حمدی نژاد با تیز هوشی در اجرای تاکتیک هایی - که البته فاقد راهبرد بود - خطاهای پرشماری را برنظام سیاسی تحمیل کرد. یکی از راهبردی ترین بیراهه روی که او ایجاد و نهادهای قدرت نیز از او قبول کردند این بود که تحریم های اقتصادی آمریکا وغرب بر اقتصاد ایران بی اثر است. این بیراهه روی راهبردی که به کمک درآمدهای چند ده میلیارددلای ر صادرات نفت پوشش داده می‌شد در سالهای 1391 و 1392 که سالها و ماه‌های آخر ریاست جنهوری احمدی نژاد بود خود را در رشدهای متقی نشان داد. رشد اقتصاد در دوسال یادشده روی هم 8 درصد منفی بود. به‌این معنی که با لحاظ کردن رشد 1.5 درصدی جمعیت درهرسال شهروندان ایرانی 11 درصد در دوسال فقیر تر شدند. شوربختانه‌این رخداد بزرگ و درناک برای نهادهای قدرت درایران درس عبرت نشد و راهبردهای پیشین درسیاست خارجی ادامه یافت. با روی کارآمدن دونالد ترامپ واز سال 1397 اقتصادایران باردیگر با تحریمی گسترده تر از دوره اوباما روبه روشد. در این ساله که 4 سال ادامه داشت و با آمدن دموکراتها به کاخ سفید -همزمان با روی کارامدن رییسی در تهران به عنوان رییس جمهور - تحریم ها شل شد. در باره رشدهای ناکافی سال‌های ریاست جمهوری روحانی که دولتی دست و پا بسته بود و علاوه بر تحمل تحریم های آمریکا درداخل نیز با تحریم سیاسی روبه روبود ناسف بار است. مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت امور اقتصادی و دارایی در همین باره ودر پاسخ به دو مطلب روزنامه هم‌میهن اعتراف کرده است : "میانگین رشد اقتصادی کشور در 8 سال دولت قبل به‌طور میانگین حدود یک‌درصد و در 4 سال پایانی دولت قبل، به‌طور میانگین پنج صدم‌درصد بود". با لحاظ کردن رشد جمعیت در 4 سال 1396 تا 1400 که دست کم معادل یک درصد می توان فهمید تحریم اقتصادی تا چه‌اندازه درفقیر تر کردن ایرانیان نقش داشته است. به نظر می‌رسد دولت سیزدهم سرمست از شل شدن صادرات نفت که سهم اصلی در رشد تولید ناخالص داخلی را داشته است نمی‌خواهد گامی‌در مسیر برطرف کردن تحریم ها بردارد وباید منتظر روزهای بدباشیم.