dir="RTL" style="text-align:right">علاقمندان به اقتصاد سیاسی ایران خوب می دانند رهبران نظام جمهوری اسلامی از هممان روزهای نخست استقرار نظام بیشترین توجه را در حرف ودر نوشته به روستانشینان وکشاورزی داشته وهنوز نیز در آرزوی خودکفایی در تولید محصولات زراعی مهم مثل گندم ، برنج ، شکر و نهاده های دامی مثل ذرت و سویا و سایرر محصولات موردنیاز صنعت دامداری و مرغداری هستند. مدیران واداره کنندگان نظام سیاسی بیه دلیل اینکه خصومت با غرب برایشان یک ارزش است و می دانستند و می دانند اگر ایران نیازمند واردات موادغذایی از خارج باشد ممکن است بهکلیت غرب ستیزی آسیب وارد شود در حرف ودر برنامه ریزی بیشترین کوشش را کرده اند تا رشد بخش کشاورزی همیشه بالا باشد . اما حالا چند سالی است که رشد این بخش دراندازه هایی نیست که به راهبرد یادشده برسند و سهم بخش کشاورزی در ارزش افزوده وتولید ناخالص داخلی روند کاهنده دارد و به 7 درصد رسیده است.

چرا این بخش عزیزکرده درحرف مدیران کشور به جای اینکه درهردوره روند رشد یابنده تری داشته باشد نحیف وزار می شود ؟ یک دلیل اصلی این است که نهاددولن برای صیات از این روند کاهنده بیشترین سهم درتصمصم گیری را به خود اختصاص داده است و در ادامه این روند قیمت گذاری دستوری را رها نمی کند. دومین دلیل این است که کشاورزی وبه ویژه بخش زراعت از نیروهای جوان تهی شده و جوانان روستایی به هرترتیب به شهرها می روند و اکنون میانگین سن کشاورزان بیش از 50 سال است که بیشتر آنها آموزش کافی ومدرن برای زراعت ندیده اند. در صنایع مرغداریودامداری نیز ورود تکنولوژی های نوین سالهاست با کمترین سزعت انجام می شود. دلیل دیگر این است که زمین های زراعای ایران به دلیل اصلاحات ارضی سال 1341 ونیز تقسیم زمین از سوی هیات های 7 نفره در سالهای بلافاصله پس از پیروز یاسلامی خرد و پراکنده شده ومیانگین زمین های زراعی به دلیل قانون ارث به کمتر از سه هکتاررسیده که دراین زمینهای خرد و پراکنده نمی توان کشت مکانیزه داشت. سرانجام می توان به روند کاهنده آب در دسترس کشاورزان ونیز خشکسالی های پیدرپی درایران اشاره کرد. با ادامه این روند ایران به زودی واردکننده بزرگی غلات و نهاده های دامی خواهدشد.