به نوشته سایت واکس، موافقت کاخ سفید با این طرح نشان‌دهنده تسلیم شدن دولت آمریکا در برابر واقعیت سیاسی است. همچنین تغییرهایی که در متن اولیه به وجود آمد، تمایل آن را برای امضای طرح افزایش داد.

طرح یادشده سازوکاری را برای رد کردن متن نهایی توافق هسته‌ای با ایران پیش‌بینی کرده است. نکات مهم آن عبارتند از:
۱- در صورت توافق با ایران، دولت آمریکا باید متن توافق نهایی گروه ۱+۵ را به طور رسمی به کنگره تقدیم کند.
۲- پس از تقدیم طرح به کنگره، دوره‌ای ۳۰ روزه شروع می‌شود که در آن رئیس جمهور نمی‌تواند هیچ تحریمی را تعلیق کند.
۳- اگر کنگره قطعنامه‌ای علیه توافق صادر کند، تحریم‌ها ۱۲ روز دیگر پا بر جا خواهد ماند.
۴- اگر رئیس جمهور قطعنامه نارضایتی کنگره را وتو کند، تحریم‌ها باید ۱۰ روز دیگر پا بر جا بماند (مجموعا ۵۲ روز) و سپس می‌تواند آنها را لغو کند.
۵- چنانچه رئیس جمهور قطعنامه نارضایتی رئیس جمهور را امضا کند یا اگر کنگره با اکثریتی آن را تصویب کند که رئیس جمهور نتواند آن را وتو کند، نمی‌توان تحریم‌ها را لغو کرد.
۶- اگر توافق نهایی تا تاریخ ۱۸ تیر به کنگره ارائه نشود، دوره بررسی به ۶۰ روز افزایش پیدا می‌کند.
۷- هر ۹۰ روز، رئیس جمهور باید به کنگره درباره تبعیت ایران از شروط توافق نهایی گزارش کند.
۸- رئیس جمهور باید همچنین یک رشته گزارش به کنگره آمریکا در زمینه مسائل خارج از حیطه توافق ارائه کند، از جمله درباره حمایت ایران از تروریسم و برنامه موشک‌های بالستیک آن.

متن تغییر یافته دو فرق عمده با متن اولیه دارد. نخست آنکه دوره بررسی از ۶۰ روز به ۳۰ روز کاهش یافته است. دوم اینکه تایید رئیس جمهور درباره عملکرد ایران به تبعیت از شروط توافق نامه محدود شده است. اما هدف از این طرح چیست؟ ظاهرا هدف این طرح آن است که وقتی توافق به دست آید، کنگره بتواند مانع از اجرای آن شود. اوباما می‌تواند طرح ممانعت از توافق را وتو کند و کنگره هم می‌تواند تلاش کند اکثریت ضد وتو ایجاد کند. از طرف دیگر، این طرح واقعیت را عوض نمی‌کند. اگر طرح کورکر-مندز هم تصویب نمی‌شد، هیچ فرقی ایجاد نمی‌کرد. فرض کنید پس از توافق ایران با ۱+۵، کنگره از آن خوشش نیاید. اعضای کنگره حق دارند قانون ممانعت از اجرای آن را تصویب کنند. رئیس جمهور هم می‌تواند آن را وتو کند و باز هم کنگره بکوشد اکثریت ضد وتو ایجاد کند. طرح کورکر-مندز چه به شکل جاری چه به شکل سابق واقعیت را عوض نمی‌کند. تنها کار آن خواستن گزارش‌های رسمی و ایجاد دوره انتظار ۳۰ روزه برای لغو تحریم‌هاست.

برخی جمهوری‌خواهان در نظر دارند از این طرح برای نابود کردن هر گونه توافق با ایران استفاده کنند. برخی دیگر به خصوص دموکرات‌ها معتقدند کنگره باید نقش برجسته‌تری در این توافق داشته باشد. برخی دیگر هیچ تمایلی به مسائل سیاست خارجی ندارند، اما زیر فشار گروه‌های طرفدار اسرائیل تن به این طرح داده‌اند. کاخ سفید معتقد است این طرح باعث شکست توافق با ایران نخواهد شد. نهایتا تصمیم مذاکره‌کنندگان ایران و آمریکاست که نتیجه مذاکره را مشخص خواهد کرد. تاثیر اصلی این طرح بر مذاکره آن است که نشان ‌دهد اوباما مذاکره‌کننده معتبری نیست.
اما آیا کنگره جلوی اجرای توافق را خواهد گرفت؟ خیلی غیرعادی است که شمار زیادی از دموکرات‌ها برگردند و با پیوستن به جمهوری‌خواهان، وتوی رئیس جمهور را بی‌اعتبار و او را تحقیر کنند. اما چیزهای غیرعادی هم در این دوره اتفاق افتاده است. چاک شومر سناتور دموکرات که قرار است جانشین هری رید رهبر دموکرات‌های سنا شود، با توافق مخالف است. البته باید اشاره کرد که طرح قبلی سنا برای اعمال تحریم‌های بیشتر که توسط رابرت منندز و مارک کرک تدوین شده بود، به رای گذاشته نشد، هر چند که برخی می‌گویند فضای نامناسبی که سناتور تام کاتن با ارائه نامه به مقامات ایران ایجاد کرد، باعث شکست طرح شد و ممکن است وضع در آینده عوض شود.

همچنین باید بین دو دسته از دموکرات‌ها تمایز قایل شد. اول آنانی که مایل هستند در چارچوب مواضع سیاسی خود رای منفی بدهند و دوم آنانی که می‌خواهند وتوی رئیس جمهور را بی‌اثر کنند. زمانی که دو سوم اعضای کنگره به طرحی رای دهند، رئیس جمهور دیگر نمی تواند آن را وتو کند. به همین دلیل، بخش عمده‌ای از این کشمکش به مجلس نمایندگان کشیده می‌شود که نسبتا تعداد اندکی از دموکرات‌ها جایگاه لرزانی دارند و رای دادن آنها عمدتا بر اساس تمایلات و مواضع شخصی آنان است.