با توجه به نحوه وقوع حادثه و قتل که بسیار ناگهانی و بدون برنامه‌ریزی قبلی بوده و نحوه شرکت در این حادثه توسط جوان قاتل که اساسا قصدی برای قتل نداشته و جوان بودن و ضعیف بودن خانواده قاتل از نظر تمکن مالی استحقاق کمک را دارند اولیا دم با در نظر گرفتن وضعیت فوق و اتفاقی بودن حادثه قتل تصمیم به رضایت به شرط دریافت مبلغ دو میلیارد تومان وجه هستند.» یکی از خواهران متهم به قتل در بخشی از صحبت‌هایش می‌گوید: «اصلا برادرم سنگ را پرتاب نکرد. این پدرم بود که میان دعوایش با برادرم سنگ را پرتاب کرد، اما چون دیوار بین حیاط خانه همسایه و حیاط خانه ما بسیار کوتاه است سنگ به سر زن‌ عمویم که همسایه‌مان بود برخورد می‌کند و او نیز فوت می‌کند...» او در ادامه به سوالاتی که خبرنگار «اعتماد» درباره شب حادثه از او می‌پرسد به شرح زیر پاسخ می‌دهد.

برادرتان چند سال دارد و چندمین فرزند خانواده است؟
ما کلا سه خواهر هستیم و سامان تنها برادرمان است که فرزند آخر خانواده محسوب می‌شود و حدود 27 سال دارد.
ماجرا از کجا شروع شد؟
سال 96 بود. برادر من نزدیک 20 سال داشت و در رشته ریاضی فیزیک تحصیل می‌کرد ولی هنوز دیپلم نگرفته بود. داخل کوچه‌ای که ما هستیم چند نفر زندگی می‌کردند که آدم‌های مثبتی نبودند و خلافکار بودند. پدرم چند بار دیده بود که سامان با یکی از آنها صحبت می‌کند برای همین همیشه با برادرم بر سر این موضوع بحث می‌کرد و می‌گفت نباید با اینها حتی همکلام هم شوی. می‌گفت تو داری درس می‌خوانی با اینها چه کار داری!
گفتید داخل کوچه‌ای که بودید چند نفر خلافکار زندگی می‌کردند. منظورتان از خلاف دقیقا چیست؟
در کار توزیع مواد مخدر بودند.
از شب حادثه بگویید.
یکی از شب‌های ماه رمضان بود. برادرم با این افراد آشنا شده بود و شب‌ها دیگر دیر وقت به خانه می‌آمد و شب‌هایی که دیر می‌آمد پدرم همیشه با او بر سر این مساله بحث می‌کرد تا اینکه شب حادثه سامان حدود ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد به خانه آمد. پدرم از نگرانی بیدار بود و به حیاط خانه‌مان رفت. در همسایگی دیوار به دیوار ما عمویم زندگی می‌کرد. حیاط خانه ما با حیاط خانه آنها تقریبا یکی است و دیوار آن ارتفاع خیلی کمی دارد. حالا نمی‌دانم زن ‌عمویم برای سحری بیدار شده بود و به حیاط آمده بود یا اینکه آمده بود به دعوای برادر و پدرم گوش دهد. خلاصه وقتی او به حیاط آمد ناگهان سنگی که پدرم برداشته بود تا به سوی برادرم بیندازد به سر زن‌ عموی من برخورد می‌کند و منجر می‌شود او درجا جانش را از دست بدهد.
سنگ را که می‌گویید پدرتان پرتاب کرده، پس چطور برادرتان متهم به قتل شناخته شده است؟
پدر من از کار افتاده است و کلیه‌هایش مشکل دارد برای همین پسرعموهایم و برادران زن‌عمویم از سامان شاکی شدند. شاکیان هم می‌گفتند پدر شما مشکل ما را حل نمی‌کند برای همین انگشت اتهام را به سمت برادرم نشانه رفتند تا بتوانند از این طریق از ما دیه بگیرند.
پدرتان در این باره صحبتی نکردند؟
چرا به آنها گفت که خودش سنگ را پرتاب کرده و سامان مقصر نیست اما آنها می‌گفتند که ما از پسرت شکایت می‌کنیم. پدرم در مخارج درمان داروهایش هم مانده است چه برسد به مبلغ دیه.
زن عموی شما چند سال داشت که فوت شد؟
حدود 40 سال داشت. زن عمویم دو پسر دارد و یک دختر اما دو پسر او شاکیان این پرونده هستند.
گفتید غیر از پسران زن عموی‌تان برادران او هم شکایت کردند. درست است؟
بله، زن عموی من چند برادر دارد هرچند که آنها اهل روستای ما نیستند اما از برادرم شکایت کردند.
مبلغ دیه‌ای که شاکی در نظر گرفته چقدر است؟
2 میلیارد تومان است، اما ما مال و دارایی نداریم. خانه روستایی ما خیلی ارزش داشته باشد 50 میلیون تومان است. باورتان می‌شود من حتی گدایی کردم. چند نفر هم مرا به افراد سرشناس و خیری که در شهرمان بود، معرفی کردند اما آنها درخواست‌های بی‌شرمانه از من در ازای پرداخت مبلغ دیه می‌کردند. مثلا وقتی به آدرسی که به من معرفی می‌کردند، می‌رفتم با این پیشنهادات روبه‌رو می‌شدم.
دادگاه چند سال حبس برای برادرتان اعلام کرده است؟
2 سال ولی تا مبلغ دیه را ندهیم برادرم آزاد نمی‌شود. سامان هر بار از زندان تماس می‌گیرد سریع در مورد مبلغ دیه و اینکه چقدر جمع شده می‌پرسد، چون می‌داند که اگر این مبلغ جمع نشود او را اعدام می‌کنند.
برای جمع‌آوری مبلغ دیه چقدر زمان دارید؟
حدود یک ماه.
سامان در کدام زندان است؟
زندان مرکزی یاسوج.
مادرتان در قید حیات است؟
بله، ولی سن و سالش خیلی بالاست. پدرم هم که از کار افتاده شده و مریض احوال است. من و یکی دیگر از خواهرانم ازدواج کردیم ولی خواهر دیگرم با پدر و مادرم زندگی می‌کند.

اعتماد