تازه ترین کسی که از این دانشگاه به مدیریت ارشد یک محل مهم اقتصادی منصوب شده است غلامرضا گودرزی است که از سوی دود منظور رییس سازمان برنامه و بودجه به این منصب رسیده است. او سومین رئیس مرکز آماری باشد که در عمر 33 ماهه دولت فعلی، بر کرسی تصدی مسئولیت این نهاد تخصصی آماری تکیه زده است. که در وهله نخست به ذهن مخاطب می‌رسد این است که چرا باید کرسی ریاست یک سازمان تخصصی آماری تا این حد دستخوش تلاطمات مدیریتی باشد و چه نیازی به این همه جابجایی در صندلی شماره یک این نهاد وجود دارد؟ بدیهی‌ست که مهم‌ترین پاسخی که در مرحله نخست به ذهن متبادر می‌شود این است که دولت بازهم ضمن ابراز ارادت خود به دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق، مترصد ایجاد یک عملیات مهندسی بزرگ برای ساختارهای تهیه و انتشار آمار در کشور است. هرچند پیشتر سید احسان خاندوزی (وزیر فعلی اقتصاد و سخنگوی اقتصادی دولت)، حجت‌الله عبدالملکی (وزیر برکنار شده تعاون و رفاه اجتماعی و متصدی فعلی سازمان مناطق آزاد)، مجید عشقی (رئیس سازمان بورس)، میثم لطیفی (رئیس سازمان امور اداری و استخدامی)، علی صالح آبادی (رئیس کل معزول شده بانک مرکزی)، حسین قربانزاده (رئیس معزول سازمان خصوصی‌سازی) و خود داوود منظور (رئیس فعلی سازمان برنامه و بودجه)، از دیگر امام‌صادقی‌های مستقر در ساختار تصمیم‌گیری اقتصادی کشور هستند و در کنار مسئولان فرهنگی، دیپلماسی، سیاسی و اجتماعی دولت، یک نخ تسبیح خاص از الگوواره‌های آزموده شده و جواب‌پس نداده مدیریتی را دنبال می‌کنند که یادآور الگوی گزینش مدیریتی دانش‌آموختگان دانشگاه علم و صنعت در دولت احمدی‌نژاد است و نتایج این ایده مدیریتی را نیز همگان به خوبی به خاطر دارند. با این حال پرسش اصلی، نه از محل دانش‌آموختگی رئیس جدید مرکز آمار بلکه در اساس لزوم این اقدام است. آیا انتصاب یک رئیس جدید ممکن است در شیوه محاسبه رگرسیون‌ها و ضرایب‌ پایه‌ای همبستگی برجای خواهد گذاشت؟ آیا سبد قیمت کالاهای اساسی از محلات خاصی (بنابر متد تشویقی آقایان احمدی‌نژاد و مخبر) محاسبه خواهد شد و مبنای محاسبه نرخ تورم نقطه به نقطه خواهد بود؟ به نظر می‌رسد که هیچ انگیزه دیگری جز اعمال مهندسی در انتشار نتایج آماری توسط دولت وجود ندارد وگرنه بدنه کارشناسی مرکز آمار، امکان اعمال تغییرات وسیع در متدهای محاسباتی خود نخواهد داشت و تنها یک اراده سیاسی برای نحوه انتشار نتایج محاسبات تغییر خواهد کرد. چالش با تحلیلگران آماری مستقل شوربختانه مدیران ارشد دولت و فرماندهان اقتصادی، توجه چندانی به لزوم حفظ سرمایه اجتماعی نهادهای تخصصی ندارند و از سوی دیگر تمایل ویژه‌ای برای به چالش کردن نتایج تحقیقات آماری نهادهای دیگر همچون اتاق بازرگانی ایران (و تهران) و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی دارند و از اعمال عملیات رسانه‌ای و روانی علیه این نهادها نیز ابایی ندارند. همزمان با اعمال فشار رسانه‌ای و سیاسی نسبت به مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (که زمانی همین تصمیم‌گیران و فرماندهان اقتصادی دولت فعلی، بخشی از بدنه کارشناسی این نهاد را تشکیل می‌دادند) و تلاش برای تعطیل کردن کتابخانه ارزشمند سازمان برنامه و بودجه، این تغییر و تحولات نیز در مرکز آمار ایران رخ داد که مجموع این تحولات، به هیچ وجه مخابره ‌کننده انگیزه‌های مثبت در راستای تلاش برای تقویت سرمایه اجتماعی دولت و نهادهای تخصصی آن نیستند و بوی خوشی از تغییرات به مشام نمی‌رسد. باید منتظر ماند و دید که گوی به کدامین سوی میدان میل خواهد کرد.

ساعت 24 - درحال حاضر دومحل فرماندهی اقتصادایران یعنی سازمان برنامه و بودجه ونیز وزارت اقتصاد در اختیار فارغ التحصیلان دانشکاه امام صادق است که یک دانشگاه خاص به حساب می‌اید و گفته می‌شود محل تربیت مدیران ارشد برای نظام جمهوری اسلامی است.  

