به گزارش ساعت24، جهانی شدن و آزاد سازی اقتصادی در کشورهای در حال توسعه و صنعتی فرآیندی پیچیده و سخت بوده که سال های درازی به طول انجامیده است. به طوری که می توان به وجود یک تجارت کم و بیش آزاد با در نظر گرفتن و توجه به تولید کنندگان و جریان های آزاد سرمایه بین کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه اشاره کرد.
آزاد سازی و جهانی شدن به تنهایی نمی تواند رشد سریعتر اقتصادی را موجب شوند، بلکه باید نرخ بالاتر رشد اقتصادی و اشتغال فراهم آید تا چنین کشورهایی ثبات و استحکام یابند.
رکود اقتصادی کشورهای OECD در سال های پس از دهه ۱۹۸۰ را نمی توان به عامل برون را نسبت داد. سوال این است که چرا نتایج واقعی یک رژیم یا اقتصاد آزاد و لیبرال با انتظارات تئوریک اقتصاد دانان تا این حد متفاوت است؟
نتیجه این است که بازارهای مالی از دو طریق به ظاهر مستقل ولی در اصل مرتبط به هم، به رشد و انتظارات اقتصادی در کشورهای در حال توسعه آسیب رسانده اند به طوری که اولاً: تغییر پذیری بازارها هزینه سرمایه را بالا می برد و سرمایه گذاری را تضعیف می کند و ثانیاً: بازارهای مالی در حالت کلی دولت ها را مجبور می کنند که از سیاست های انقباضی و رشد کم تبعیت کنند.
بنابراین انعطاف پذیری بازار کار، تنها استراتژی بدیهی نخواهد بود که برای کشورهای صنعتی قابل اجرا است، بلکه باید به استراتژی جایگزین دیگری هم فکر کرد که بر پایه اصول متفاوتی وضع شده است و برای مردم، هم در کشورهای توسعه یافته و هم کشورهای در حال توسعه ارجحیت دارد.
برخی از اندیشمندان بر این باور اند که با افزایش همگرایی اقتصادی در عرصه جهانی، ظهور نظام اجتماعی- اقتصادی سرمایه داری، از سرعت و شتاب فزاینده ای برخوردار شده، پیشرفت های عظیم در حوزه فناوری و ارتباطات به تدریج همگرایی اقتصادهای ملی و محلی را با اقتصاد جهانی تسهیل ساخته و بسیاری از فعالیت های اقتصادی را به شبکه اقتصاد جهانی اتصال داده است. ولی برخی دیگر از نظریه پردازان بر این عقیده اند که جهانی شدن روندی نابرابر و نامتوازن است و بیشترین منفعت آن به کشورهای توسعه یافته جهان تعلق می گیرد. با این حال کشورهای در حال توسعه جهانی شده توانسته اند با تطبیق شرایط اقتصادی و اجتماعی خود از مزایای جهانی شدن برخوردار شوند.
حرکت کشورهای در حال توسعه به سمت ایجاد فضای باز اقتصادی و ادغام در اقتصاد جهانی نتایج مختلفی را به بار آورده است. تعدادی از این کشورها با بهره گیری مناسب از امکانات فراهم شده، موفق شدند به نرخ های رشد اقتصادی بالاتری دسترسی پیدا کنند و در حال حاضر در زمره کشورهای تازه صنعتی شده قرار گرفته اند.
بهترین نمونه این کشورها ژاپن، کره جنوبی، تایوان، هنگ کنگ و سنگاپور هستند که علیرغم مشکلات بازارهای مالی در سال ۱۹۹۷ در ردیف کشورهای پر درآمد قرار گرفتند.
تجربه ژاپن و کره جنوبی نشان داده است که این کشورها در طول دوران صنعتی شدن و رشد سریع اقتصادی، سیاست های خود را اتخاذ کرده اند که کاملاً مخالف موارد توصیه شده توسط سازمان های مالی چند جانبه است. برای مثال در دوره مربوطه، دو کشور کنترل وسیعی روی واردات اعمال کردند و از سرمایه گذاری خارجی حمایت نکردند و یک سیاست صنعتی داخلی قدرتمند را در پیش گرفتند و در حال حاضر شاهد بالا رفتن سطح زندگی مردم می باشند. آسیای در حال توسعه تنها منطقه ای است که به رشد فزاینده ای در تولید داخلی در دوره جهانی شدن دست پیدا کرده است.
