html>

انتخاب راهبرد توسعه تجارت با همسایه‌ها از سوی دولت سیزدهم به‌طور مشخص‌، راهبردی هوشمندانه و منطقی بود و هست. ایران علاوه بر تجارت مستقیم با کشورهای همسایه که ظرفیت‌های بالایی برای تجارت دوجانبه دارند و به ویژه بازار مناسب صادراتی عراق و افغانستان‌، پاکستان اما بیشترین مزیتش این بود که بتواند از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان کانون ترانزیت کالا و خدمات فنی و مهندسی و جابه‌جایی انواع حامل‌های انرژی استفاده کند. شوربختانه اما به نظر می‌رسد روندهای رخ داده در کشورهای همسایه ایران از شمال و جنوب و شرق به‌گونه‌ای شده است که نه تنها تجارت مستقیم به ویژه صادرات به همسایه‌ها در وضعیتی نامساعد قرار گرفته، بلکه از آن مهم‌تر ایران مزیت ترانزیتی را نیز از دست می‌دهد. در حالی که کشور ترکیه فاقد منابع نفت و گاز است اما از مجموعه تحولات منطقه استفاده کرده و خود را کانون ترانزیت نفت و گاز منطقه قرار داده است. پاکستان نیز به تازگی برای کامیون‌های ایرانی دردسر درست کرده است و برای سنگ‌اندازی در حمل‌ونقل جاده‌ای ایران عوارض بیشتر می‌خواهد. کشور عراق نیز در چرخش به سوی غرب و نیز کشورهای عربی در وضعیتی قرار دارد که تمایل برای افزایش سهم ایران از تجارت خارجی نشان نمی‌دهد.

ترکمنستان و آذربایجان و ارمنستان نیز در وضعیت پیچیده‌ای از مناسبات و امکانات دادوستد با ایران قرار دارند. روسیه که همسایه بزرگ ایران است نیز به جای راهبرد تجارت مشترک با ما قصد کرده است بازارهای جهانی نفت و گاز ایران را بگیرد.واقعیت این است که نظام سیاسی ایران باید در راهبرد خود برای رسیدن به هدف تعریف‌شده از سوی دولت سیزدهم دگرگونی‌های اساسی در سیاست خارجی خود را در دستور کار قرار دهد و از انزوای سیاسی و تجاری بیرون آید.