مدیران و سرمایه‌گذاران هوشمند آنهایی هستند که اولا با مطالعه کافی و نیز با شناخت دقیق بازار هر فعالیتی وارد بازار می‌شوند و دوما در اداره بنگاه جوری عمل می‌کنند که هرگز به مرز تعطیلی و زیان نرسند. مهم‌تر از همه اینها در کشورهای گوناگون پدیده‌ای به اسم ورشکستگی وجود دارد و بنگاه‌هایی که دیگر به هیچ عنوان امیدی به ماندن در بازار ندارند، اعلام ورشکستگی می‌کنند. در هیچ کشوری دولت‌ها به بهانه اینکه نباید مانع تعطیلی بنگاه‌ها شد به کمک مدیران و مالکان ناکارآمد نمی‌روند و از منابع شهروندان برای مدیرانی که به هر دلیل بنگاه‌شان تعطیل شده هزینه نمی‌کنند. در ایران اما دیوان‌سالاران و بوروکرات‌ها و سیاستمداران نهضتی با منابع مردم نمی‌گذارند بنگاه‌های ناکارآمد تعطیل شوند.

سید امیرحسین مدنی یکی از مدیران اقتصادی دولت سیزدهم گفته است برنامه ما برای سال جدید احیای ۸ هزار واحد اقتصادی است که مجموعا در ۲ سال بتوانیم حدود ۱۲ هزار واحد را احیا کنیم. وی افزوده: این احیاها در شرکت‌های دانش‌بنیان، صنعتی و تولیدی، کشاورزی، خدماتی و معدنی توسط دستگاه‌های مختلف مثل صندوق کارآفرینی امید، شرکت شهرک‌های صنعتی وزارت صمت، بنیاد برکت، بسیج، صندوق‌های سرمایه‌گذاری خصوصی و بخش خصوصی با حمایت نهضت احیای واحدهای اقتصادی انجام خواهد شد.

وی در این گفت‌وگو توضیح نداده است سازوکار کمک به واحدهای در مرز ورشکستگی و تعطیل چیست؟ آیا این نهضت از منابع دولت به صاحبان بنگاه‌های ناکارآمد کمک می‌کند؟ معیار کمک به هر واحد چیست؟ نهادهایی مثل بسیج و بنیاد برکت، صندوق‌های سرمایه‌گذاری خصوصی با کدام سازوکار و با کدام معیارها به این نهضت پیوسته‌اند؟ واقعیت این است که این راهبرد که چندین سال است از سوی دولت‌ها اجرا می‌شود، راهبردی ناکارآمد است و به مدیران و صاحبان ناکارآمد قوت قلب می‌دهد که مدیریت اقتصادی بنگاه را کنار گذاشته و منابع و مصارف را هدر دهند و بروند در صف دریافت کمک ستاد یا نهضت احیا بایستند و با لابی‌گری و چانه‌زنی در شرایط بازسازی قرار گیرند.