html>

این البته وضعیت همیشگی ادرسون در دروازه منچسترسیتی است. او در طول فصل اغلب همین شرایط را در مسابقات داخلی و خارجی تجربه کرده است. برتری قاطع منچسترسیتی در به دست گرفتن توپ و میدان باعث می‌شود کمتر موقعیتی در زمین سیتی برای حریف به وجود بیاید. اما در بازی سه‌شنبه شب ادرسون بی‌حوصله شده بود چون دیه‌گو سیمئونه می‌خواست چنین اتفاقی رخ بدهد.
بهترین نشانه از نگرش دیه‌گو سیمئونه مربی اتلتیکو از اینکه او چگونه قصد دارد خودش را به مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا نزدیک کند در همان شروع بازی نمایان شد. منچسترسیتی بازی را شروع کرد و در همان لحظه به نظر می‌رسید که تک‌تک بازیکنان اتلتیکو یک قدم به عقب برمی‌دارند و عقب می‌نشینند.
یا شاید آن لحظه کوتاه و زودگذر و احتمالا تصادفی که جفری کوندوگبیا به نیمه زمین سیتی هجوم آورد و وقتی سرش را بالا برد جز چند بازیکن آبی‌پوش و گستره سبز زمین چمن ورزشگاه اتحاد ندید. هم‌تیمی‌های او همه عقب ایستاده بودند. همه آنها در الگوی از پیش تعیین شده توسط سرمربی قفل شده بود. به آنها دستور داده شده بود روی موضع خود بایستند.
این دقیقا چیزی بود که سیمئونه می‌خواست. این آرژانتینی از جهات بسیاری نقطه مقابل گواردیولاست. چشم‌انداز گواردیولا از فوتبال این است که در هر نقطه ناممکنی فضا بسازد. سیمئونه روی یافتن راه‌هایی برای از بین بردن آن فضاست. گواردیولا تمام تلاش خودش را می‌کند که چطور چیزی بسازد و سیمئونه اساس کار خود را روی این گذاشته که چطور مطمئن شود آنها نمی‌توانند چنین کاری انجام دهند.
گواردیولا قبلا گفته بود که هدف ایده‌آل او این است که تک‌تک بازیکنان توپ را لمس کنند. احتمالا بیش از یک‌بار. قبل از اینکه کسی، مهم نیست چه کسی، آن را به درون دروازه حریف بزند.
سیمئونه سه‌شنبه شب دقیقا نقطه مقابل این نگرش بود. تیم او تلاش می‌کرد یک بازی کامل ارایه دهد بدون اینکه بازیکنانش لمس توپ داشته باشند. آنها درگیر کار مهم یعنی بستن خطوط عبور حریف بودند. این سبک فوتبال به شکلی است که دوست داشتن آن دشوار است اما تحسین کردن آن آسان. این سبک فوتبالی است که برای مدت طولانی به شکل چشم‌گیری کار کرده است. سرسختی و عزم آن تبدیل شده به بنای سنگ هویت مدرن اتلتیکو. ارزش اصیلی که یک تیم درجه دو را تبدیل به یک قدرت واقعی اروپایی کرده است. آنها برنده دو قهرمانی اسپانیا و دو لیگ اروپا هستند و دو بار هم فینالیست لیگ قهرمانان شدند.
سیستم سیمئونه در منچستر هم کار کرد؛ در برابر آخرین شاهکار گواردیولا. تیمی که در لیگ برتر صدرنشین است و می‌توان آن را احتمالا بهترین تیم فعلی حال حاضر جهان دانست.
اتلتیکو در نیمه اول منچسترسیتی را تقریبا خفه کرد. در بخش‌های وسیعی از نیمه دوم نیز با نوعی نمایش که برخی آن را به عنوان نماد ضد فوتبال می‌دانند، یعنی مقاومت تا سر حد مرگ بازیکنان سیتی را زمین‌گیر کرد.
البته منچسترسیتی درنهایت با درخشش فودن که راهی میان لایه‌های به‌هم فشرده دفاع حریف پیدا کرد، توانست برنده بازی شود. سیمئونه دوست داشت بتواند با یک تساوی اتحاد را ترک کند و حالا که این از دست رفته حتما مرد آرژانتینی ناراحت است. اما چیزی که بیشتر از این باید باعث ناراحتی شود این است که اتلتیکو یکی از فاکتورهای خوب چند سال گذشته‌اش را از دست داده است: قدرت حمله.
بهترین عملکردهای دفاعی جدا از قدرت خنثی کردن حملات حریف شامل حملات نادر اما کشنده تیم خودی هم می‌شود. زمانی که باعث می‌شود شک در ذهن حریف ثبت شود. زمانی که رقیب با خودش فکر می‌کند آیا نیاز است بازیکنی در عقب زمین نگه دارد یا می‌تواند با تمام قوا یورش ببرد.
بهترین تیم‌های اتلتیکوی سیمئونه اینها را داشتند: سرعت آنتوان گریزمان، حیله‌های داوید ویا، جنگ‌طلبی دیگو کاستا. اتلتیکوی فعلی این شکلی نیست. آنها در نیمه اول شوتی به دروازه حریف نداشتند. در نیمه دوم هم نه زیاد. همین مساله در بازی برگشت مشکل‌ساز خواهد بود. حالا آنها باید در مادرید پیروز شوند و برای این کار باید فضاها را باز کنند نه آنها را ببندند. باید به جای تخریب بسازند.