این سخن رییس دولت سیزدهم در نشست بانک مرکزی که گفته است: «هر تصمیم بانک مرکزی در نظام ارزی لازم‌الاجراست و همه دستگاه‌ها، موسسات و شرکت‌ها باید در راستای تمرکز مدیریتی و ضابطه‌مندی نظام پولی و بانکی کشور خود را موظف به تبعیت از این تصمیمات بدانند» درعمل به معنای اطاعت همه نهادهای اقتصادی از رییس بانک مرکزی است. لحن قاطع و محکم رییس دولت نشانه پیروزی بزرگ برای نهاد ارزی و پولی کشور است. باید پرسید چرا رییسی چنین قاطع و محکم از بانک مرکزی حمایت کرده است؟ واقعیت این است که در درون دولت برای تخصیص ارز غوغایی است و این دستور رییس دولت برای خواباندن مجادله درون دولت است. وزیر صمت برای واردات خود رو ارز می‌خواهد، وزیر کشاورزی برای واردات نهاده‌های دامی ارز می‌خواهد ، وزارت راه وشهرسازی برای واردات اتوبوس و قطار ارز می‌خواهدو..

.در چنین وضعیتی است که رییس دولت از سر عمد یا به طور سهوی اعلام کرد رییس بانک مرکزی رییس ارز کشور است. با توجه به اینکه سیاستهای ارزی بر سیاست‌های تجاری و تولید برتری دارد می‌توان گفت محمدرضا فرزین رییس اقتصادایران شد. این دستور اکید چه پیامدهایی دارد؟ پیامدهای این دستور می‌تواند افزایش اقتدار بانک مرکزی باشد و از این پس تا روزی که این فرمان اجرا می‌شود دیگر نهادها به محاق می‌روند. آیا وزیران دیگر ازا ین دستور رییس دولت اطاعت خواهند کرد؟