تازه ترین کسی که از این دانشگاه به مدیریت ارشد یک محل مهم اقتصادی منصوب شده است غلامرضا گودرزی است که از سوی دود منظور رییس سازمان برنامه و بودجه به این منصب رسیده است. او سومین رئیس مرکز آماری باشد که در عمر 33 ماهه دولت فعلی، بر کرسی تصدی مسئولیت این نهاد تخصصی آماری تکیه زده است. که در وهله نخست به ذهن مخاطب می‌رسد این است که چرا باید کرسی ریاست یک سازمان تخصصی آماری تا این حد دستخوش تلاطمات مدیریتی باشد و چه نیازی به این همه جابجایی در صندلی شماره یک این نهاد وجود دارد؟ بدیهی‌ست که مهم‌ترین پاسخی که در مرحله نخست به ذهن متبادر می‌شود این است که دولت بازهم ضمن ابراز ارادت خود به دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق، مترصد ایجاد یک عملیات مهندسی بزرگ برای ساختارهای تهیه و انتشار آمار در کشور است. هرچند پیشتر سید احسان خاندوزی (وزیر فعلی اقتصاد و سخنگوی اقتصادی دولت)، حجت‌الله عبدالملکی (وزیر برکنار شده تعاون و رفاه اجتماعی و متصدی فعلی سازمان مناطق آزاد)، مجید عشقی (رئیس سازمان بورس)، میثم لطیفی (رئیس سازمان امور اداری و استخدامی)، علی صالح آبادی (رئیس کل معزول شده بانک مرکزی)، حسین قربانزاده (رئیس معزول سازمان خصوصی‌سازی) و خود داوود منظور (رئیس فعلی سازمان برنامه و بودجه)، از دیگر امام‌صادقی‌های مستقر در ساختار تصمیم‌گیری اقتصادی کشور هستند و در کنار مسئولان فرهنگی، دیپلماسی، سیاسی و اجتماعی دولت، یک نخ تسبیح خاص از الگوواره‌های آزموده شده و جواب‌پس نداده مدیریتی را دنبال می‌کنند که یادآور الگوی گزینش مدیریتی دانش‌آموختگان دانشگاه علم و صنعت در دولت احمدی‌نژاد است و نتایج این ایده مدیریتی را نیز همگان به خوبی به خاطر دارند. با این حال پرسش اصلی، نه از محل دانش‌آموختگی رئیس جدید مرکز آمار بلکه در اساس لزوم این اقدام است. آیا انتصاب یک رئیس جدید ممکن است در شیوه محاسبه رگرسیون‌ها و ضرایب‌ پایه‌ای همبستگی برجای خواهد گذاشت؟ آیا سبد قیمت کالاهای اساسی از محلات خاصی (بنابر متد تشویقی آقایان احمدی‌نژاد و مخبر) محاسبه خواهد شد و مبنای محاسبه نرخ تورم نقطه به نقطه خواهد بود؟ به نظر می‌رسد که هیچ انگیزه دیگری جز اعمال مهندسی در انتشار نتایج آماری توسط دولت وجود ندارد وگرنه بدنه کارشناسی مرکز آمار، امکان اعمال تغییرات وسیع در متدهای محاسباتی خود نخواهد داشت و تنها یک اراده سیاسی برای نحوه انتشار نتایج محاسبات تغییر خواهد کرد. چالش با تحلیلگران آماری مستقل شوربختانه مدیران ارشد دولت و فرماندهان اقتصادی، توجه چندانی به لزوم حفظ سرمایه اجتماعی نهادهای تخصصی ندارند و از سوی دیگر تمایل ویژه‌ای برای به چالش کردن نتایج تحقیقات آماری نهادهای دیگر همچون اتاق بازرگانی ایران (و تهران) و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی دارند و از اعمال عملیات رسانه‌ای و روانی علیه این نهادها نیز ابایی ندارند. همزمان با اعمال فشار رسانه‌ای و سیاسی نسبت به مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی (که زمانی همین تصمیم‌گیران و فرماندهان اقتصادی دولت فعلی، بخشی از بدنه کارشناسی این نهاد را تشکیل می‌دادند) و تلاش برای تعطیل کردن کتابخانه ارزشمند سازمان برنامه و بودجه، این تغییر و تحولات نیز در مرکز آمار ایران رخ داد که مجموع این تحولات، به هیچ وجه مخابره ‌کننده انگیزه‌های مثبت در راستای تلاش برای تقویت سرمایه اجتماعی دولت و نهادهای تخصصی آن نیستند و بوی خوشی از تغییرات به مشام نمی‌رسد. باید منتظر ماند و دید که گوی به کدامین سوی میدان میل خواهد کرد.