dir="RTL" style="text-align:right">اگریک بررسی کوتاه بر رشته های گوناگون صنعتی سبک مثل صنایع لوازم خانگی، صنعت پوشاک و کیف وکفش و حتی خودروسازی ونیز بخشی از اهن وفولاد ایران داشته باشیم و فرض کنیم نرخ های تعرفه واردان به میانگین جهانی نزدیک شوند ،کدام صنعت ایران تاب آوری دارد در برابر کالاهای مشابه زنده می ماند؟ ؟ این بررسی هنوز انجام نشده است و البته شاید هم انجام شده و منتشر نشده است. ایا بهتر نیست تا دیرنشده است این اتفاق بیفتد و معلوم شود باید روی کدام صنعت ایران حساب کرد و کدام را رها کرد؟

صنعت بخشی از فعالیت های اقتصادی است که البته از نظر سهم آن در ارزش افزوده تولید ناخالص داخلی قابل اعتنا است ونیز اهمیت آن در ایجاد اشتغال یا نگهداری اشتغال موجود وهمچنین در تامین نیازهای داخلی و سهم آن در واردات قابل توجه است. این بخش از فعالیتهای اقتصادی ایران همانند بانکداری؛ بازرگانی خارجی شامل واردات و صادرات ،بازرگانی داخلی شامل شبکه گسترده ای از واحدهای توزیع کالا ونیز حمل ونقل و مسکن با همه قدوقامت وشکل وماهیت زیر تیغ واسیر نهاد دولت قرار دارند. به این معنا که نهاددولت درایران از دست کم دهه 1340 به این سو خود را در موقعیت ارباب گذاشته و بنگاههای ایرانی شامل صنایع کارخانه ای را رعیت فرض می کند.واقعیت پیش ازاین نیزبرای نوسازی تکنولوژیک صنایع کارخانه ای اقدامی صورت نپذیرفت. به طور مثال شادروان اکبر ترکان مشاور ارشد روحانی در دولت یازدهم از همان روزهای نخست اصرار داشت حتما کارخانه خودروسازی سومی در کشور تاسیس شود که اگر این کار انجام می شد شاید برای صنعت خودرو فرصتی برای نوسازی تکنولوژیک فراهم می شد. نگاهی از سر اشاره به صنعت فولاد ، صنعت مس ، آلومینیوم ونیز پتروشیمی و صنایع پالایشگاهی، صنعت نساجی ، صنایع مخابرتی ، صنایع لوازم خانگی می تواند به خوبی این وضعیت نامساعد را اثبات کند. واقعیت این است که دولت روحانی وارث واحدهای صنعتی بود که آنها نیز دردوران خود عقب ماندگی تکنولوژیک داشتند وحالاتبا توجه به سرعت وشتاب بهت برانگیز تکنولوژی که بخشی از آن به صنایع کارخانه ای سرریز می شوند شکاف ایران و جهان روندی فزاینده پیدا کرده است. ضمن احترام به همه تولید کنندگان ایرانی که یخچال فریزر تولید می کنند اما درمقایسه تولیدات ایرانی ومشابه آنها رغبت به خرید تولید ایرانی را کاهش می دهد. فاصله ایران در صنعت پتروشیمی با کره جنوبی وآلمان وحتی سنگاپور ونیز فاصله صنعت فراورده های گاز ایران با قطر و آمریکا این شکاف تکنولوژیک را بیشتر نشان می دهد. به این ترتیب دولت به نمایندگی از دولتهای پیشین خود صنعتی با عقب ماندگی تکنولوژیک روز افزون را تحویل گرفته و همانطور وشاید بدتر از ان تحویل دولت بعدی مب دهد. این شکاف بزرگ تکنولوژیک اگر در یک دوره کوتاه مدت پر نشود بدون تردید درسال های آینده بیشتر صنایع کارخانه ای ایران نابود خواهد شد. شاید گفته شود با ایجاد محدودیت واردات ونیز تشویق به استفاده از دانش موجود ایرانیان و دانشمندان می توانیم این فاصله را پرکنیم اما تجربه نشان می دهد که این اتفاق ممکن نیست.