با این همه شمار قابل اعتنایی از شهروندانی که به رییسی رای دادند -به ویژه کسانی که در بدنه اصولگرایان بودند- صادقانه وعده‌های رییسی را باور کردند و گمان نمی‌کردند که برنامه‌های ارائه‌شده از سوی رییسی سخت است و لباس عمل پوشاندن به آن‌ها شاید سخت‌تر باشد. به نظر می‌رسید رییس دولت خود نیز به وعده‌های کارشناسان و اقتصاددانانی که در دور و پیرامونش بودند، اعتماد کرده بود؛ به‌طوری که چندین بار تاکید کرد یک برنامه چندصد‌صفحه‌ای دارد. یکی از کسانی که در دادن این وعده‌ها و به ویژه دادن برنامه چندصد‌صفحه‌ای به او مشارکت داشت به احتمال بالا وزیر اقتصاد دولت سیزدهم یعنی احسان خاندوزی است. خاندوزی که حالا دو و نیم سال است سکان مهم‌ترین وزارتخانه اقتصادی را در دست دارد، دست‌کم در چند حوزه مثل جذب سرمایه‌گذاری خارجی‌، سامان دادن به بورس اوراق بهادار یا بازار سرمایه و خصوصی‌سازی با شکست روبه‌رو شده است. احسان خاندوزی به‌طور غیر‌مستقیم نفر اول در سیاستگذاری بورس اوراق بهادار تهران یا بازار سرمایه است. بازار سرمایه این روزها بسیار کم‌فروغ و نادرخشان است و شهروندان ایرانی نیز که در این بازار سرمایه‌گذاری کرده‌اند با نگرانی به آن نگاه می‌کنند. به نظر می‌رسد خاندوزی باید به رییس دولت و شهروندان گزارش کارشناسانه دهد که چرا بورس به این روز افتاده و کار از کجا خراب است و اینکه آینده این بازار را چگونه ارزیابی می‌کند. اگر وی باور دارد ناجور شدن روزگار بورس به دلیل سیاستگذاری ارزی و پولی است یا اگر باور دارد سیاست قیمت‌گذاری دستوری، بازار سهام را به رکود کشانده یا اینکه سیاست خارجی بازار را به بیراهه کشانده، باید با صراحت بگوید. واقعیت این است که یکی از دلایل بی‌اعتمادی به دولت سیزدهم رفتار و گفتار احسان خاندوزی در سال‌های نزدیک به انتخابات و نیز همین هفته‌های تازه‌سپری‌شده است. آیا وزیر اقتصاد درباره بورس توضیح می‌دهد یا باور دارد رییس دولت باید توضیح دهد؟