dir="RTL" style="text-align:right">دولت سیزدهم دلخوش است که اعمال رژیم تحریم های غرب هنوز نتوانسته است اقتصاد کشورر ا فلج کند و به این مقوله افتخار می کنند اما ایرانیان دلخورند و به چشم می بینند دولت بی پول چگونه با تورم سازی جیب و دخل آنها را بی ارزش کرده و غارت می کند. دولت با استناد به ارقام رشد اقتصادی دراین چند فصل خبر از رستاخیز اقتصادی می دهد و دلخوش است اما شهروندان می دانند و می فهمند این رشدهای ناپایدار زندگی وکسب وکار آنها را از منطقه سقوط دورنکرده و از این جهت بسیار دلخورند. دولت دلخوش است که به اوراسیا می پیوندد یا پیوسته است و می خواهد با همسایه های خود تجارت را گسترش دهد اما فعالان سیاسی دلخورند و بارها فریاد زده اند بازار صادرات عراق وافغانستان از دست می رود وترکیه پرانگیزه جای ایران را پرکرده و این کارادامه دارد.

حکومت ونظام سیاسی حاکم علاوه براین دلخوش است که به روستاها گاز می دهد و به کشاورزی و به گروههای کم در آمد یارانه می دهد وبه این ترتیب باوردارد سطح رفاه مردم افزایش یافته است؛ و استدلال می کند در گذشته تلفن همراه نداشته‌اند و الان دارند یا برق نداشته‌اند و الان دارند و...اما شهروندان باوردارند که اینها دیگر پیشرفت به حساب نمی آیند بلکه رخدادهایی ضروری اند و خودرا از نظر شرایط اقتصادی نه با چند دهه پیش، بلکه با همسانان خود در دیگر کشورها مقایسه می‌کنند و متغیری که این مقایسه را در خود خلاصه می‌کند، نرخ ارز است. افزایش ادامه‌دار نرخ ارز که اثبات آن به استدلال لازم ندارد، به خوبی منعکس‌کننده این حقیقت است که خانوارهای ایرانی در سطح بین‌المللی و در مقایسه با خانواری معادل اما ساکن در کشوری دیگر همواره در حال فقیرتر شدن هستند. این مساله ای است که ایرانیان را دلخور کرده است.