اقتصاددانان در تشریح چگونگی «اثر جایگزینی کالا» از تئوری «کالای گیفن» استفاده میکنند. در شرایط عادی و بر اساس تئوری عرضه و تقاضا، اگر قیمت یک کالا افزایش یابد، اثر جایگزینی باعث میشود که مصرفکنندگان از آن کالا کمتر خرید کرده و بیشتر به سمت محصولات جایگزین بروند. در حالی که «کالای گیفن» با افزایش قیمت، افزایش تقاضا را نیز به همراه خواهد داشت. فرض کنید نان و گوشت دو غذای اصلی مردمان یک منطقه باشد. قیمت گوشت بیشتر از قیمت نان است. با افزایش قیمت این دو مواد غذایی اساسی و عدم ایجاد تغییر در درآمد آنها، افراد مجبور میشوند الگوی مصرفی خود را تغییر بدهند. برای مثال اگر در یک وعده غذایی یک عدد نان و مقدار کمی گوشت مصرف میکردند، اگر الان بخواهند به صورت قبل انرژی بدنشان برای انجام فعالیتهای روزمره حفظ شود و در عین حال به مقدار قبل هزینه کنند، مجبور میشوند نان بیشتری تهیه کنند و در عین حال مصرف گوشت خود را کاهش دهند و حتی به صفر برسانند. در واقع با افزایش قیمت منابع خانوادههای فقیر کاهش مییابد.
اتفاق مشابه در ایران
اتفاقی که در ایران به واسطه تورم عمومی نزدیک به 50 درصدی و تورم بالای 80 درصدی در مواد خوراکی افتاده، به نوعی همان «اثر جانشینی» است. با افزایش قیمت مواد غذایی و گرانیهای موجود در حوزه اقلام اساسی مردم ناچار شدهاند که میزان مصرف خود را کاهش بدهند یا حتی برخی از اقلام را از سر سفرههای خود حذف کنند. در اینجا قصد داریم به بخشی از گزارش آمار درباره قیمت کالای خوراکی نگاهی بیندازیم و ببینیم اثر جانشینی، چه بلایی بر سر سفره مردم آورده است.
ماکارونی و سیبزمینی جایگزین برنج
قیمت یک کیلو برنج ایرانی در اردیبهشت امسال حدود 82 هزار تومان بوده که در مهرماه به 115 هزار تومان رسیده است. این به معنای افزایش 40 درصدی قیمت یک کیلو برنج ایرانی و همزمان به معنای از «دسترس خارج شدن برنج ایرانی برای بسیاری از مصرفکنندگان» هم هست. افزایش قیمت برنج داخلی منجر به رشد قیمت برنج خارجی شده؛ به نحوی که قیمت یک کیلو برنج خارجی از 33هزار تومان در اردیبهشت ماه به 40 هزار تومان در مهرماه رسیده است. این موضوع را باید اضافه کرد که قیمت برنج خارجی در مهرماه امسال نسبت به مهرماه سال گذشته، 51 درصد رشد کرده که نشان میدهد تقاضا برای این کالا افزایش یافته است. برنج، محصولی است که در چرخه غذایی به کربوهیدراتها تعلق دارد. گروهی از مواد غذایی که حاوی نشاسته هستند و پس از خورده شدن در بدن تولید قند و انرژی بالایی دارد. بنابراین برنج چیزی نیست که بتوان از سبد غذایی حذف کرد. در مقابل، بخش تقاضا به دلیل گرانتر شدن قیمت برنج، به سمت دو کالای جایگزین رفته است: سیبزمینی و ماکارونی. قیمت ماکارونی بعد از آزادسازی نرخ آرد و نان، بهشدت بالا رفته است. یک بسته نیمکیلویی ماکارونی در آبانماه سال گذشته 7400 تومان بوده که در اردیبهشت ماه - همزمان با جراحی اقتصادی دولت آقای رییسی - به 11 هزار تومان افزایش پیدا کرده است. اما سیل تقاضا به سمت این کالا به دلیل نبود قدرت خرید برنج، موجب شده تا قیمت این یک بسته نیمکیلویی ماکارونی در مهر ماه به 17.5 هزار تومان برسد. یعنی 10 هزار تومان افزایش قیمت در یک سال. سیبزمینی به عنوان دیگر منبع کربوهیدراتی در بازار خوراکیها به همین سرنوشت دچار شده و از 7400 تومان در آبان 1400 به 20 هزار تومان در آبان 1401 افزایش قیمت پیدا کرده است. رشدی نزدیک به 150 درصد که حاصل هجوم تقاضا به کالای پست است.
نظرات کاربران