html>

واقعیت این است که شهروندان دیگر این خبر برایشان جذابیت ندارد که دولت سیزدهم بدهی دولت دوازدهم را داده است. دولت دوازدهم یک شخصیت حقیقی و حقوقی و نیز پدیده‌ای واقعی است که هرچه کرده در چارچوب قانون بوده و هیچ اتهام رسمی برای این پدیده به مثابه یک کلیت واحد دیده نمی‌شود و بعید است پرونده‌ای در این‌باره در نظام قضایی کشور تشکیل شده باشد. از سوی دیگر ارکان و اجزا و مدیران ارشد و میانی دولت دوازدهم نیز شاید بر پایه یک توافق گروهی و یک میثاق شفاهی یا کتبی در این ده ماه روزه سکوت گرفته و هرگز درباره این داوری‌های تخریبگرانه اعتراض نکرده و چیزی نمی‌گویند. جز عبدالناصر همتی که در سال‌های پرآشوب ارزی و اقتصاد سال ۱۳۹۷ که برخی انتقادهای پرشماری به دولت دارد معاون اقتصادی دولت‌، وزیر اقتصاد، رییس سازمان برنامه، وزیر نفت‌، صمت و کشاورزی و کار و نیز سخنگوی دولت دوازدهم و از همه مهم‌تر رییس‌جمهور و معاون اول او در برابر این یورش سیل‌آسا و هرروزه راهبرد بی‌تفاوتی سمی را در پیش گرفته و کلامی در دفاع از خود بر زبان نیاورده و چیزی نمی‌نویسند. روانشناسان اجتماعی باور دارند بی‌تفاوتی در برابر منتقدان و معترضان و نیز رقبا به ویژه در سپهر سیاست بدترین نوع خشونت است. سکوت سمی ارکان و اجزای دولت دوازدهم که به نظر می‌رسد از پیش اندیشیده باشد و سازوکار آن تدارک دیده شده است دولت سیزدهم را رنج می‌دهد. سکوت سمی دولت دوازدهم البته بر آتش خشم دولت امروز و نیز رسانه‌ها و سیاستمداران افراطی دولت رییسی می‌افزاید و آنها تا مرزهای سخت جلو می‌روند و البته بیش از پیش آسیب می‌بینند. این راهبرد شگفت‌انگیز دولت دوازدهم بدون چون و چرا تا امروز کامیاب بوده است اما از سوی دیگر سمی است چون شهروندان و رای‌دهندگان به آن دولت را نیز آزار می‌دهد. شاید نوعی بحث آزاد همانند آنچه در جریان انتخابات ۱۳۹۶ میان روحانی و رییسی برگزار شد بتواند بر این روند نقطه پایان بگذارد. سکوت سمی و رنج‌دهنده دولت دوازدهم تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