یعنی اینقدر تحت فشارهای سنگین هستند، کار برای شان سخت شده است. اگر زمانی برسد که اطمینان پیدا کنیم، سیاست‌های مالی و پولی مان به خوبی جلو می‌رود، باید 2 نفر را در راس 2 دستگاه بگذارند و ازشان برنامه بخواهند. این 2 نفر باید از معتبرترین افراد کشور باشند تا وقتی صحبت می‌کنند، همه بازار و فعالان اقتصادی کشور بدانند حرف شان کاملا دقیق است.

همچنین حاکمیت باید به این 2 مسئول اعتماد و اطمینان 100 درصدی داشته باشد. اگر زمانی سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی جایگاهی پیدا کردند که بتوانند بگویند، عقل برنامه ریزی حوزه مالی و پولی این 2 نهاد است و کار 100 درصد به آن‌ها تفویض شود، می‌توانیم به اصلاح و گذر از مشکلات امیدوار باشیم. اما از سوی دیگر باید اعتراف کرد چ واقعا ظرفیت‌های بسیار زیادی در ایران هستند که می‌توانند موجب رشد و پیشرفت شوند. اما اینکه چطور آن‌ها را از حالت بالقوه به بالفعل در بیاوریم، مهم است. کشور ما در بین همسایه‌ها از مزیت دریا بهره می‌برد. بیش از 90 درصد تجارت دنیا از طریق تجارت کشتی و دریا انجام می‌شود. دوم اینکه نفت و گاز ما در دنیا مقام اول است. حالا اینکه ما نمی توانیم انرژی را به فراورده تبدیل کنیم، بحث دیگری است. ما حجم وسیعی از معادن را داریم که بسیار متکثر و متنوع هستند. همچنین ایران از معدود کشورهایی است که نیروی جوان تحصیلکرده و فنی داد و نیروی کار هم بسیار ارزان هستند. اما وقتی افراد در کاری دخالت می‌کنند که تخصص شان نیست و تجربه‌ای ندارند، همه چیز به هم می‌ریزد. اگر خودمان را بازسازی کنیم و در کارهای همدیگر دخالت نکنیم، می‌توانیم قدم‌های مثبتی بر داریم. هنر این است که چهار چرخ یک ماشین هم سطح باشند و در یک مسیر حرکت کنند.

حمید پورمحمدی در گفت وگو با جهان صنعت