قبل از همه چیز برای فهم درست از موقعیت فعلی روسیه به لحاظ سیاسی و اقتصادی بهتر است به تئوری آلوین تافلر موسوم به موج سوم نگاهی انداخته شود. این چارچوب نظری در تبیین جایگاه اقتصادی و سیاسی روسیه در روندهای بین المللی کمک شایانی می کند. تافلر در این نظریه مهم سه موج را در روند توسعه تاریخی ملت ها در نظر می گیرد. اولین موج ابر تمدن ده هزارساله کشاورزی است که در آن نخستین موج دگرگونی اتفاق می افتد. موج بعدی ابر تمدن صنعتی است که ابتدا در اروپای غربی و آمریکای شمالی به راه افتاد و تاکنون نیز در پهنه گیتی در حال گسترش است. موج سوم نیز موسوم به ابر تمدن دانش پایه ای است که در جوامع صنعتی و شرق آسیا در حال پا گرفتن است. (منصورنژاد، 1387: 103) با نگاهی دقیق به شرایط فعلی روسیه متوجه می شویم که این کشور در حال حاضر در موج دوم یعنی ابر تمدن صنعتی است و در برخی قسمت ها هنوز در مرحله کشاورزی باقی مانده است و از این رهگذر این نتیجه حاصل می شود که روسیه یک کشور در حال توسعه تلقی می شود و این در حالی است که برخی کشورهای دیگر با قدرت سیاسی کمتر از روسیه در زمره کشورهای توسعه یافته قلمداد می شوند. به عنوان مثال ژاپن بسیار دیرتر از کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی وارد روند توسعه شد و به زودی از کشوری جنگ زده و آسیب دیده از تهاجم اتمی ایالات متحده آمریکا به یک قدرت اقتصادی مبدل شد ولی روسیه همچنان با داشتن امتیازات کلان سیاسی، قدرت اقتصادی قابل توجهی در عرصه بین الملل که توان رقابت با کشورهای اروپای غربی را داشته باشد محسوب نمی شود. اوشارین در این باره می نویسد: «توسعه اقتصادی روسیه بیش از سیصد سال است که با مشکل صنعتی سازی مواجه است. صنعتی سازی تنها مفهوم اقتصادی نیست بلکه یک مفهوم اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی است (...) ساختار توسعه روسیه قابل تعمیم به تاریخ، روند تکامل، خصوصیت ها و موقعیت آن در جهان است». (Ошарин, 2008: 5) دلایل این شکاف بین قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی روسیه را می توان در چهار بعد مهم ارزیابی کرد که در ذیل به آنها پرداخته می شود.
جمعیت:
اولین نکته حائز اهمیت در فهم چرایی شکاف اقتصاد و سیاست در روسیه توجه به ابعاد جمعیتی است. یکی از مهمترین عوامل توسعه اقتصادی هر کشور وجود نیروی کار کافی است که بتوانند کالا و خدمات مورد نیاز کشور را تامین کنند. ولکوا و کواشین در کتاب جمعیت و اقتصاد می نویسند: «جمعیت تامین کننده اصلی نیروی تولید در یک جامعه است و عامل مهمی در توسعه اقتصادی یک کشور محسوب می شود. شمار، کارآمدی، پراکندگی جغرافیایی، ساختار سنی و جنسی و صلاحیت جمعیت در توسعه اقتصادی کشورها اهمیت فراوان دارند». (Волкова, Квашин, 1970: 3) مشکل نیروی کار و بحران جمعیتی همواره در طول تاریخ گریبانگیر روسیه بوده و عدم تناسب قلمرو جغرافیایی و جمعیت، باعث بروز مشکلات فراوان برای این کشور شده تا جایی که در کنار بحران های متعددی که روسیه با آنها مواجه است می توان بحران جمعیت را یکی از مهمترین ها قلمداد کرد. قلمروی جغرافیایی وسیع روسیه نیازمند نیروی نظامی پرتعداد برای حراست از مرزهاست و جبران نیروی نظامی باعث کمبود نیروی کار در بخش های مختلف اقتصادی کشور می شود. روسیه برای رفع این مشکل، نیروی کار مورد نیاز خود را بیشتر از حوزه خارج نزدیک تامین می کند و برای برون رفت از این بحران، سیاست های جمعیتی را پیش گرفته که تا حدودی باعث بهتر شدن شرایط بحرانی شده است اما همچنان نرخ رشد جمعیت در روسیه مطلوب نیست. سیاست موسوم به ماترینسکی کاپیتال که توسط ولادیمیر پوتین اجرا می شود یکی از راهکارهای مهم روسیه برای خروج از بحران جمعیتی است.
ژئوپولیتیک:
موضوع سوم که باید به آن اشاره کرد شرایط سیاسی و موقعیت ژئوپولیتیک روسیه است. اوشارین معتقد است: «مشکل صنعتی سازی روسیه در مفهوم وسیع نتیجه موقعیت ژئوپولیتیک آن در جهان است». (Ошарин, 2008: 5) بنا به دلایل ژئوپولیتیکی، غرب در طول تاریخ روسیه همواره یکی از مهمترین چالش های پیش روی حاکمان و رهبران بوده است. نوع نگاه به غرب به سیاست های کلان روسیه شکل داده و در ادوار مختلف، پادشاهان نگاه متفاوتی به غرب داشته اند. به عنوان مثال در دوران تزاری، نگاه نیکلای اول به غرب به عنوان یک رقیب و دشمن بود اما پادشاه بعدی یعنی الکساندر دوم به غرب نگاه خصمانه¬ای نداشت. در دوران شوروی نیز همینگونه بود به طوری که گورباچف سعی داشت بر خلاف اسلاف خود با غرب راه دوستی پیش بگیرد و به مسابقه تسلیحاتی پایان دهد. روی هم رفته هیچ گاه نوع نگاه رهبران روسیه به غرب باعث نشد تا روسیه چالش های جدی خود را با آن حل کند و تعارض منافعی که با غرب داشت باعث کند شدن روند توسعه اقتصادی این کشور شد. در حال حاضر روسیه مشکلات سیاسی عدیده ای با ایالات متحده امریکا و همچنین اتحادیه اروپا دارد و این مشکلات باعث وضع تحریم-های متعدد علیه روسیه شده است که طبیعتا روند رشد و توسعه روسیه را با چالش های فراوانی مواجه ساخته است. بحران در روابط روسیه و اوکراین و درگیری نظامی میان این دو کشور نیز حجم قابل توجهی از تحریم های بین المللی را به سمت روسیه روانه ساخته است. طبیعتا همین تحریم ها روابط روسیه با غرب را نیز دچار خدشه کرده و مسیر تعاملات اقتصادی را با مشکل روبه رو کرده است تا جایی که سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه فدراسیون روسیه بیان کرده که با توجه به جنون تحریمی اتحادیه اروپا علیه مسکو، این کشور نمی تواند در مسائل اقتصادی به کشورهای اروپایی اعتماد کند.
نظرات کاربران