dir="RTL" style="text-align:right">روزانه ده‌ها سخنرانی از سوی مدیر انتظام منتشر می‌شود که در آنها عموما به عدالت اشاره و گسترش آن تصریح می‌شود.هرروز دهها مقاله دررسانه های ایران منتشر می شود که درآنها از عدالت پروری به مثابه تضمین حکومت د رایران یاد می شود . مدیران نظام جمهوری اسلامی در هر قانون تازه ودر هر آیین نامهای که می نویسند عدالت را محور قرار می دهند آیا نظام جمهوری اسلامی توانسته است به عدالت نزدیک شود؟ آیا ایرانیان اکنون با دیدن سیمای جامعه احساس می‌کنند جامعه ایران یک جامعه عادل است؟ واقعیت این است که فقدان سازمان‌ها و نهادهای مستقل و خصوصی و نیرومند نظرخواهی و همه‌پرسی در ایران اجازه نمی‌دهد به این پرسش‌ها جواب دقیقی داده شود، اما می‌توان نشانه‌های پرشماری از ناعادلانه بودن امکانات برای گسترش عدالت و اصولا کمبود منابع مالی برای رسیدن به عدالت را دید؛ بی‌عدالتی در نظام سلامت، بی‌عدالتی در مزدها، بی‌عدالتی در باخبر شدن از همه اطلاعات و آمارها و….

چرا شهروندان ایرانی در گفت‌وگوهای روزانه با یکدیگر هرگز از وجود عدالت در جامعه ایران نمی‌گویند و بر نابرابری‌ها تاکید دارند؟ واقعیت این است که سیاست‌های اقتصادی در ایران گونه‌ای بوده و هست که در هر دوره بر ابعاد نابرابری و غیرعادلانه شدن شرایط برای رشد و توسعه فردی و سرزمینی اضافه می‌شود. اگر شهروندی بتواند با فعالیت غیررانتی و غیرفاسد به ثروت انبوه دست یابد و در برابر شهروندان نیز به امکانات قابل قبول برای زندگی برسد این نابرابری شاید توجیه داشته باشد. اما ایرانیان این‌گونه فکر نمی‌کنند و البته حق دارند. اگر به آمار قبول‌شدگان کنکور امسال نگاه کنید همه چیز را آشکار می‌کند. نابرابری‌های سمی شهروندان را هلاک می‌کند. نبعیض و نابرابری در ایران روندی فزاینده را در همه فعالیت ها و بخش ها تجربه می کند اما سیاستهای پدیدآورنده بی عدالتی ادامه دارد.