هدف این بود که از این طریق یک شبکه خبری تهیه کنند که جوّ اجتماعی را به نفع حکومت و حمایت از جنگ تقویت کند. این شیوه هم بر این قاعده است که حکومت ها سازمان و تشکیلات و بودجه برای اشاعه دروغ از کانال‌های متفاوت و به ظاهر نامربوط اما گسترده ایجاد می‌کنند با هدف شکل دهی یک تصویر غیر واقعی از قدرت و کار کرد و جایگاه خودشان. این رویکرد در موارد مکرر و مناطق مختلف جهان مشاهده می‌شود. شیوه دیگر ظاهر سازی و نمایش گسترده و افه‌های ویژه است برای تحریف واقعیت و ایجاد حقیقت مجازی. در زمان استالین که بحران مواد غذایی و بحران شرایط کشاورزی گسترده بود و کمبود و فقر غذائی همه‌جا‌گیر، فیلم‌های تبلیغاتی متعدد از خانواده‌های روستائی نمایش داده می‌شد که بر روی میز ناهارخوری بره و مرغ بریان و انواع غذاها به قدری زیاد بود که برخی هم از میز آویزان بود.  از این نمایش‌های دروغ هم نتایج واقعی انتظار می‌رفته، متاسفانه در کوتاه مدت مواثر هم بوده. بسیاری از مردم از گول خوردن بیشتر از واقعیت استقبال می‌کنند. این هم البته لِم دارد و از چشم بزرگان پوشیده نبوده است. از وزیر تبلیغات هیتلر، ژوزف گوبلز، نقل شده که هرچه دروغ بزرگتر باشد مردم راحت تر باور می‌کنند. حتی اگر دروغ به درجه تمسخر آمیز هم رسیده باشد باز تکرار آن سبب می‌شود که بخشی از جامعه باورکنند. بیش از هفتاد سال از آن زمان گذشته و این تکنیک پیشرفت کرده. دروغ بزرگ بعضاً می‌تواند مجموعه دروغ‌های کوچک در تعداد زیاد باشد. شیوه سوم این که حکومت مشکلات را نبیند از جلو خودش دور کند سرش را به طرف دیگر بر گرداند و به مردم هم بگوید ما که نمی‌بینیم، پس مشکلی نیست. حتماً شما اشتباه می‌بینید. راه حل اینکه شما هم نگاه نکنید در باره اش صحبت نکنید، آنگاه مشکل وجود نخواهد داشت. مثل این که اگر یک جن شرور بر سر راه شما ظاهر شد، به طرف او نگاه نکنید خودش محو می‌شود و اذیتی ندارد. اگر هم‌گریبان شما را گرفت این دیگر بد‌‌‌شانسی خود شما بوده است. مثل بحران تورم و بیکاری و آلودگی و از این دست.   قاعدتاً اگر این ترفندها از روی یک دفترچه راهنما باشد با عنوان ‘دروغ مساوی قدرت است و ظاهر سازی گسترده معادل واقعیت’، جای تعجب نیست. ماکیاولی مرحوم عقلش به اینجا نمی‌رسید که یک چنین کاتولوگی هم می‌شود سر‌هم‌کرد.