بخش صنعت یکی از ارکان مهم اقتصاد ایران و همچنین یکی از بخش‌های تاثیرگذار در رشد اقتصادی است. یکی از عوامل موفقیت در رشد اقتصادی، توجه به کارآمدی واحدهای صنعتی است. رشد اقتصادی در ایران نیز مستلزم توجه جدی به رشد بخش صنعت است. رشد اقتصادی از طریق افزایش سرمایه‌گذاری به صورت ایجاد واحدهای جدید یا توسعه واحدهای موجود محقق می‌شود، با این حال یکی از راهکارهای تحریک رشد اقتصادی، تلاش برای بهره‌برداری بیشتر از ظرفیت‌های موجود صنایع و در نتیجه افزایش بهره‌وری است. از جمله دشواری‌ها در بخش صنعت ایران، عدم بهره‌برداری کارآمد از ظرفیت‌های موجود صنایع است. تا زمانی که ظرفیت‌های موجود به درستی بهره‌برداری نشوند، ایجاد ظرفیت‌های تولیدی جدید معنا پیدا نمی‌کند. از این رو، سنجش وضعیت ظرفیت‌های تولیدی در صنایع کارخانه‌ای ایران و میزان ظرفیت بهره‌برداری نشده آن‌ها ضروری است. یکی از شاخص‌های کاربردی برای برآورد ظرفیت‌های تولیدی صنایع، نسبت سرمایه‌گذاری به ارزش‌افزوده است که به نوعی نشانگر وضعیت و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در صنایع است. بالا بودن این نسبت بیانگر آن است که صنایع به مرز ظرفیت‌های تولیدی خود رسیده‌اند و لذا برای گسترش ظرفیت تولیدی اقدام به سرمایه‌گذاری‌های بیشتری می‌کنند. این نسبت از سال 1386 به میزان معناداری کاهش یافته که بیانگر این است که در مجموع در صنایع کشور بخش کمتری از ارزش افزوده تولیدی مجددا سرمایه‌گذاری می‌شود. این نشان می‌دهد که بدون در نظر گرفتن نوسانات مقطعی این نسبت، صنعت کشور در یک دوره نسبتا طولانی در وضعیت رکودی قرار دارد. دلایل مختلفی می‌توان برای این وضعیت ذکر کرد، ازجمله کاهش نرخ ارز واقعی در آن سال‌ها و عوارض بیماری هلندی که سبب کاهش رقابت‌پذیری صنایع قابل تجارت کشور شد و نتیجه آن رکود و کاهش سرمایه‌گذاری صنعتی است. بررسی نسبت ارزش ‌افزوده به تعداد بنگاه نیز که نشان‌دهنده «متوسط ارزش ‌افزوده‌ای است که هر بنگاه» ایجاد می‌کند، نشان می‌دهد که در سال‌های دهه 1390 نسبت به دهه 1380 سطح فعالیت بنگاه‌های صنعتی کاهش یافته که‌این موضوع رکودی بلندمدت در بخش صنعت ایران را به رخ می‌کشد. بررسی شاخص نسبت ارزش ‌افزوده به اشتغال که در حقیقت بیانگر بهره‌وری نیروی کار است نیز نشان می‌دهد صنایع در دهه 1390 در وضعیت رکودی و فعالیت پایین‌تر از ظرفیت نسبت به متوسط بلندمدت خود قرار دارند. در نهایت بررسی شاخص ارزش ‌افزوده به ارزش محصولات تولیدی که نشانگر توان خلق ارزش ‌افزوده در صنایع است نیز نشان می‌دهد بخش صنعت در دهه 1390 وارد فاز رکودی شده است.

نسبت اشتغال به تعداد بنگاه‌ها

نسبت اشتغال به تعداد بنگاه‌ها در کل صنعت بیانگر میزان فعالیت بنگاه‌ها از ظرفیت خود و میزان به کارگیری نیروی کار است. این نسبت به‌طور متوسط برای دوره 1381 تا 1398 برابر با 58.2 است. این شاخص بیانگر آن است که در طول دوره مورد مطالعه به‌طور متوسط در هر کارگاه صنعتی 58.2 شاغل بوده، البته‌این نسبت طی این دوره نوسان زیادی داشته است. این نرخ در سال 1394 به حداقل خود رسیده است. سال‌های 1383 ، 1385 و 1391 نیز سال‌هایی هستند که در آن‌ها نسبت به سال‌های قبل و بعد از خود این شاخص به حداقل خود رسیده است. این نشان می‌دهد که در برخی سال‌ها که صنعت با وضعیت رکود روبه‌رو شده، این شاخص به حداقل خود در آن سال‌ها رسیده است. وجود فضای نامناسب کسب‌وکار و محدودیت‌های ناشی از شیوع بیماری کرونا در کنار محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های اقتصادی و افزایش هزینه‌های بنگاه‌های اقتصادی از مهم‌ترین دلایل کاهش تعداد بنگاه‌ها در سال‌های اخیر بوده است.

