بعدها که رییس دولت سیزدهم با صراحت مقام فرماندهی اقتصادی دولت را به او واگذار کرد شگفتی‌ها بیشتر شد. کارنامه و سابقه و دیدگاه‌های مبهم او نسبت به اداره اقتصاد کشور در کلان‌ترین سطح و البته اصرار رییس‌جمهوری بر نگرانی‌ها افزود و شهروندان به انتظار نشستند تا مخبر راهبرد خود را برای نجات اقتصاد کشور از بحران‌ها ارائه دهد.

حالا که سی ماه از آن روزها گذشته و دولت سیزدهم بیشترین دوران فعالیت خود را پشت ‌سر گذاشته است معلوم می‌شود معاون اول رییس دولت و نیز فرمانده اقتصادی دولت هیچ برنامه‌ای برای اداره کشور نداشته و ندارد. وعده او برای تثبیت قیمت دلار به مدت دو سال در سقف ۲۸۵۰۰ تومان در همان ماه نخست رنگ باخت و قیمت دلار به بیشتر از ۶۰ هزار تومان رسیده است.

سازمان مالیات‌ستانی کشور با رفتارهای تند خود به دولت انتقاد دارد که تورم می‌سازد و مالیات می‌ستاند و کشتی تجارت خارجی به خشکی نشسته و کسری تراز تجاری خودنمایی می‌کند. اختلال در سازمان اقتصادی دولت که با بگیر و ببندهای پرشمار اجرایی می‌شد و قیمت‌گذاری‌های دستوری که با انتقاد فعالان اقتصادی مواجه شده است از سر سیاست‌های مبهم و بدون برنامه‌ریزی است که سهم مخبر به عنوان فرمانده اقتصادی در آن قابل اعتناست.

حالا اما محمد مخبر که روزگار را سخت و توفان بلا را نزدیک می‌بیند نزد مدیران برخی اصناف رفته و از آن‌ها می‌خواهد در این روزها بازار را اداره کنند و اعترا ف می‌کند دولت سیزدهم توانایی اداره اقتصاد و بازار را ندارد. این اعتراف دیرهنگام فرمانده اقتصادی دولت سیزدهم با تفسیرهای گوناگون روبه‌رو شده است.

گروهی باور دارند این یک ترفند و انداختن پوست موز زیر پای اصناف و بازاریان است؛ به این معنی که همه رخدادهای پس از این در بازار کالا‌، در بازار طلا و سکه و ارز و خودرو و… بر دوش اصناف می‌افتد و شهروندان حواسشان از دولت پرت می‌شود. اگر اصناف بدون اینکه اختیارات خاصی از دولت بگیرند زیر تیغ مها‌ر بازا‌ر در این روزها بروند باید گفت روی پوست موز راه رفته‌اند و احتمال زمین خوردنشان بیشتر از پیش می‌شود.

گروهی هم باور دارند رفتار و گفتار محمد مخبر و اعتراف به شکست او نتیجه حتمی سیاست‌های پر از تناقض دولت در حوزه اداره اقتصاد است و این اعتراف به شکست نباید بدون دنباله و تنها به همین روزهای خاص باشد. شکست دیرهنگام یا انداختن پوست موز زیر پای اصناف پیامدهایی دارد که باید پذیرفته شود.