احزاب بین یک دوگانهای دچار گیجی هستند
وی در بخش دیگری از سخنان خود درخصوص فعالیت احزاب گفت: «متاسفانه احزاب یا جریانهای سیاسی ما بین همین دوگانه دچار گیجی هستند؛ یا ضد مردمی میشوند، به این معنا که میگویند باید روی حقیقت بایستیم و مردم هیچ نقشی در زندگی سیاسی ندارند. یا یکسره دنبال اکثریت راه میافتند. این در حالی است که احزاب نباید دنبال اکثریت بروند، بلکه باید به دنبال «جذب اکثریت» بروند. البته این را بدانند که صرفا اگر توانستند اکثریت را جذب کنند، قدرت میگیرند و اگر نتوانستند، باید دوباره سعی کنند تا با کسب نظر اکثریت قدرت را به دست بگیرند.»
حسن خمینی تاکید کرد: «این هیچ ایرادی بر کسی نیست که نظر او تا یک روزی مورد اقبال اکثریت باشد و روزی دیگر آنها از این اقبال برگردند و دوباره بعد از چند وقت بیایند؛ این دست به دست شدن قدرت طبیعی است. اینطور نیست که هرچه همه میگویند، ما باید همان را بگوییم؛ ما باید حرف خودمان را تبلیغ کنیم ولی در همان حال بگویم هر دیدگاهی که اکثریت میخواهد همان باید حکومت کند؛ نه اینکه لزوما من همان را بگویم که اکثریت میگوید. به همین جهت احزاب باید جو زده نشوند و موج آنها را نگیرد؛ باید خودشان را باور کنند، روی باوری که دارند بایستند و آن را بگویند.» وی ادامه داد: «اینکه من از حق شما در آزادی بیان دفاع میکنم معنایش این نیست که از نظر من آنچه میگویی درست است؛ تو حق داری حرفت را بزنی، ولی ممکن است حرف تو اشتباه باشد. بعضی وقتها گفته میشود چون تو حق داری حرف بزنی، پس هرچه میگویی درست است؛ این سخن باطلی است، بلکه سخن صحیح این است که تو حق داری حرف بزنی، ولی حرف تو از دید من غلط است.»
تا زنده هستید فحش میخورید
حسن خمینی با تاکید بر اینکه حکومت باید برآیند کل خرد یک جامعه باشد، گفت: «روی عقیده خودتان بایستید. آیتالله حسن صانعی نقل میکند که «سالهای 41 و 42 یک روز داشتم به خانه برادر امام میرفتم و دیدم پشت در خانه امام اطلاعیهای چسباندهاند و یک صفحه فحش غیرتکراری به امام دادهاند. آقای صانعی گفت این را کندم و امام داشت کنار حوض وضو میگرفت و این اطلاعیه را در دست من دید و گفت صبح که رفتم قدم بزنم دیدم اما نکندم؛ سپس گفتند، آدم زنده فحش میخورد.»
وی تاکید کرد: «تا زنده هستید فحش میخورید؛ چون منشا اثر هستید. اصلا اینکه امروز هم امام مورد دشنام است به این خاطر است که زنده است. شخصیت سیاسی اگر یک روز فحش نخورد باید بداند که مرده است؛ کم یا زیاد مهم نیست، مهم این است که روی عقیدهات بایستی و فحش بخوری. امام در ادامه آن جمله به آقای صانعی گفته بودند، «تا فحش نخوریم کار پیش نمیرود.»
او سپس با توصیه به اینکه توجه کنید که از یک طرف بام نیفتیم و نگوییم ما روی حق هستیم، افزود: «کسی که توانست رای بیشتری جمع کند حکومت میکند. من اگر فکر میکنم بر حق هستم، روی حقم محکم میایستم، حرفم را هم میزنم و تمام توانم را به کار میگیرم اما اگر نتوانستم جامعه را اقناع کنم، کسی که توانست اقناع کند باید حکومت کند. از سوی دیگر، اگر نتوانستم جامعه را اقناع کنم، دلیل نیست که حق نیستم؛ حق بودن ربطی با اقناع ندارد. پس دوباره تلاش میکنم تا بتوانم.»
اگر گفتوگو نکنیم کار به دعوا میکشد
حسن خمینی گفت: «جامعه ما جامعهای نیست که در آن یک طرف صددرصد و طرف دیگر صفر درصد باشد؛ بلکه جامعهای با کلونیها و مجامع فکری مختلف است. من در بیانیهای که در اوایل حوادث اخیر نوشته بودم، گفتم که اگر گفتوگو نکنیم کار به دعوا میکشد و با وجود دعوا کشور صد سال عقب میافتد. اینطور هم نیست که از دل دعوا یک طرف پیروز بیرون بیاید. باید حجم کینه را در جامعه پایین بیاوریم؛ این کار را صاحبان تجربه میتوانند انجام دهند، یعنی کسانی که یک پیراهن بیشتر پاره کردهاند. آنها نباید جوزده شوند و نباید به هیجان بیفتند.»
در فضای سیاسی باید کسانی باشند که هیجان را کنترل کنند
وی تاکید کرد: «در فضای سیاسی کشور حتما باید کسانی باشند که در شرایطی که همه هیجان دارند، هیجان را کنترل کنند. یکی از شاهکارهای مدیریتی امام روز 31 شهریور 1359 است. وقتی عراق بمباران میکند و همه بههم میریزند، التهاب که بالا میرود، ایشان میگوید، «دزدی آمده و سنگی انداخته و در رفته است»؛ ایشان با این سخن چنان هیجان را میخواباند که به جامعه آرامش میدهد. رهبران سیاسی در سطح بزرگ و در سطح احزاب باید جایی که لازم است هیجان را به جامعه تزریق کنند و جایی که باید هیجان را از جامعه جمع کنند، این وظیفه را انجام دهند.» حسن خمینی در پایان گفت: «اگر هیجان از حد معینی بالا برود جامعه دچار شکاف، گسل و دعوا میشود. اینکه فقط اطراف خودمان را ببینیم غلط است. ممکن است اطرافیان من یک طور فکر کنند و اطرافیان شما طور دیگر فکر کنند؛ فکر نکنیم جامعه یکسان میاندیشد.»
اعتماد
نظرات کاربران