dir="RTL" style="text-align:right">حالا این دو نفر که از ارکان گروه اقتصادی دولت به حساب می‌آیند درباره سیاست ارزی به مثابه تاثیرگذارترین سیاست اقتصادی در شرایط حاضر دچار اختلاف شده‌اند. به این معنی که محمد مخبر سیاست ارزی میخکوب کردن قیمت دلار برای مدت دو سال برای واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه را راهبرد دولت اعلام کرده است و باور دارد با این تصمیم به تثبیت نسبی قیمت کالاها به مدت دو سال کمک خواهد شد. جدای از اینکه تحلیل او با کدام دشواری‌ها و ناممکن‌ها روبه‌رو خواهد شد اگر فعالان اقتصادی باور کنند او حرف اول را می‌زند و پشتیبان رییس تازه بانک مرکزی است که می‌خواهد دلار ۲۸۵۰۰ تومانی را تثبیت کند، برنامه خود را با این فرض طراحی خواهند کرد.

اما احسان خاندوزی با آگاهی از اعلام محمد مخبر و نیز رییس بانک مرکزی مبنی بر تثبیت نرخ ارز نیمایی در برابر دیدگان کسانی که سخنان او را از تلویزیون شنیدند گفت: سیاست دولت تثبیت نرخ ارز نیست بلکه ثبات در سیاست ارزی است که به معنای نفی و نقد خواسته معاون اول است. شاید خاندوزی دنبال این است که با فروش دلار گران درآمد بیشتری برای دولت به دست آید و شاید هم می‌داند وعده مخبر شدنی نیست. آنچه حالا محل تردید شده این است که فعالان اقتصادی باید بر پایه کدام سیاست ارزی رفتار کنند و حرف خاندوزی را مبنای تصمیم‌گیری قرار دهند یا سخنان مخبر را. واقعیت این است که این دو سیاست ارزی یعنی تثبیت قیمت دلار برای واردات کالاهای اساسی و مواد اولیه و نیز نهاده‌های دامی و سرکوب ارزی مورد نظر مخبر با سیاست ارزی مورد نظر خاندوزی در عمل تفاوت معناداری به دنبال دارد. آیا بهتر نیست رییس‌جمهور یک بار دیگر با صراحت بگوید فرمانده اقتصادی کیست؟ این وضعیت ادامه‌دار نخواهد بود و به نظر می‌رسد اگر خاندوزی آگاهانه و با علم به اینکه نفی سخنان معاون اول به معنای سرکشی است خود را برای پیامدهای بعدی آماده کرده است. شاید هم او بتواند فرزین و مخبر را متقاعد کند. به هرحال تکلیف روشن نیست.