همین دولت‌ها اما با هم قدرت‌نمایی و شعار دادن جلوی چشم خود را هم نمی‌بینند یا خود را به ندیدن می‌زنند. به‌طور مثال وزارت جهاد کشاورزی به جای اینکه بازار نهاده‌های کشاورزی و دامی را جوری تنظیم کند که جریان ورود غذای دام و طیور به میزان کافی و در هر زمان در تعادل باشد و چشم‌های خود را باز کند که فساد چای دبش رخ ندهد به صنعت لبنیات گیر داده است. صنعت لبنیات یکی از رقابتی‌ترین صنایع در ایران به حساب می‌آید و غول‌های این صنعت بارها از دولت خواسته‌اند دست از دخالت در این صنعت بردارد و حتی در جریان ورود و مصرف خوراک دام از انحصار دولت بیرون آید و بازرگانی این محصول آزاد شود، اما دولت‌های ایران حاضر نیستند سطح دخالت خود در این بخش را کاهش دهند و می‌خواهند همچنان گلوی این صنعت را دست بگیرند. یکی از داستان‌های عجیب داستان شیر که چندین دهه است گریبان این صنعت را گرفته، نیاز دولت‌ها به خرید محبوبیت سیاسی از جیب تولید‌کننده‌های فرآورده‌های لبنی است. احمدی‌نژاد یک معاون داشت که از فرط استیصال و کم‌دانشی می‌گفت باید دولت برای کنترل قیمت فرآورده‌های لبنیات از خرید و تولید جو و یونجه و واردات نهاده‌های دامی و توزیع واردات کنترل همه‌جانبه کند و حتی حاضر بود پلیس شیر تشکیل دهد. وزارت کشاورزی اصرار دارد که کارخانه‌های تولید لبنیات باید ۵۰ درصد از تولیدات خود را برای تولید ۴ قلم کالایی که دولت می‌گوید و ۵۰ درصد دیگر را برای تولیدات پرشمار دیگر اختصاص دهند. این خواسته عجیب در حالی است که تجربه نشان داده به رانت و فساد منجر خواهد شد و هرگز لباس عمل نمی‌پوشد و دولت یا وزارت جهاد کشاورزی باید پلیس شیر تشکیل دهد و دانه به دانه شیرها و ماست و پنیر و دیگر فرآورده‌ها را کنترل کند که در عمل ‌ناشدنی است.

دولت سیزدهم یا هر دولت دیگر اگر می‌خواهد فاتحه این صنعت را بخواند پایش را بر گلوی تولید بیشتر فشار دهد یا اینکه خودش برود و کارخانه تولید فرآورده راه بیندازد. ادامه مجادله شیر در بخش‌های گوناگون وضعیت را بد و بدتر خواهد کرد. دولت البته می‌تواند اجازه دهد کارخانه‌های بزرگ لبنیات در جهان وارد بازار ایران شوند.