وزیر کار ایران گفته است برای حقوق کارگران حاضر است جان خود را بدهد و گفته است یک روستایی‌زاده‌ام که حالا بر صندلی وزارت نشسته‌ام. آیا این حرف‌های وزیر مورد قبول کارگران و تایید مقبولیت او خواهد شد؟ واقعیت این است که‌این حرف‌ها و شعار دادن‌ها دست‌کم برای ایجاد حس همدردی با کارگران جذاب است، اما کار از این حرف‌ها گذشته است و کارگران بیشتر از اینکه به‌این حرف‌ها توجه کنند به رفتار پارسال وزیر در افزایش مزد کارگران توجه دارند. کارگران و بازنشستگان گلایه مند از وزیر کار می پرسند پارسال برای ترمیم مزد انها در برابر تورم 50 درصدی چه کرد؟ پرسش دولت ونیز سیاسیون این است که کارگران از کار وزیر راضی هستند؟ واقعیت این است که وزیر کار بدون هیچ مقاومتی در برابر دولت به ویژه سازمان برنامه و بودجه‌ ریزان کشور قبول کرد در حالی که نرخ تورم ۱۴۰۱ نزدیک به ۵۰ درصد بود تنها کمنر از نصف این رقم به میانگین مزد کارگران اضافه شود و کارگران نیک می‌دانند امسال قدرت خریدشان به همین دلیل به همین دلیل بسیارنسبت به پارسال کاهش یافته است.   با توجه به تجربه پارسال وحرفهایی که تا امروز بر سر زبان‌هاست برای اینکه کارگران حرف وزیر را باور کنند که وی برای حقوق کارگران جان می‌دهد و دولت سیزدهم به فکر کارگران است، او چه باید کند؟ نمایندگان کرارگران ایران بارها از وزیر خواسته‌اند به وعده اش عمل کند و حالا که می‌داند نرخ تورم 40 درصد است اقدام به ترمیم حقوق کارگرتن کند. وزیر کار باید مر قانون کار اقدام کرده و ضمن جبران کاهش قدرت خرید سال ۱۴۰۲ کارگران افزایش مزد کارگران را به افزایش مزد کارمندان گره نزند.