dir="RTL" style="text-align:right">به نظر می‌رسد برخی رخدادها درباره نتایج انتخابات دوره‌ای یکی از دلایل دلسرد شدن شماری از اعضا باشد. واقعیت این است که با شکایت‌هایی که برخی اعضای اتاق‌های دوره‌های قبلی کرده‌اند و کار را از درون خانواده خصوصی بیرون بردند و نیز کشاندن شماری از اعضای مجلس قانونگذاری و برخوردهایی که نسبت به رییس اتاق شد بر این دلسردی‌ها افزوده است. علاوه بر نکات یادشده می‌توان به مقوله بااهمیت نگاه دولت‌ها به اتاق‌های بازرگانی نیز تاکید کرد. به این معنی که دولت- با هر گرایش سیاسی- علاقه‌مند به تفویض اختیارات حتی در اندازه‌ای که در قانون تصریح شده به نهادهای خصوصی از جمله اتاق بازرگانی نیست. این در حالی است که بخش عمده‌ای از مواد و بندهای قانون بهبود مستمر فضای کسب‌وکار هنوز اجرایی نشده‌اند. نادیده گرفتن قانون‌های مصوب مجلس و بی‌اعتبار کردن آنها نیز می‌تواند نشانه‌هایی از بی‌اعتنایی بخش خصوصی تا امروز نسبت به انتخابات باشد.

واقعیت تلخ دیگر این است که دولت سیزدهم همانند دولت‌های نهم و دهم از بالای سر اتاق‌های بازرگانی ایران و استان‌ها عبور کرده و رابطه‌اش با بخش خصوصی را از نوع ارباب- رعیتی نگاه می‌کند. با این نگاه دولت معلوم است که انتخابات چندان در کانون توجه قرار نگیرد. اتاق‌های بازرگانی در همین ۱۵ ماه فعالیت دولت سیزدهم و البته در دولت دوازدهم طرح‌های متعددی برای اصلاح ساختار اقتصاد کلان ارائه کرده‌اند که از نظر بنیه کارشناسی نیرومند و گره‌گشا بوده‌اند اما از سوی دولت نادیده گرفته شده‌اند. اعضای هیات‌رییسه اتاق‌های بازرگانی بارها و بارها از دولت خواسته‌اند درباره سیاست‌های ارزی در جاده اصلاح گام بردارد اما دولت‌ها بی‌اعتنایی کرده‌اند و آنها در برابر اعضای اتاق‌ها نمی‌توانند پاسخ متقاعدکننده‌ای بدهند که چرا دولت سخنان و اصلاحات مورد نظر آنها را قبول نمی‌کند. اتاق‌های بازرگانی بارها از دولت‌ها خواسته‌اند راهبرد منسوخ‌شده قیمت‌گذاری دستوری را کنار بگذارند اما دولت‌ها باز هم راه خود را می‌روند. وقتی اتاق‌ها نتوانند حرف خود را جلو ببرند چرا باید شور و شوق برای انتخابات دیده شود.