html>

آنچه دولت ارایه می کند کمی از سطح ارایه شده کارفرمایان بالاتر می رود و از تمنای کارگران می گذرد و یک عدد وسط روبه پایین را اعلام می کند و بر سر آن توافق می شود تا سال بعد. سال‌های پرشماری ازسال‌ها نمایندگان دولت میزشان را کنار میز نمایندگان کارگران می‌چینند و به‌جای اینکه نقش میانجی را بازی کرده و از داوری و جانبداری امتناع کنند به شکل‌های گوناگون در کنار کارگران قرار می‌گیرند. این تجربه‌ای است که بارها دیده شده و دلیلش نیز این است که دولت‌های ایران بیش از حتی احزاب و گروه‌های کارگری پوپولیست می‌شوند. امسال نیز به نظر می رسد با توجه به جنس دولت از همان سالها باشد. یک فعال اقتصادی در این باره نوشته است : چرا با وجودی که کارگران و کارفرمایان همواره از اینکه قانون حداقل مزد برای آنها کم‌فایده است گلایه دارند و در عمل نیز این قانون که بر اساس تجربه هرگز به‌طور کامل اجرا نمی‌شود در مسیر زوال قرار نمی‌گیرد؟ به نظر می‌رسد نهادهای کارگری به شکل فزاینده‌ای تنها اهرم فشار بر کارفرمایان را نمی‌خواهند از دست بدهند و این را برای خرید محبوبیت و نگهداری از اقبال موجود نیاز دارند. کارفرمایان نیز به‌طور میانگین می‌توانند از این قانون در برابر بیشترخواهی کارگران که به‌طور اقتصادی و منطقی ممکن است رخ دهد جلوگیری ‌کنند. دولت‌ها نیز با استناد به این قانون از رفتارهای ناشناس در بازار کار از سوی عرضه‌کنندگان کار مصونیت پیدا می‌کنند. حامی واقعی کارگران چه کسانی هستندو دشمنان آنها چه ویژگی هایی دارند؟ آن اندیشه و فکری که با انباشت کینه و تضاد راه را برای بازدارندگی جامعه‌ها از مسیر پیشرفت بازمی‌دارد بدون تردید دشمنان کارگران هستند. تجربه نشان می‌دهد در روزگار رونق اقتصادی و افزایش تقاضا برای نیروی کار است که کارفرمایان آمادگی پرداخت بیشتر را به ویژه برای کارگران با انگیزه‌تر و زحمتکش‌تر دارند. در غیر این صورت و در وضعیتی که اقتصاد کم‌جان و کم‌رونق است کارفرمایان هرگز توانایی ذهنی و مالی برای پرداخت همان حداقل مزد را نیز ندارند.بسیار دیده شده است که رهبران اتحادیه‌ها و سندیکاهایی که رسوب مدیریت در آنها نهادینه شده و انتخابات غیرآزاد دارند با وجود همه کم‌کاری‌های ادواری برای کسب منافع واقعی کارگران و آموزش آنها برای ارتقای شغلی و سایر راه‌ها برای ابراز شایستگی‌ها منتظر می‌مانند تا در یک دوره کوتاه‌مدت مربوط به مذاکرات مزد با بزرگ‌نمایی‌ها خودنمایی کنند. این گروه از رهبران احزاب و سندیکاها بدون اینکه واقعیت‌های عینی را در بنگاه‌ها و در سطح کلان اقتصادی ببینند با بزرگ‌نمایی افراطی درباره هزینه‌های زندگی و بیان درخواست‌های غیرواقعی به درو شدن عقل و منطق کمک کرده و فضای گفت‌وگوها را به سمت غبارآلودگی پیش می‌برند. این گروه بدون تردید خیرخواه و حامی کارگران امروز و کارگرانی که از راه می‌رسند نیستند.