دکتر بهرام صلواتی یکی از شرکت کنندگان در میزگرد سیاست و مهاجرت چندی پیش در موسسه عالی آموزش وپژوهش در برنامه ریزی و مدیریت گفت: در تحلیل عوامل موثر بر مهاجرت، دو دسته عوامل کششی و رانشی تاثیرگذار بر مهاجرت خروجی و بازگشتی وجود دارد که باید همواره در نظر گرفته شوند. با مروری بر وضعیت ایران در شاخصها و متغیرهای اصلی حوزه مهاجرت میتوان دریافت که رتبه مهاجر فرستی ایران (بر اساس جمعیت ایرانیان ساکن خارج از کشور در سال ۲۰۲۰ در بین ۲۳۲ کشور، ۵۴ است و رتبه مهاجرپذیری ایران (بر اساس جمعیت مهاجران ساکن ایران در سال ۲۰۲۰) ۲۳ میباشد. بر اساس منابع بینالمللی (تجمیع دادههای بانک جهانی و سازمان ملل)، جمعیت مهاجران ایرانی در جهان در سال ۲۰۲۰ حداقل نزدیک دومیلیون مهاجر است که نسبت به سال ۱۹۹۰معادل 2.5 برابرشده دارد و پیشبینی میشود که این روند رو به رشد در سالهای آتی ادامه داشته باشد.
متوسط نرخ خروج سالانه دانشجویان از کشور ۱۳ هزار نفر، مهاجران کاری ۵/۲ هزار نفر و پناهجویان ۳۱ هزار نفر در بازه زمانی ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۸ بوده است و ۲۲۳۴ نفر از متخصصان مقیم خارج در بازه ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۰ به کشوربازگشتهاند. ایران در شاخص دانشجو فرستی رتبه ۱۹ و در شاخص دانشجوپذیری در میان ۲۴۱ کشور جهان رتبه ۳۱ را دارد و در شاخص پناهجو فرستی در میان ۱۹۵ کشور جهان در رتبه ۱۴ قرار دارد. نرخ متوسط 68 درصدی میل به مهاجرت و نرخ متوسط ۴۴ درصدی تصمیم به مهاجرت در میان پزشکان، اساتید، دانشجویان و استارتاپها در ایران مشاهده میشود. همچنین نرخ متوسط ۶ درصدی میل به بازگشت قطعی پس از مهاجرت در میان دانشجویان و فارغالتحصیلان ایرانی به چشم میخورد. البته باید توجه داشت که در سراسر دنیا تفاوت فاحشی بین نرخهای میل به مهاجرت، برنامه داشتن برای مهاجرت و اقدام به مهاجرت وجود دارد.
مقایسه میزان تمایل به مهاجرت در میان گروههای مختلف در دوران پیش و پس از شیوع کرونا نشان میدهد که میل به مهاجرت در بین استارتاپها، اساتید، محققان و پژوهشگران حدود ۳۰ درصد افزایش یافته است و این افزایش در میان پزشکان و پرستاران حدود ۷ درصد میباشد. از دلایل اصلی عنوان شده برای میل به مهاجرت در گروههای مختلف میتوان به بیثباتی اقتصادی، شیوه حکمرانی و مملکت داری و ناامیدی از آینده اشاره کرد. شاخص ترکیبی «چشمانداز و جاذبه سرزمینی» در میان ایرانیان شامل ۴ عامل ۱- فراهم بودن شرایط ایفای نقش در فرآیند توسعه و پیشرفت ایران، ۲- مفید و موثر بودن در ایران، ۳- احساس تعلق ایرانیان نسبت به تابعیت خود و ۴- تصور نسبت به آینده کشور، میباشد که مقایسه نظر گروههای مختلف در مورد هر یک از این عوامل نشان میدهد که طیف نظرات منفی نسبت به نظرات مثبت بیشتر است. بررسی وضعیت در حوزه جابهجایی دانشجویی نشان میدهد که از سال ۲۰۰۰ روندی صعودی در تعداد دانشجویان ایرانی در خارج از کشور وجود دارد و در سال ۲۰۱۹ حدود ۶۰ هزار دانشجوی فعال در خارج از کشور داشتهایم که این تعداد در سالهای آینده بیشتر هم خواهد شد. نتایج مطالعهای که توسط رصدخانه مهاجرت ایران انجام شده حاکی از آن است که پیشرانهای مهاجرت از ایران در بین دانشجویان و فارغالتحصیلان و در بازه زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹، به تدریج، جای خود را از مواردی همچون «میل به تجربه زندگی در خارج از ایران»، «میل به داشتن مدرک تحصیلی یا سابقه کاری در خارج از کشور» و «آزادیهای فردی و اجتماعی» به مواردی مانند «سطح حقوق و تناسب در آمد و هزینههای زندگی» و «تحریم بودن ایران» داده است.
