اجرای چند سناریو
باکو در حالی با هشدارهای تهران روبهرو شد که به این مهم وقوف داشت در صحنه میدانی، امکانی برای به اجرا گذاشتن برنامههای خود جهت تغییردر جغرافیای قفقاز ندارد. از این رو طبیعی بود برای رسیدن به هدف خود، چندین سناریوی همزمان را کلید بزند. غائلهسازی در خصوص سفارت در تهران و تلاش برای تروریستی جلوه دادن آن که با کاهش سطح روابط دیپلماتیک با ایران همراه شد یکی از برنامههای جنجالی و تنش زایی بود که در دستور کار آذربایجان قرار گرفت. ایجاد ترتیباتی برای تشدید ایران ستیزی و شیعه ستیزی، استقرار تکفیریها و شکل دهی به ایده «پان ترکیسم» وجوه دیگری از سیاست ضد امنیتی آذربایجان به شمار میرفت که دمیدن بر آتش تنشهای قومی را جستوجو میکرد. این روند را میتوان در پیوند با مناسبات رو به افزونی ارزیابی کرد که در ماههای اخیر میان جمهوری آذربایجان و رژیم صهیونیستی جریان یافت؛ روندی که به تقویت تحرکات نظامی باکو به پشتوانه حمایتهای همه جانبه تل آویو در سرزمینهای مورد مناقشه با ارمنستان انجامیده و همچنین به پروپاگاندای رسانهای علیه ایران شتاب بخشیده است. تردیدی وجود ندارد که تلاش برای نزدیکی با اسرائیل به شکل پررنگی میتواند منافع امنیتی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
جایگیری اشتباه «اردوغان»
به نظر میرسد موضعگیری صریح رئیس جمهور ترکیه در حمایت از زیاده خواهیهای «الهام علی اف» در چهارچوب تلاشی باشد که این مقام آذربایجانی برای تقویت توان میدانی و دیپلماتیک خود جهت دستیابی به خواستههایش در منطقه قفقاز به جریان انداخته است. البته نباید فراموش کرد که ترکیه نیز بیمیل نیست تا برای ایجاد یک هاب ترانزیتی- انرژی از طریق ایجاد پیوستگی سرزمینی با جمهوری آذربایجان، این کشور را از طریق خاک خود به اروپا متصل کرده تا ضمن تقویت محوریت خود در منطقه، زمینههای ضعیفتر شدن رقبای منطقهای را فراهم آورد. امری که میتواند به تضعیف مؤلفههای قدرت جمهوری اسلامی در منطقه قفقاز جنوبی بینجامد. در این میان اشتیاق ترکیه برای نیل به این هدف، میتواند مسأله اختلاف میان «تهران و باکو» را به مسأله میان «تهران و آنکارا» تبدیل کند.از سوی دیگر نقش استراتژیک ایران در منطقه و تأثیراتی که بویژه در جریان حل و فصل منازعات تاریخی و هزینه ساز قفقاز داشته، واقعیتی است که نباید از نظر تصمیم گیرندگان باکو دور بماند. آنچه مسلم است اینکه «الهام علی اف» در ماههای اخیر از کانالهای رسمی و غیر رسمی، پیامهای لازم را پیرامون رویکرد ایران و خطوط قرمز تعیین شدهاش در مناطق مورد مناقشه دریافت کرده و بخوبی میداند که در فرایند شکلگیری نظم نوین منطقه که زیر سایه ائتلاف در حال ظهور تهران- مسکو- پکن پیشبینی میشود، دیگر امکانی برای زیاده طلبیهای فراسرزمینی نیست و از سوی ائتلافهای بزرگ این حوزه تحمل نمیشود. شاید از این روست که «الهام علی اف» باید در این گفته خود که «هیچ کسی نمیتواند ما را بترساند» تجدید نظر کند و قدرت جمهوری اسلامی در دفاع از خطوط امنیتی خود را به آزمون نگذارد.
نظرات کاربران