا داروها به کشورهای همسایه قاچاق میشود. سوال این است آیا راه نفوذ و بستن قاچاق دارو تا به این حد گسترده است که ما نمیتوانیم از مکانیزم و راهکارهای بهتر و منطبق بر آسایش مردم استفاده کنیم تا اینکه در مورد دارو جان انسانها را به خطر بیندازیم؟ در تمامی کشورهای پیشرفته حرف نخست را جان انسانها میزند، گذشته از اینکه در مباحث دینی و اسلامی خودمان، از بین رفتن جان یک نفر مساوی است با از بین رفتن کرامت و جایگاه انسان در تمامی جامعه.
طبق محاسبات اقتصادی که از قول رییس انجمن اقتصاد سلامت ایران عنوان شده است، تبدیل ارز 4200 تومانی به ارز نیمایی، قیمت داروی تولید داخل را به 4 برابر و قیمت داروی وارداتی را به
7 برابر میرساند. این عمل باعث میشود که اقشار کمدرآمد، وقتی از خرید گوشت، لبنیات، روغن و... عاجز میشوند، دولت حداقل برای خرید دارو شرایط بهتری را فراهم کند و دستکم برای دارو در مضیقه نباشند. زیرا دارو، پوشاک یا خوراک یا سفر نیست که کم مصرف شود یا بیمار بتواند صرفنظر کند.
در حالی که بررسیهای کارشناسان بیانگر این است که با گران شدن ارز، فاجعه به همینجا ختم نخواهد شد و در ابعاد دیگری خود را نشان خواهد داد.
در حوزه سلامت و بهداشت، تمامی کارها به هم وابسته هستند، مانند دانههای تسبیح. بالا رفتن قیمت دارو، برابر است با فشار مضاعف بر سازمانهای بیمهای، در صورتی که هماکنون نیز بیمهها توان بازپرداخت طلب داروخانهها و سایر مراکز پزشکی را ندارند چه رسد به اینکه قیمت دارو 4برابر یا 7برابر گران شود.
کسی که درگیر بیماری صعبالعلاج بهاضافه هزینههای سنگین آن است، چه به سرش خواهد آمد؟ یا باید از ادامه درمان منصرف شود، یعنی........؟ یا باید زندگیاش را بفروشد، یعنی...........؟
در ضمن زنجیره تولید دارو تنها به مواد اولیه محدود نمیشود، شیشه- برچسب- قوطی- ظرف سرم و.... تمامی تجهیزات پزشکی که شامل ارز مناسب نیستند نیز گران خواهند شد.
در جوامع سلامت محور، اصل بر پیشگیری است، همانطور که ما از واکسن برای پیشگیری و بالا بردن سطح ایمنی بدن استفاده میکنیم، آیندهنگری در زمره اصول پیشرفت کشورهای پیشرفته و تراز اول است در حالی که سطحینگری و گذران روزانه و باری به هر جهت، باعث میشود که هزینههای بیشتری برای خود دولتها و بالطبع مردم به همراه داشته باشد که به هیچ وجه منطقی و قابل جبران نیست.
علایم اقتصادی خوب مانند علایم حیاتی بدن است به این معنا که هیچ پزشکی، بیماری را که فشار خون بالا- قند بالا- بیماری قلبی و... دارد، تحت عمل جراحی قرار نمیدهد تا آن زمان که این مشکلات را حل کرده و از مشکلات جدیدتر حین عمل پیشگیری کند. این پروتکل پزشکی در تمامی جوامع صادق است. در اقتصاد هم باید ثبات و آرامش حاکم باشد تا جراحی کمعمقی با خطرات کمتری انجام شود. همچنان که در اتاق عمل جراحی، متخصصان متعددی مستقر هستند که علائم حیاتی بیمار را رصد میکنند، کار جراح تنها برداشتن غده چرکین نیست بلکه هدف او زنده نگه داشتن بیمار پس از عمل جراحی است.
در مصاحبهای که اخیرا رییس سازمان غذا و دارو انجام دادهاند، فرمودهاند که ارز ترجیحی برای داروهای خاص برداشته نمیشود که جای تشکر دارد ولی از این پس داروهای otc (داروهای بینیاز به نسخه) یا داروهای نسخه آزاد مشمول دریافت این ارز نخواهند بود.
این دقیقا گفته ایشان است: «البته به جز زمانی که درباره داروهای بدون نسخه، معمولی و عمومی، مکملها و ویتامین صحبت میکنیم و هزینه آنها از سوی درخواستکننده پرداخت میشود، از مواردی است که شامل ارز ترجیحی نمیشود.»
در جوامع توسعهیافته، تامین اجتماعی و رسیدگی به امور بیماران در اولویت اول قرار دارد، چنانکه در اکثر انتخابات کشورهای پیشرفته این امر مشهود است، بنابراین دولتها در این کشورها تمامی سعی و تلاش خود را بر این استوار میکنند که بتوانند راهحلی برای تسلی و التیام دردهای مردم به ویژه نیازمندان انجام دهند.
امور پزشکی، درمان، صنعت پزشکی و اقتصاد پزشکی و... همچون زنجیرهای بههم پیوستهاند و البته در این میان، علم پیشگیری مقدم بر درمان است، بنابراین مسوولان امر، بهتر است تمامی راهحلها، لایحهها و دستورالعملها را با توجه به تقدم پیشگیری بر درمان مدنظر داشته باشند.
نکته مهم این است که بیمهها، پیشتر با قیمتهای قبل قادر نبودند حتی تا پس از 4 ماه با مراکز درمانی تسویه حساب کنند، حال با افزایش قیمتها آیا توان بازپرداخت بدهیهای خود به مراکز درمانی را خواهند داشت؟ چگونه؟ بازپرداخت تا چه مدت و با چه مکانیزمی خواهد بود؟
هماکنون عنوان شده که بیمه تکمیلی همسران مستمریبگیران تامین اجتماعی به دلیل عدم توان بازپرداخت بیمه تامین اجتماعی قطع شده است. بنابراین با عدم رسیدگی به این معضل ما هر چه بیشتر شاهد افزایش اختلاف در سطوح درآمدی و درنتیجه افزایش بیمارانی مواجه خواهیم بود که یا مجبور به مراجعه به مراکز درمانی دولتی و انتظار در نوبتدهیهای طولانیمدت هستند یا باید از مداوا دست بکشند.
اعتماد
نظرات کاربران