به گزارش ساعت24، دکتر مسرت ضمن بیان تاریخچه ای از پیدایش نفت و گاز و جایگزینی آن با منابع تجدید پذیر انرژی مانند آب، باد و خورشید اظهار داشت: برای دریافتن موقعیت نفت باید بگویم، منابع تجدید پذیر مانند نیروی آب و باد و خورشید تا قبل از صنعتی شدن انرژی جهان را تامین می کردند، اما با پیدایش ذغال سنگ در قرن هفدهم و استفاده از نفت و گاز در قرن بیستم این روند تغییر کرد و این نوع انرژی ها بودند که کمک اساسی به انسان برای صنعتی شدن، کار و گسترش سرمایه داری کردند.
وی با اشاره به این که نفت هم نعمت است و از طرف دیگر آفت، گفت: اگر منابع فسیلی بنا به هر دلیل در درون زمین وجود نداشت، بشریت چاره ای جز استفاده از منابع تجدید پذیر نداشت و تمام کوشش های علمی و اقتصادی خود را برای بهینه شدن این نوع انرژی مصرف می کرد. با قبول این شرایط، به احتمال قوی یک الگوی صنعتی شدن و سرمایه داری دیگری در جهان وجود داشت و اکثر کشور ها خودکفا بودند و آن روابط مخربی را که نفت در محیط بین الملل به وجود آورده است شاید دیگر وجود نداشت و جهان در مسیر صنعتی شدن دیگری قرار می گرفت.
دکتر مسرت با بیان تاریخچه ای از قیمت گذاری نفت در آمریکا و جهان افزود: قیمت نفت در بازار داخلی آمریکا در قرن نوزدهم و در سال های ۱۸۶۱ میلادی بسیار بالا بود و به قیمت ۲۰۰ دلار امروزین به فروش می رفت، اما با استفاده از فناوری های پیشرفته تر این قیمت در حدود دو دهه بعد به ۲۰ دلار رسید. از سال ۱۹۳۰ تا ۲۰۰۵ به جز دو دوره شوک نفتی در دهه ۱۹۷۰ میلادی، با کشف منابع نفتی آمریکای لاتین و خاورمیانه این قیمت سیر نزولی خود را ادامه داده است.
وی گفت: وفور منابع و نقش فناوری در تعیین قیمت نفت بسیار تعیین کننده است ولی اصولاً قوانین بازار در سطح جهانی از دهه ۱۹۳۰ به بعد بهم خورده است. قیمت نفت به عامل ها و پارامتر های متعددی بستگی دارد که یکی از آن ها هزینه جایگزین است، یعنی هزینه کار و سرمایه. باید اشاره کنم که قیمت نفت با هزینه واقعی ارتباطی نداشته و با هزینه جایگزین تعیین می شود مانند نفت شیل آمریکا که با هزینه های بالای ۸۰ تا ۱۰۰ دلار تولید می شوند.
دکتر مسرت ادامه داد: از آن جا که این منابع طبیعی مالک دارند، در نتیجه قبل از تولید تبدیل به سرمایه می شوند و در زمان صفر هم ارزش سرمایه ای خود را دارند. بنابراین قیمت نفت در مبدا عبارت است از هزینه جایگزین به اضافه سرمایه ای که در یک بشکه نفت، نهفته شده است.
وی تصریح کرد: بین رانت منابع طبیعی و بهره در بازار سرمایه یک ارتباط مستقیم وجود دارد و آن هایی که مالک هستند به طور احساسی با آن برخورد می کنند. مثلاً همین برج هایی که در تهران ساخته می شود و ساخت آن ها تمام نمی شود به این علت است که صاحب این برج به این نتیجه رسیده است که اگر آن را تمام کند و سرمایه خود را به بازار سرمایه بیاود، درآمدی که کسب می کند به احتمال قوی کمتر خواهد بود از این که صبر کند که دیرتر وارد بازار کند تا قیمت ها بالاتر رود. این درست انعکاس رانتی است. شما چنین چیزی را در اروپا مشاهده نخواهید کرد. در آن جا به محض این که سرمایه گذاری شد هدف این است که در اولین فرصت پروژه تمام شود و سرمایه آن در بخش های دیگر مورد استفاده قرار بگیرد. در اقتصاد رانتی است که این پدیده ها به وجود می آید و این مساله به ضرر جامعه است
دکتر مسرت ادامه داد: ۶۰ الی ۷۰ سال است که این شرایط در بازار نفت بوده است و من به آن می گویم قیمت دامپینگ که شامل قیمت جایگزین و فاکتور سلطه مصرف کنندگان است. وقتی که مرحوم دکتر مصدق می گفت، قیمت نفتی که بر اساس آن به ما رانت می دهید قیمت واقعی نیست و به عنوان اولین سیاست مداری که به این رابطه کشورهای غربی با تولید کنندگان نفت اشاره کرد و عقیده داشت که کشورهای نفت خیز باید استقلال خود را حفظ کنند و به فکر چاره ای برای این مساله باشند با کودتایی سرنگون شد.
