از سوی دیگر نخبگان ایرانی در هر موقعیت و منصب و فعالیتی در داخل و خارج ایران پیامدهای این مجازات‌ها را برای مناسبات واگرای نهادهای قدرت و ایرانیان زیان‌آور دانسته و خواستار دادن هر مجازاتی جز ستاندن جان شده‌اند.نخبگان ایرانی با نگاهی به روزگار تیره‌وتار کسب‌وکار و زندگی و معیشت ایرانیان به ویژه تهیدستان باور دارند رفتار حکومت با متهمان می‌تواند داراجویانه‌تر باشد و می‌گویند ستاندن جان متهمان راه‌های امید را روی ایرانی‌ها می‌بندد.این روزها بی‌چون‌وچرا سرمایه‌گذاران بین‌المللی آخرین روزنه‌های ورود به ایران را با توجه به انزوای روزافزون ایران می‌بندند و سرمایه‌گذاران داخلی نیز سراسیمه و آشفته‌ هستند و نمی‌توانند با آسایش و آرامش کار کنند.این در حالی است که در همین روزها می‌بینیم سازمان بودجه‌بندی و بودجه‌ریزی ایران سخت در تکاپو است سروته دخل و خرج اداره کشور را جوری سرهم بیاورد که نرخ تورم فزاینده‌تر نشود.

نهادهای مختلف نیک می‌دانند بسته شدن همه درهای رونق و رشد احتمالی اقتصاد ایران و دستکاری در ارقام و دارایی‌های بانک‌ها به معنای فرسوده کردن کسب‌وکارها است. مدیران و اداره‌کنندگان نظام جمهوری اسلامی نیک می‌دانند زیرساخت‌های فیزیکی و سخت‌افزاری این سرزمین بر باد رفته و برای اینکه اقتصاد از ریشه نسوزد باید سرمایه به آن تزریق شود. اما ناآرامی‌ها و دامن زدن از سوی برخی با راهبردهایی که هرگز نو نشده‌اند سرمایه‌ای به تن اقتصاد سرازیر نمی‌کند.دادن مجازات‌های سخت تا سرمرز ستاندن جان متهمان در اعتراض‌ها به این معنی است که همه درها را روی این سرزمین ببندید.