نسبت ارزش افزوده به تعداد بنگاه‌ها

شاخص نسبت ارزش افزوده به تعداد بنگاه‌ها، نشان‌دهنده متوسط ارزش‌ افزوده‌ به ازای هر بنگاه است. در دوره 1381 تا 1398 هر کارگاه صنعتی به‌طور متوسط سالانه 3.7 میلیارد تومان ارزش افزوده به قیمت ثابت تولید کرده‌ است.

نسبت ارزش ‌افزوده به تعداد بنگاه‌ها بعد از یک روند افزایشی از سال 1389 تا سال 1394 کاهش یافته و سپس تا سال 1396 افزایشی شده است. در سال 1397 با کاهش 100 میلیون تومانی، ارزش‌ افزوده حقیقی به ازای هر کارگاه صنعتی به 3.2 میلیارد تومان رسیده است. در سال 1395 ارزش‌ افزوده کل صنعت بعد از رشدهای منفی ابتدای دهه 1390 بالا رفته و روند نزولی نسبت ارزش ‌افزوده به تعداد بنگاه‌ها تغییر جهت داده است. این شاخص به‌طور کلی نشان می‌دهد که در سال‌های دهه 1390 نسبت به دهه 1380 ظرفیت‌های تولید صنعت کاهش یافته که‌این موضوع رکودی بلندمدت در بخش صنعت ایران را نمایان می‌کند.

نسبت سرمایه‌گذاری به ارزش‌ افزوده

این شاخص، نشانگر وضعیت و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در صنایع است. اگر این نسبت بالا باشد، نشان می‌دهد که صنایع به مرز ظرفیت‌های تولیدی خود رسیده‌اند و برای گسترش این ظرفیت سرمایه‌گذاری‌های بیشتری انجام می‌دهند. در مقابل، زمانی که صنایع در وضعیت رکودی و بنابراین پایین‌تر از ظرفیت‌های تولیدی خود فعالیت می‌کنند، انتظار بر این است که‌این نسبت کاهش یابد. دقیقا چنین وضعیتی در صنایع کشور از سال 1386 به بعد مشهود است. در حقیقت این نسبت از سال 1386 به میزان معناداری کاهش یافته که بیانگر این است در مجموع در صنایع کشور بخش کمتری از ارزش ‌افزوده تولیدی مجددا سرمایه‌گذاری می‌شود. این نشان می‌دهد که بدون در نظر گرفتن نوسانات مقطعی این نسبت، صنعت کشور در یک دوره نسبتا طولانی در وضعیت رکودی قرار دارد.

نسبت ارزش ‌افزوده به ارزش محصولات تولیدی

یکی دیگر از شاخص‌ها که نشانگر وضعیت صنایع از منظر بهره‌برداری از ظرفیت‌های تولیدی است، نسبت ارزش ‌افزوده به ارزش محصولات تولیدی است. این شاخص نشان می‌دهد که چه نسبتی از ارزش محصولات تولیدی به ارزش ‌افزوده یعنی دستمزد عوامل تولید و سود تبدیل شده است. در حقیقت این شاخص نشانگر توان خلق ارزش ‌افزوده در صنایع است. پایین بودن این شاخص نشانگر وضعیت رکودی صنایع و در نتیجه پایین بودن نرخ بهره‌برداری از ظرفیت صنایع است، زیرا نشان می‌دهد در این شرایط صنایع ارزش‌ افزوده کمتری از هر ریال ارزش محصول تولید خود خلق کرده و توان خلق ارزش ‌افزوده کمتری دارند و به نوعی نشان‌دهنده زمینه سرمایه‌گذاری کمتر در این صنایع است. به بیان دیگر، سهم عوامل فیزیکی مانند مواد اولیه و کالای نیم ساخته در کل ارزش محصولات تولیدی در این وضعیت بالاتر می‌رود و نوآوری و سود سهم کمتری از محصول را تشکیل می‌دهد. این وضعیت نشانگر رکود در بخش صنعت است که در دهه 1390 به‌طور مشخص مشهود است.

اعتماد