وی گفت: هموراه رژیم آمریکایی قیمت نفت را تعیین کرده است و در این میان آمریکا و کشورهای عربی در یک اتحاد متقابل قرار داشته اند. کشورهای عربی خواسته های آمریکا را در مورد قیمت و فروش نفت تامین کرده و آمریکا این کشورها را در زیر چتر حمایتی خود قرار داده است. در این سیستم آمریکا نوعی سلطه گری را در مقابل رقبای خودش مانند اروپا داشته است و برای حفظ آن ناچار به حفظ روابط استعماری بوده است.
دکتر مسرت تاکید کرد: البته همه کشورهای غربی چون به نفعشان بود، این رژیم آمریکایی را قبول داشته اند، اما با ورود چین و هند به بازار جهانی، دیگر این رژیم نمی توانست پایدار باشد. زیرا این کشورها خود مستقیماً با کشورهای تولید کننده وارد معامله شده و برای اولین بار بود که رقابت بین مصرف کنندگان به وجود آمد.
وی افزود: تئوری عرضه و تقاضا در بازار نفت نقشی نداشته است و اگر از دهه ۷۰ دقت کنیم با وجود بالا رفتن تقاضا در طول این سال ها قیمت ها پایین آمده و این مساله در بازار آزاد غیر ممکن است. از سال های دهه ۱۹۳۰ تا سال ۲۰۰۵ این رژیم آمریکایی در بازار نفت حکم فرما بوده ولی از آن به بعد با ورود چین و هند به بازار، قیمت ها بالا رفت تا این که در سال ۲۰۱۴ مسائل جهانی دست به دست هم داد تا سعودی ها و آمریکایی ها بتوانند علی رغم قوانین اقتصادی قیمت نفت را پایین بیاورند تا بتوانند به رقبای خود مانند روسیه، ایران و ونزودلا ضربه بزنند.
به گزارش ساعت 24،دکتر مسرت در مورد پیامدهای نفت دامپینگ گفت: این مساله باعث سلطه بر خاورمیانه و بروز مسابقات تسلیحانی و پایگاه های نظامی و ایجاد آلایندگی بوده که از کودتای ۲۸ مرداد شروع شده و اکنون به مساله داعش رسیده است و به عقیده من این مفروضات دکوری آمریکایی قیمت نفت است.
وی در مورد اتخاذ راهبرد برای این مساله گفت: باید تاکید کنم که قیمت نفت باید بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار نوسان داشته باشد و اگر در سطح جهانی توافقی در چارچوب پروتکل کیوتو بوجود بیاد، می توان در این قرن از دایره سوخت فسیلی بیرون آمد.
وی ادامه داد: اگر اوپک روی منطق اقتصاد رانتی حرکت کند و سعی در کاهش تولید داشته باشد، کشورهای عضو اوپک می توانند با بالا رفتن قیمت نفت سرمایه لازم را برای تغییر سیستم های خودشان بدست بیاورند تا بتوانند از انرژی های تجدید پذیر استفاده کرده تا دیگر تابع انرژی های فسیلی نباشند و این راهبردی است که می تواند برای آن ها برد-برد باشد. به عقیده من این راهی که عربستان و آمریکا اتخاذ کرده اند علیه کلیه کنوانسیون های اقتصادی و الزامات زیست محیطی است.
دکتر مسرت در مورد انرژی هسته ای که می تواند جایگزین سوخت فسیلی شود گفت: من آینده ای برای انرژی هسته ای متصور نیستم. تصور کنید که الان که فقط ۵ درصد مصرف جهانی از این انرژی تامین می شود ۴۵۰ رآکتور با کلیه مشکلات حل نشده وجود دارد. حالا اگر بخواهیم به ۵۰ درصد برسیم باید ۴۵۰۰ رآکتور داشته باشیم در حالی که هنوز برای این مقدار رآکتور مشکلاتی فراوانی وجود دارد.
وی اذعان کرد: با دیدی که در نهادهای سنتی اوپک وجود دارد طبیعی است که آینده ای بدون نفت و گاز برای جهان متصور نخواهد بود. باید تاکید کنم که مساله مقدار مشخص منابع فسیلی تعیین کننده الگو نیست و می توان به جرات گفت که تا ۵۰۰ سال آینده جهان از لحاظ منابع فسیلی مشکلی نخواهد داشت و اوپک هم لازم نیست برای ثابت کردن آن تلاش کند. مشکل اصلی آب و هوا و آلایندگی هایی است که جهان را تهدید می کند و برای آن محدودیت به وجود آورده است. اگر همین الگو فسیلی در جهان ادامه پیدا کند و دمای هوا از دو درجه گرما به چهار درجه برسد، به این معنی خواهد بود که میلیاردها نفر در جهان به بحران بر می خورند و به نظر من مشکل اصلی این است.
