مدیران کسب و کارها و متخصصان منابع انسانی مدتهاست درباره کمبود نیروی کار هشدار میدهند، اما دولت اصرار دارد این کمبود به علت کاهش نرخ بیکاری است. ابراهیم رییسی، رییسجمهوری کشور، سال گذشته در مراسم روز دانشجو در دانشگاه شهید بهشتی اعلام کرد که نرخ بیکاری در برخی استانها به ۵ یا ۶درصد کاهش یافته و این استانها به دنبال نیروی کار هستند. او این کاهش نرخ بیکاری را نشاندهنده بهبود وضعیت اشتغال در کشور دانست و گفت: «به همین دلیل کمبود نیروی کار به وجود آمده است.»
با این حال، فعالان کارگری معتقدند که دستمزدهای پایین و شرایط کاری نامناسب از دلایل اصلی کمبود نیروی کار است. آنها بر این باورند که کاهش نرخ بیکاری تنها بخشی از ماجراست و نمیتواند به تنهایی توجیهکننده کمبود نیروی کار باشد. علاوه بر این، نرخ بیکاری پایین در برخی استانها ممکن است به دلیل مهاجرت نیروی کار به شهرهای بزرگتر یا خارج از کشور باشد. این مهاجرتها به دلیل نبود فرصتهای شغلی مناسب و کافی در مناطق کمترتوسعهیافته و روستایی رخ میدهد،بنابراین کاهش نرخ بیکاری در برخی استانها لزوما به معنای بهبود کلی وضعیت اشتغال نیست.
کارکردن نمیارزد
ازسوی دیگر شرایط اقتصادی نامساعد و تحریمها نیز نقش مهمی در کمبود نیروی کار دارند. بسیاری از شرکتها به دلیل مشکلات مالی و نبود سرمایهگذاری کافی، قادر به جذب و نگهداشت نیروی کار نیستند. همچنین، بیثباتی اقتصادی و نبود امنیت شغلی موجب شده تا بسیاری از افراد به دنبال شغلهای با درآمد و شرایط بهتری در خارج از کشور باشند. از پرتکرارترین دلایلی که برای بیمیلی به کار رسمی در ایران مطرح میشود، شرایط نامناسب اقتصادی و دستمزدهای پایین است. اختلاف بیش از حد درآمد و هزینهها، انگیزه جوانان برای کار را کمتر کرده است. علاوه بر دستمزدهای پایین، نبود امنیت شغلی نیز یکی دیگر از دلایل بیمیلی به کار رسمی است. بسیاری از جوانان نگران از دست دادن شغل خود هستند و این نگرانی موجب میشود تا به سمت مشاغلی با درآمد بالاتر ولی ناپایدارتر روی بیاورند.
سیاوش که در دانشگاه معماری میخواند، میگوید: حقوقهای پیشنهادی حتی نیازهای اولیه او را هم به زحمت تامین میکند و هزینه رفتوآمد، درآمدش را «قورت میدهد. » او یادآوری میکند که «همین حقوقهای کم هم هیچوقت سروقت پرداخت نمیشود. تا کارفرما بخواهد حقوق بدهد، نصف ماه بعد هم گذشته است. با چنین شرایطی برای فردایمان هم نمیتوانیم برنامهریزی کنیم. فکر کنم اصلا کار نکنیم وضعمان بهتر باشد. »
فارغالتحصیلان آماده ورود به بازار کار نیستند
ازسوی دیگر متخصصان منابع انسانی معتقدند بسیاری از نیروهای متقاضی کار، مهارت کافی ندارند و دانشگاهها در تربیت نیروی آماده به کار ناتوان هستند. بازار کار امروز نیازمند مهارتهایی چون انعطافپذیری، خلاقیت و تواناییهای دیجیتالی است. با این حال، نظام آموزشی در ایران هنوز نتوانسته به حد کافی با این نیازها تطبیق پیدا کند. یکی از مشکلات اساسی در این زمینه، شکاف بین آموزشهای دانشگاهی و نیازهای واقعی بازار کار است. درحالی که دانشگاهها همچنان به آموزشهای نظری و سنتی متمرکز هستند، بازار کار به دنبال افرادی با مهارتهای عملی و تواناییهای تخصصی است. این شکاف باعث شده که فارغالتحصیلان دانشگاهها با وجود داشتن مدارک تحصیلی، توانایی لازم برای ورود به بازار کار را نداشته باشند.
اعتماد
مهارتهای دیجیتالی از مهمترین نیازهای بازار کار امروزی هستند، اما نظام آموزشی ایران هنوز نتوانسته به صورت جامع و بهروز به این نیازها پاسخ دهد و برنامههای آموزشی خود را متناسب با تغییرات سریع فناوری تنظیم کند. علاوه بر این، مهارتهای نرم مانند انعطافپذیری، خلاقیت، کار تیمی و توانایی حل مساله نیز در بازار کار امروز بسیار مهم هستند، اما آموزش این مهارتها در نظام آموزشی ایران هنوز جایگاه مناسبی ندارد و بیشترین تمرکز بر آموزشهای نظری و حفظیات است.
محمدمهدی پیروزان، مدیر ارشد منابع انسانی شرکت ایرانسل، در اینوتکس ۲۰۲۴ در جمع گروهی از مدیران منابع انسانی به این معضل اشاره میکند و میگوید: «نیروی انسانی تازه فارغالتحصیل حداقل باید یک و نیم سال کار یاد بگیرد. چنین نیرویی در بهترین حالت کسی است که دانش خوبی دارد ولی این دانش باید تبدیل به مهارت بشود. » سارا، دانشجوی رشته مطالعات ارتباطی و فناوری اطلاعات با تایید این شکاف بین دانشگاه و بازار کار میگوید با اینکه رشتهاش دو واحد درس کارآموزی هم دارد، حتی بسیاری از اساتید هم نمیدانند چه شغلهایی برای این رشته وجود دارد. او اضافه میکند: «وقتی برای پیدا کردن کار میروم، از خودم ناامید میشوم. شش ترم درس خواندهام ولی هیچکدام از مهارتهای اصلی بازار کار را ندارم. وقتی سر کار میگویم در دانشگاه چه درسهایی میخوانیم به ما میخندند و میگویند عمرمان را تلف کردهایم.»
نظرات کاربران