از یک سو ایرانیان خبرهای نه‌چندان خوشحال‌کننده درباره کسب‌وکار و معیشت خود را دنبال می‌کنند که گرفتار سرپنجه بی‌رحم تورم شده و بحران قدرت خرید را نمایش می‌دهد. از سوی دیگر شهروندان این مرزو‌بوم خبرهای ناجور افزایش قیمت دلار و دیگر ارزهای معتبر را دنبال می‌کنند و می‌بینند بانک مرکزی همچنان رجز می‌خواند و نگران هستند با این روند افزایشی، نرخ تورم دوباره شتاب بگیرد.

ایرانیان از زبان معاون رییس‌جمهوری و رییس سازمان برنامه‌وبودجه می‌شنوند که مجلس ساز گرانی بیشتر در سال ۱۴۰۳ را کوک کرده است، میلیون‌ها کارگر ایرانی به همراه خانواده‌هایشان که نزدیک نیمی از جمعیت ایران به حساب می‌آیند، به چشم می‌بینند دولت می‌خواهد با وقت‌کشی در‌باره افزایش مزد کارگران آن‌ها را در عمل انجام‌شده روزهای آخر سال قرار دهد.

در سیاست داخلی نیز ایرانیان می‌بینند رییس‌جمهوری که تازه دوران ریاست خود را تمام کرده و سال‌های سال دبیر شورای امنیت ملی بوده و نایب‌رییس مجلس قانونگذاری بوده، مثل آب خوردن کنار گذاشته می‌شود و همه نامداران دوم خردادی از انتخابات بیرون مانده‌اند که این عمل فشار سیاسی بر مردم می‌آورد و می‌پرسند در سیاست داخلی چه می‌گذرد.

در سیاست خارجی شهروندان ایرانی این روزها با نگرانی شاهد رجز‌خوانی‌های مقام‌های سیاسی آمریکا هستند که نظام جمهوری اسلامی را متهم می‌کنند در حمله نیروهای منطقه‌ای به آمریکا و در دریای سرخ دست دارد و قرار است تلافی شود‌. خبرهای مبهم در‌باره برخی سختگیری‌های احتمالی آمریکایی‌ها نسبت به احتمال گسترده‌تر کردن درگیری‌های منطقه که پای ایران را نیز به میان بکشد، در رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی به سرعت دست به دست می‌شود. واقعیت این است که سپری شدن این روزهای داغ ایران باید با خردورزی بیش از پیش باشد و نیفتادن در تله‌های گوناگون از سوی کشورهای دیگر نیازمند هوشیاری بسیار، بردباری، مدارا و دیدن درد و رنج شهروندان است.

هر رفتار نابخردانه و از سر تب‌آلودگی سیاسی و نادیده گرفتن این همه دشواری ایرانیان پیامدهای ترسناکی را به ذهن می‌آورد. مقام‌های اداره‌کننده کشور باید از هرگونه خطا در اندازه‌گیری و در تعیین اولویت‌ها دور بمانند. بیایید بر رنج و درد شهروندان ایرانی نیفزاییم.