اگر چه فرآیند جهانی شدن فراگیر بوده، اما بارزترین مصداق ها و نمودهای این فرآیند به حوزه اقتصاد اختصاص دارد. جهانی شدن در بعد اقتصادی از گستردگی، سرعت و عمق بیشتری برخوردار است و به دلیل اثرات بی واسطه و مستقیمی که در زندگی جوامع مختلف دارد، در بررسی مقوله جهانی شدن از جایگاه محوری برخوردار است. وجه غالب و مسلط اقتصاد در فرآیند جهانی شدن به گونه ای است که ابعاد سیاسی و فرهنگی این فرآیند تحت تاثیر بعد اقتصادی قرار دارند. برای حضور در اقتصاد جهانی الزاماتی لازم است که برخی از آن ها عبارتند از: الف) وجود ساختار تولیدی مناسب قابل رقابت در عرصه جهانی ب) دسترسی راحت و بدون مانع به عوامل تولید ج) ثبات در سیاست های مالی دولت، پولی، تجاری و ارزی د) وجود زیر ساخت های مناسب ه) ثبات اقتصادی و) آمادگی و حضور تدریجی در اقتصاد جهانی ز) حضور در سازمان ها و اتحادیه های منطقه ای
جوهره جهانی شدن برای کشورهایی چون ایران را فرآیند تولید کالا، یا همترازی و همسانی فناوری و همزمانی تولید صنعتی تشکیل می دهد. بدیهی است در ایران، علی رغم باب شدن عبارت جهانی شدن، هنوز نیازمند گام های موثری در جهت درک معنا و توجه به آن در راهبردهای توسعه هستیم. به همین دلیل یکی از آفات نظری درک نادرست از جهانی شدن ( مشابه درک نادرست از سیاست های تعدیل در گذشته) در شکل تلخیص آن به نمونه هایی چون گسترش آزادانه تجارت و بازارهای مالی و تعجیل برای هم نشینی با بزرگان در این زمینه ها است، چنان که در طرف دیگر، جهانی شدن به توطئه یا ترفندی جدید برای فریب و غارت بیشتر و انحلال هویت و استقلال ملت ها تقلیل داده می شود.جهانی شدن به منزله جهانی شدن تولید کالا، فرصت تاریخی کشورهای پیرامونی برای تکمیل فرآیند صنعتی شدن است.
اما معمولاً به جای بهره گیری از این فرصت تاریخی و آماده ساختن زیر بنای اقتصادی و روبنای نهادی (حقوقی و سیاسی) برای حضور و مشارکت در فرآیند جهانی تولید صنعتی، در ایران از یک سو گشودن هر چه سریعتر بازارها برای واردات کالا ( چون تولیدی برای صادرات وجود ندارد) و از سوی دیگر، انزوای کشور برای بر کنار ماندن از آسیب های جهانی شدن مطرح می شود. از لحاظ زیر بنایی، ایجاد شبکه های نوین ارتباطی به منزله زیربنای عصر اطلاعات و حضور سرمایه و فناوری خارجی باید در دستور کار باشد تا با فشردگی زمان و مکان، امکان همسانی فناوری و همزمانی تولید کالا در ایران با جهان فراهم آید، چنان که از لحاظ حقوقی و سیاسی نیز باید زمینه حضور سرمایه خارجی برای فناوری پیشرفته و بازار یابی فراهم آید.
همانطور که اشاره شد، پروسه جهانی شدن خواسته یا نا خواسته اقتصاد کشورها را تحت تاثیر قرار می دهد. برای جلوگیری از مضرات جهانی شدن و بهره مندی از منافع آن باید با یک برنامه استراتژیک، ضمن بررسی و شناخت وضع موجود اقتصاد کشور و جایگاه و رتبه جهانی آن نسبت به تامین منافع ملی و رفاه اقتصادی برنامه ریزی نمود.
مرجع: مرکز ملی مطالعات جهانی شدن
وضعیت اقتصاد ایران در اقتصاد جهانی
ساعت24- در مورد جهانی شدن و آزاد سازی اقتصادی، کارشناسان نظارت گوناگونی را بر له یا علیه این وضعیت برای کشورهای در حال توسعه بیان داشته اند. در این یادداشت نحوه مواجه کشور با وضعیت جهانی شدن مورد بررسی قرار گرفته است.
نظرات کاربران