محمدصادق جنانصفت -روزنامه جهان صنعت
خوشبختی ایرانیان درگروی پیوست به جهان
ساعت24-شهروندان ایران به ویژه ساکنان این سرزمین به جز برخی کشورها مثل کرهشمالی، چین، کوبا و یکی- دو کشور دیگر به دلیل پیروی از قانون اساسی تهیهشده در شرایط انقلاب سال ۱۳۵۸، بیشترین اختیارات را به نهادهای قدرت سیاسی در ایران تفویض کردهاند.شهروندان ایرانی در برابر این میزان اختیاری که به نظام سیاسی دادهاند انتظار داشتند دارندگان اختیار برای آنها، رفاه مادی، نابرابری کمتر، جامعه پاک و بدون تباهی و فساد، امنیت داخلی و امنیت خارجی و آسایش و آرامش ذهنی فراهم کنند. حقیقت عریان این است که نظام سیاسی به هر دلیل در برآوردن انتظارات شهروندان کامیاب نبوده است.
dir="RTL" style="text-align:right">داوری همه مدیران نظام سیاسی این است که در دهه ۱۳۹۰ روزگار مادی ایرانیان ساکن در این سرزمین نسبت به دهههای پیشین در همین سرزمین و نسبت به کشورهای دیگر جهان بدتر شده است. بررسی دلایل بیان شده از سوی گردانندگان کشور در این باره و اینکه چرا ناکامی بزرگی نصیب شهروندان ایرانی شده این است که دولتهای برآمده از آرای شهروندان ایرانی در همه سالهای پس از جنگ ناتوان بودهاند. علاوه بر این گفته میشود دلیل اصلی دیگر این است که استکبار جهانی با نظام سیاسی ایران خصومت شدید داشته و دارد و سدها و صخرههای بلند و سخت بر سر راه کلیت نظام سیاسی قرار داده و به همین دلیل است که نظام سیاسی نتوانسته در شرایط عادی فعالیت و رفاه مادی و آسایش ذهنی شهروندان را فراهم کند. از سوی دیگر بسیار شنیده و خواندهایم که استکبار جهانی به سردستگی آمریکا در ۴۳ سال دشمنی با ایران هیچ کامیابی نداشته است و خوانده و شنیدهایم که شهروندان ایرانی وفادارترین شهروندان به نظام سیاسی هستند و هوشمندند و در درک مسائل سیاسی در دنیا پیشگامند. به این ترتیب یک تناقض بزرگ در کلیت نظام سیاسی دیده میشود و آن ناکارآمدی نظام سیاسی غرب برای اثرگذاری بر ایران است و از سوی دیگر رای شهروندان که تا امروز ۵ رئیسجمهور انتخاب کردهاند را مخدوش میکند. این تناقضها از سوی شهروندان ایرانی درک و فهم شده و با آشفتگی روبهرو هستند. آنها یک زندگی عادی میخواهند. میزانی کالری برای زنده ماندن، میزانی آزادی برای انتخاب روش زندگی و برای اینکه بتوانند همانند بیشتر کشورهای دنیا خبر بخوانند و تفسیرها را بشنوند و نیز ثروت ملیشان در مسیر درست سرمایهگذاری شود و همچنین بتوانند به کشورهای دیگر بروند و شهروندان جهانی به این کشور بیایند و با دنیا آشتی باشند. نظام سیاسی حاکم بر ایران در برابر این همه اختیاراتی که از ایرانیان گرفته موظف است رفاه مادی و آسایش ذهنی و روانی آنها را تامین کند. اگر انجام این وظیفه نیازمند پیوست با واقعیت جهان امروز است باید این پیوند برقرار شود. هنر سیاستمدار همین است که پیوند برقرار کند و سازگاری پدید آورد. گسستن و ناسازگاری که کاری ندارد و سیاست ویژهای نمیخواهد. کارنامه دیپلماسی دولت سیزدهم در این باره شوربختانه گسست بوده و نقاط پیوست قبلی را نیز پاره کرده است. برای یک بار هم که شده باید درباره چگونگی رفتار با جهان و قهر و آشتی با غرب نظرخواهی سالم و درست کرد. اگر نظر شهروندان این است که ناسازگاری با قدرت بزرگ جهان رها شود باید رها شود.
نظرات کاربران