ر همین مسیر راهبردی در رسانه‌های یادشده و نیز مردان دولت، هر رخدادی را با دولت پیشین مقایسه کرده و با داوری‌های یک‌جانبه نتیجه می‌گیرند دولت سیزدهم خارج از عادت است و در هر بخشی معجزه کرده است. این راهبرد بیشتر از اینکه از سر خیرخواهی برای دولت رییسی باشد کوچک‌شماری دولت دوازدهم است. مقایسه‌های بی‌مبنا و دادن آدرس‌های اشتباه به شهروندان در هر دو راهبرد و سازماندهی برشمرده‌شده به شدت خالی از منطق است و بیشتر از هر چیز شانتاژ به حساب می‌آید. به‌طور مثال در حالی که برای ساخت فاز ۱۱ پالایشگاه گاز در عسلویه سال‌ها طرح و برنامه ریخته شده است‌، دولت سیزدهم اتمام این پروژه تاریخی را به گونه‌ای نمایش می‌دهد که گویی همه رخدادهای این پروژه در دو سال انجام شده است. دولت سیزدهم بارها و بارها مانور داده که با شرکت بزرگ نفت روسیه قرارداد ۴۰ میلیارد دلاری بسته شده اما در حقیقت این یک بلوف بوده و هست و معلوم نیست روسیه در کدام طرح مشخص و به چه میزان سرمایه‌گذاری کرده است. از سوی دیگر درحالی که نیک می‌دانیم جو بایدن از دوران مبارزه انتخاباتی وعده داده بود تحریم ایران را شل می‌کند و این کار را پس از روی کارآمدن انجام داد، حالا رسانه‌های دولتی موضوع را منحرف و آن را به عقد قرارداد با چین مرتبط می‌کنند. این ادعا که چین به دلیل عقد قرارداد ۲۵ساله از ایران نفت بیشتری خریداری می‌کند، ادعایی انحرافی است و مقایسه‌این درآمد با سال ۲۰۲۰ که اوج تحریم‌های ترامپ بود یک مقایسه سست است. تردیدی نیست که تخفیف‌های جاندار ایران به شرکت‌های کوچک چین و نیز چشم بستن بایدن برای صادرات نفت ایران به چین به صورت قاچاقی بارضایت‌خاطر بایدن مهم‌ترین دلیل افزایش صادرات نفت به چین بوده و هست. دولت چین نیک می‌داند باید از فرصت استفاده کرد و ذخایر نفت ایران را با ارزان‌ترین قیمت خرید و این فرصت را از دست نداد. فروش نرفتن نفت ایران در سال‌های نخست تحریمِ از جنس ترامپ و تحریم سفت و سخت آن رییس‌جمهوری، درآمد نفت ایران را به کمترین اندازه رسانده بود، یک مقایسه سست و تبلیغاتی است.