نیلی را می‌توان عقل سرد نامید. فردی که به آینده ایران با همه دشواری‌ها امیدوار بوده است. وی در یک دگرگونی رویکردی تازه در ماه‌های گذشته به جای نصیحت کردن مدیران و اراده‌کنندگان کشور به آگاهی‌بخشی شهروندان روی آورده است. روز دوشنبه این هفته مسعود نیلی در رویدادی نو و برای شاید نخستین‌بار در چنین نشست‌هایی به جای سخنرانی‌های معمول یک متن با خودش آورد و آن را خواند. متنی که احساس در آن موج می‌زد را برای حاضران خواند و امیدوار بود و هست که این متن به اطلاع گروه‌هایی مثل دانشجویان، فعالان اقتصادی و نیز علاقه‌مندان به اقتصاد سیاسی برسد. در متن ارائه‌‌شده نیلی که در بخش‌هایی از آن و در هنگام خواندن نبض وی آشکار می‌شد نکات قابل تاملی درباره دیروز، امروز و فردای میهن عزیزمان ایران آمده است. وی از جوانی‌اش گفت و اینکه چه رویاهایی برای ایران عزیز داشته است. او گفت ایران می‌توانست در اندازه‌های بزرگ ظاهر شود و کشوری با تولید درآمد و ثروت بسیار بالاتر از اندازه فعلی باشد،

اما این رو یا هرگز لباس عمل نپوشید. مسعود نیلی در بخش دیگری از سخنانش به از دست رفتن ثروت ملی و هدر دادن ثروت ایران عزیز اشاره ‌ و تاکید کرد ا  اقتصاددان خوش‌بین گذشته و واقع‌نگرتر امروز از فعالان کسب‌وکار در ایران و علاقه‌مندان به ایران‌زمین تمنا کرد راهی بیابند که ایران عزیز با مرگ تدریجی از دنیای امروز بیرون نشود. واقعیت این است که اقتصاددانان ایرانی چند سالی است به مرور به این نتیجه رسیده‌اند که باید به جای رویکردهای پیشین و نصیحت کردن مدیران و مسوولان اقتصادی و سیاسی کشور که سیاستگذاری‌های ضربه‌زننده به معیشت و روزی مردم است را کنار بگذارند و بهتر است به شهروندان آگاهی داده شود. اقتصاددانان ایران به ویژه آن‌هایی که هوادار تحولات عمومی دانش اقتصاد هستند اکنون به این باور می‌رسند که باید «اقتصاد سیاسی» ایران را کالبدشکافی کرد و پیامدهای سیاست خارجی ایران و نیز سیاست داخلی را زیرتیغ نقد قرار داد. تا روزی که سیاست خارجی ایران به شرایط متعادل، توازن و نیز پیروی از منافع ملی نزدیک نشود کار اصلاحات به جایی نمی‌رسد. تا روزی که در سیاست داخلی حذف نخبگان و رقبا ادامه دارد و شایستگان جایی در اداره کشور ندارند دل‌ها پر از غصه خواهد شد و بغض‌ها می‌ترکند.