با نگاهی به وضعیت مهاجرفرستی و مهاجرپذیری در منطقه خاورمیانه در مییابیم که کشورهای خاورمیانه را به دو دسته کشورهای مهاجرفرست و مهاجرپذیر میتوان تفکیک کرد. کشورهای مهاجر فرست شامل سوریه، عراق، افغانستان، ایران، پاکستان و یمن هستند که شاخص رفاهی لگاتوم در آنها در وضعیت قرمز قرار دارد. کشورهای مهاجر پذیر نیز شامل ترکیه و کشورهای عربزبان حاشیه خلیج فارس هستند که شاخص رفاهی لگاتوم آنها در وضعیت سبز است. کشورهای مهاجر پذیر با استفاده از عوامل کششی و مشوقهای مهاجرتی به جذب سرمایههای انسانی و مالی میپردازند. برای مثال کشور امارات با بهکارگیری راهبردهایی نظیر فعالیتهای فناورانه و توسعه شهرهای هوشمند، تغییر در قوانین ویزا و اقامت و همچنین برگزاری جشنوارههای جهانی فرهنگی و گردشگری در این مسیر گام برداشته است. عربستان صعودی نیز با طراحی کلان پروژههایی نظیر پروژه نئوم، فرصت سرمایهگذاری در این کشور را فراهم کرده و به جذب دانشمندان و متخصصان با استعداد از سراسر دنیا برای کار و زندگی در نئوم پرداخته است.
در مطالعهای که در مورد پیشرانهای بازگشت به ایران انجام گرفته است مهمترین پیشران بازگشت، «در کنار خانواده و فامیل بودن» عنوان شده است. نکتهای که باید در نظر داشت آن است که همچنان که بیشتر مهاجرتها از ایران به صورت خودکار و بدون مداخلات سیاستی مهاجرتی صورت میگیرد، پیشرانهای به دست آمده در مطالعه در مورد مهاجرتهای بازگشتی نیز از نوع پیشرانهای ناشی از مداخلات سیاستی نیست.
بنابر آنچه گفته شد، هدفگیری سیاستی ایران در حوزه مهاجرت افراد ماهر و متخصص باید شامل سیاست بازگشت (با هدف برگشت مهاجران ماهر به کشور مبدا)، سیاست جذب استعداد از خارج، سیاست باز بهرهمندی (با هدف کسب منافع کشور مبدا از مهاجران از طریق ارتباط با آنها به وسیله شبکههای انسانی و مالی و سیاست نگهداری (سیاستهای غیر مهاجرتی که از طریق سرمایهگذاری در بخش آموزش یا شرایط کاری و فرصتهای اقتصادی، مانع رفتن نخبگان میشوند) باشد.
بهطور کلی چالشهای کلان حوزه مهاجرت در ایران را میتوان در سه دسته شامل فقدان نظام حکمرانی کارآمد مهاجرت، بحران فزاینده مهاجر فرستی و خروج دانشجویان، متخصصان و افراد ماهر و نیمه ماهر و همچنین ضعف در در جریان مهاجرپذیری بیان کرد. هریک از این چالشها به دلایلی به وجود آمده است و راهکارهایی نیاز برای آن وجود دارد. بهطور خاص، بحران فزاینده مهاجر فرستی و خروج دانشجویان، متخصصان و افراد ماهر و نیمه ماهر که موضوع اصلی این نشست هم بوده است به سه دلیل عمده به وجود آمده است؛ اولین دلیل، افزایش نیروهای رانشی داخل کشور و نیروهای کششی خارجی برای جذب دانشجویان و متخصصان ایرانی است. برای برطرف کردن آن، تقویت امیدواری و جاذبه سرزمینی در میان جوانان، دانشجویان و تحصیلکردهها نسبت به چشمانداز سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باید مدنظر باشد. بدین منظور باید تسهیل اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهی و توسعه متقارن رشتههای دانشگاهی با نیازهای بازار کار بر اساس نقشه نیازمندیهای کشور در رستوها و سطوح شغلی مختلف، فرهنگسازی و آگاهی بخشی مهاجرتی جوانان و کاهش سطح توقعات و تصورات دور از واقعیت آنها نسبت به مهاجرت، و همچنین اصلاح قوانین و مقررات مربوط به فعالیت موسسات اعزام دانشجو به خارج در دستور کار قرار گیرد.
دکتر سعید سمیعی
همانطور که اشاره شد مهاجرت پدیدهای پیچیده است و هنگامی که به مقوله سیاستگذاری و اجرا میرسد این پیچیدگی بیشتر میشود. در کشور ما به موضوع مهاجرت چندان پرداخته نشده است و در راستای سیاستهای مهاجرتی نیز به دلیل به روز نبودن این سیاستها با توجه به تغییر مفاهیم و شرایط مرتبط با مهاجرت و به دلیل تعدد دستگاههای درگیر در این حوزه و وجود تعارضات در اجرا، در نهایت هیچ اقدام مناسبی صورت نمیگیرد.
محمد عمار امینی
یک تفاوت ظریف در تعریف مفهوم نخبگی با مفهوم استعداد برتر وجود دارد. بر اساس سند راهبردی کشور در امور نخبگان، فردی را به عنوان نخبه میشناسیم که در گسترش حداقل یکی از حوزههای علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... در کشور اثرگذاری بارز داشته است. اما استعدا برتر به فردی گفته میشود که تاکنون به این مرحله از اثرگذاری نرسیده است اما او با توجه به استعدادهای نهفتهای که دارد، در صورت حمایت شدن، احتمالا به این توانمندی خواهد رسید که بتواند در یکی از این حوزهها اثرگذاری بارز داشته باشد. بیشتر افرادی که روی آنها در بنیاد ملی نخبگان سرمایهگذاری میشود در دسته استعدادهای برتر قرار دارند و امید داریم که با توانمندسازی و اجرای برنامههایی برای نگهداشت آنها میل به مهاجرت کمتری داشته باشند و با جذب و بهکارگیری آنها، بتوانند منشأ اثر در حوزههای مختلف کشور باشند.
نظرات کاربران