از سوی دیگر در این روزها میبینیم حاکمیت قبول کرده است برخی از تندروترین اصلاحطلبهای جوان به تلویزیون بیایند و با موافقان سرسخت نظام درباره چرایی و سرچشمه و سرانجام موضوع روز یعنی اعتراضهای شهروندان ایرانی حرفهایشان را بزنند. از طرف دیگر میبینیم که رییس مجلس دانشآموزان را فرامیخواند و سه ساعت با آنها سخن میگوید و سخنانشان را میشنود و یا معاون حقوقی رییس دولت با ۵۰ دانشجو نشست میگذارد تا سخنان آنها را بشنود و به رییس دولت انتقال دهد. این وضعیت گیجکننده در حالی رخ میدهد که بیشترین دغدغه شهروندان ایرانی از پیر، جوان، شهری، روستایی، مراکز استانها و شهرهای کوچک و از آموزگاران تا کشاورزان و کارمندان و کارگران کسبوکارهای یخبسته و کاهش روزافزون قدرت خریدشان است و اینکه حکومت اجازه دهد روش زندگی جوانان با خواستههایشان بهروز شود. اما به نظر میرسد نهادهای اصلی ادارهکننده کشور حواسشان به داخل نیست و بیشترین نیروی خود را برای تنظیم مناسبات با دنیای بیرون از سرزمین اختصاص دادهاند و اتفاق اینجا همان جایی است که کسبوکار ایرانیان را گروگان گرفته و دولت را مستاصل کرده است. بنا به گفته دکتر مهدی نجفزاده در همایش بررسی و واکاوی اعتراضهای ۱۴۰۱ در سالهای تازهسپریشده ایرانیان و جهانیان جنبش مالباختگان، جنبش دستفروشان و بیکاران، جنبش جوانان، جنبش زنان، جنبش دانشجویان، جنبش دانشآموزان، جنبش کارگران و کارمندان، جنبشهای قومیتی و هویتی و جنبش دیاسپورای ایرانیان خارج از کشور که بر اثر انباشته شدن مطالبات مالی، فرهنگی، نمادین و عاطفی پدیدار شدهاند را دیدهاند. چیزی که حالا دیده میشود و با جنبشهای پیشین تفاوت دارد این است که پیشروی آرام گروههای یادشده به پیشروی ناآرام تبدیل شده و شاهد تبدیل شدن پیشروی آرام جنبشهای اجتماعی به پیشروی خشونتآمیز این جنبشها هستیم.
آتش جنبش های آموزگاران ، بازنشستگان ، زنان ودختران و جوانان و کارگزان در همین دوسه- سال تازه سپری شده هنوز خاموش نشده اشت که اعتراض های این روزها را می بینیم.
نظرات کاربران