قصد و نیت خوب و نتیجه بد
قصد و نیت ضرورتا به نتیجه و دستاورد مطلوب نمیانجامد. برای مثال سوسیالیسم با نیت خوب پیش رفت اما موجب به خطر افتادن سطح زندگی بخش زیادی از افراد جامعه شد. در ایران نیز هرچند دولتها با اهداف خوب نظیر کمک به ضعیفترین قشر جامعه یا کمکهای انسانی شروع به مداخله میکنند اما این مداخلات اغلب بهجای نفع به جامعه خسارتزده است. در بیشتر موارد اهداف و برنامهها آرمانگرایانه بوده و به شرایط نهادی و زیرساختی یا ظرفیت اجرایی توجه نشده است. سیاستهای اجرایی در بیشتر موارد در تناقض با اهداف مطروحه بوده و همین باعث عملکرد نادرست و استفاده ناصحیح از کمکهای مالی و سرمایهای بوده است.
برنامهریزی از بالا به پایین
برنامهریزی متمرکز از بالا به پایین با دو مشکل جدی مواجه است؛ مشکل اطلاعات و مشکل انگیزه. افراد باید انگیزه داشته باشند تا به اهداف مورد نظر برسند اما انگیزه مدیران دولتی اغلب در تضاد با اهداف دستاورد مطلوب است. برای مثال مورد کمکهای خارجی را در نظر بگیرید. مطالعات مختلف نشان میدهند چگونه انگیزههای قرضدهندگان و قرضگیرندگان با هدف کمکها در تضاد قرار میگیرد. قرضدهندگان اغلب تحت تاثیر ذینفعان خاص قرار میگیرند و به دولتهای ناکارآمد وام اعطا میکنند تا مشکلات کسری بودجه خود را برطرف کنند. دریافتکنندگان وامها، اغلب باانگیزه سیاسی به دوستان و خویشاوندان و همحزبیها و طرفداران خود کمک مالی میکنند تا حمایتهای سیاسی آنها را در تقویت قدرت خود داشته باشند. نکته مهم این است که کمکهای خارجی نهتنها موجب تغییر در برخورداری از میزان منابع در دسترس دولتمردان میشود بلکه انگیزه آنها را تغییر میدهد.
اتکا بر بوروکراسی بهجای بازار
اشکال دیگر اتکا بر بوروکراسی بهجای بازار است. تصمیمگیری بوروکراتیک با مشکل نداشتن انگیزه و دانش روبهرو است. نکته اول در این رابطه مربوط به اشکالاتی است که در زنجیره انتقال اطلاعات ایجاد میشود. با بزرگ شدن اندازه بوروکراسی انتقال اطلاعات دشوار میشود. یکراه این است که تصمیمات بهصورت غیرمتمرکز گرفته شود اما این کار مشکل انگیزه را در بردارد. باید این اطمینان حاصل شود که تصمیمگیران غیرمتمرکز به حد کافی و بهطور مساوی انگیزه لازم برای بالا بردن اهداف مشترک را داشته باشند. البته دلایل آشکاری وجود دارد که نشان میدهد در چنین شرایطی برقراری یک توازن بین انگیزه و عدم تمرکز در تصمیمگیری کار دشواری است. میسز، اقتصاددان مکتب اتریشی تاکید میکند که بوروکراتها ابزار و وسیله لازم جهت انجام محاسبات عقلایی را ندارند و بنابراین فاقد وسیله لازم برای تخصیص کارای منابع هستند. نتیجه تخصیص نادرست و اتلاف منابع خواهد بود.
تاکید بر اهداف جمعی و نادیده گرفتن اهداف فردی
اشکال دیگر تاکید بر اهداف جمعی بر روی اهداف فردی است. تحت تصمیمگیری سوسیالیستی و نئوکلاسیکی اهداف جمعی نسبت به اهداف فردی در اولویت قرار میگیرند. منطق مشابهی درباره مداخلات خارجی نقش ایفا میکنند. اهداف کلی و جمعی مانند کاهش فقر، رشد اقتصادی، کنترل تورم و… در مقابل اهداف و خواستهای فردی قرار میگیرند. در این حالت با تاکید بر اهداف جمعی و نگاه سازمانی، تخصیص منابع از طریق دستور و صدور احکامی از بالا به پایین صورت میگیرد و لذا خواست و سلیقه فردی، نقش کارآفرینی، فرآیند یادگیری فردی و آزمون و خطا و… نادیده گرفته میشود.
تجربه تاریخی حاکی از آن است که پیشرفت اقتصادی متاثر از تلاشهای فردی جهت انجام یک کار مثبت از یکطرف و آزادی او در پیگیری منافع و اهداف خود از طرف دیگر است. در هر جامعهای که نهادها از فعالیتهای خودانگیخته افراد آزاد شکلگرفته باشند، آنها تضمینکننده آزادی و پیشرفت هستند. اقتصاد مبتنی بر بازار پیششرط آزادی و رفاه است. اگرچه ادعا میشود که هدف مداخلات دولتی و نظام برنامهریزی اجتماعی تلاش برای حفظ و تامین ارزشهای انسانی است اما در عمل همهچیز را تحتالشعاع خود قرار میدهد. رژیمهای کمونیستی در اروپا بهترین شاهد این مدعا هستند. شهروندان این جوامع با انصراف از کمونیسم به سمت جامعه باز، دموکراسی و اقتصاد مبتنی بر بازار متمایل شدند. امروزه مسیر تغییر از جوامع بسته غیردموکراتیک و با تصمیمگیری متمرکز به سمت جوامع آزاد، دموکراتیک و اقتصاد مبتنی بر بازارند. بعد از دههها جمعگرایی، الان به فردگرایی و احترام حقوق فردی روی آوردهاند.
پیروی از قوانین خودانگیخته و برنامهریزی نشده و غیراجباری مزیتهای زیادی دارد. این مزایا صرفا به این خاطر نیست که اجباری نیستند، بلکه اهمیت آنها بیشتر بدان خاطر است که قوانین رعایت میشوند. درعین حال افراد باید آزاد باشند به طوری که وقتی خطا میکنند و مورد تنفر و انزجار مردم قرار میگیرند بتوانند خود را اصلاح کنند. درحقیقت، همین انعطافپذیری قوانین داوطلبانه است که تکامل تدریجی و رشد خودانگیخته را امکانپذیر میسازد و این یعنی آغاز تلاش برای حرکت در مسیر تامین خواست مردم و پایان دادن به چالشهای اقتصادی و اجتماعی جامعه.
نظرات کاربران