دکتر مسرت ادامه داد: این که می گویند کشورهای اروپایی و آلمان مجبور هستند که به دنبال منابع جایگزین باشند خیلی هم درست نیست چون آلمان بسیاری از گزینه های دیگر را در پیش دارد، مانند روندی که در ۱۰۰ سال گذشته در واردات نفت داشته و یا این که همین انرژی هسته ای را ادامه دهد. اما آلمان ها به طور داوطلبانه به سمت انرژی پاک در حال حرکت هستند و این به دلیل اقتصادی بودن و پایداری محیط است.
وی افزود: در آمریکا مساله استفاده از نفت شیل نشان داد که آمریکایی های می توانند از منابع فسیلی مستقل شوند و به عقیده من آن ها احتیاجی به نفت خاورمیانه ندارند، اما توجه آن ها به نفت و خاورمیانه به این دلیل است که بتوانند از این مساله به عنوان اهرمی برای پیاده کردن سیاست های خودشان در دنیا استفاده کنند. این که سعودی ها مازاد تولید دارند و قیمت نفت کاهش پیدا کرده است، علی رغم این که می توانند از سود حاصل از فروش قیمت بالای نفت بهره ببرند هیچ توجیهی به جز مسایل سیاسی ندارد. به نظر من دلیل این کار به خاطر فشار آوردن به روسیه و ایران است تا مساله اوکراین و انرژی هسته ای به نفع غرب تمام شود.
دکتر مسرت در مورد این که می گویند عربستان با این کار ده برابر ایران ضرر می کند گفت: ما در هر پدیده ای می توانیم به صورت انتزاعی پارامترهای دلخواه خود را به هم نزدیک کنیم و آن چیزهایی را که به تز ما نمی خورند را کنار بگذاریم. متاسفانه این مساله در ایران بسیار معمول است مثلاً می گویند که آمریکا قیمت نفت را بالا برده تا انرژی های تجدید پذیر را تامین کند. آمریکا شدیداً با جایگزینی انرژی های تجدید پذیر مخالف بوده است زیرا این خط انرژی فسیلی بوده که زمینه سلطه گری آمریکا را فراهم کرده است. درست است که عربستان ۱۰ برابر بیشتر از ما ضرر می کند ولی باید این مساله را هم بدانیم که سالی ۱۵ میلیارد دلار برای ما خیلی مهم است ولی سعودی ها این مشکل را ندارند و اگر قیمت نفت ۱۰ دلار هم باشد آن ها تا بیست سال بعد هم مشکلی نخواهند داشت و این منطق اقتصادی نیست بلکه انگیزه های سیاسی در آن مطرح است.
وی گفت: امنیت در صد سال اخیر از درون خاورمیانه تعریف نشده است، آن هایی که قدرت داشته اند برای عربستان سعودی امنیت را تعریف کرده اند و یا برای دکتر مصدق تعریف کرده اند که امنیت شما این است که نفت نباید ملی شود. به نظر من وقت آن رسیده است که در کشورهای منطقه جنبشی بوجود بیاید برای ایجاد و هماهنگی امنیت مشترک در منطقه. من فکر می کنم این بحث باید بیست سال قبل شروع می شد و هر چه دیرتر به این مساله پرداخته شود ضررش بیشتر خواهد بود.
دکتر مسرت در پایان افزود: من معتقدم ایران یکی از کشورهایی است می تواند در این زمینه پیش قدم بشود، و به عربستان که از ترس ایران هراسی در یمن مشغول جنگ است پیشنهاد همکاری مشترک بدهد. این مساله اساسی می تواند بسیار به سود کشورهای منطقه باشد. قوی ترین قدرت نظامی منطقه بودن خود می تواند یکی از ریشه های رقابت های تسلیحاتی و نگرانی های کشورهای اطراف باشد. به نظر من ایران احتیاجی ندارد که قوی ترین قدرت نظامی منطقه باشد، کشور ما از نظر شرایط استراتژیک و ظرفیت ها قوی ترین کشور منطقه هست و ایران باید از این قابلیت به نفع کل کشورهای منطقه استفاده کند.
پرفسور محسن مسرت، استاد دانشگاه اوزنابروک
کسی به نفت خاورمیانه نیاز ندارد
ساعت24- محمدرضا ستاری/پرفسور محسن مسرت استاد دانشگاه اوزنابروک آلمان که به عنوان مهمان در مرکز پژوهش های علمی و استراتژیک خاورمیانه حضور پیدا کرد در مورد وزن نفت در آینده دنیا به سخرانی پرداخت و گفت: با ورود چین و هند به بازار خرید نفت، معادله رژیم آمریکایی تعیین قیمت نفت برهم خورده و آمریکایی ها که احتیاجی هم به منابع انرژی خاورمیانه ندارند برای پابرجا ماندن هژمونی شان در جهان سعی در مداخله در این مساله دارند.
نظرات کاربران