تحقیقات میدانی نشان داد مرد جوانی به نام «محمد» قصد داشته با حمله به یکی از همسایهها در آن ساختمان فرار کند و وقتی مأموران خود را به طبقه چهارم ساختمان رساندند، با جسد مردی ۷۰ ساله به نام «ابراهیم» روبهرو شدند که به طرز فجیعی از پای درآمده بود.
وقتی ماجرای این جنایت به بازپرس «بوستانزاده» از شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران گزارش شد، تیمی از کارآگاهان اداره ۱۰ به محل قتل اعزام شدند تا به رازگشایی بپردازند.خواهر ابراهیم که در طبقه سوم ساختمان زندگی میکند، به تیم تحقیق گفت: «با شنیدن صدای درگیری از واحد برادرم بلافاصله با پسرم تماس گرفته و از او خواستم خودش را به خانه برساند و پس از آن بلافاصله با پلیس تماس گرفتم.»
خواهرزاده ابراهیم نیز که اجازه نداده بود محمد فرار کند، گفت: «زمانی که مادرم به من زنگ زد و موضوع درگیری در خانه داییام را اطلاع داد، بسرعت خودم را به آنجا رساندم. داخل ساختمان تنها من و مادرم در طبقه سوم و داییام در طبقه چهارم زندگی میکنیم و طبقه اول و دوم خالی است. وقتی به در مجتمع رسیدم، ناگهان جوانی با لباس خونآلود را دیدم که قصد فرار دارد که با او گلاویز شدم. وی چاقویی را از زیر لباس خود خارج کرد و حتی چند ضربه چاقو به سمت من پرتاب کرد و میخواست به سمت بلوار کشاورز فرار کند که پلیس سررسید.»
محمد در بازجوییهای پلیسی اصرار به بیگناهی کرد و گفت: «یکی از دوستانم به نام «اشکان» دست به قتل زده است. من با اشکان به خانه ابراهیم آمدیم. وی برای مقتول تریاک برده بود که ناگهان با ابراهیم درگیر شد و او را با چاقو زد، من هم از ترس قصد فرار داشتم که در پایین ساختمان دستگیر شدم، اما اشکان موفق به فرار شد.»
این داستان عجیب در حالی پیشروی کارآگاهان قرار گرفت که مادر و پسر در تحقیقات ادعا کردند دایی خانواده هیچگونه اعتیادی به مواد مخدر نداشته است. از سوی دیگر بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته خارج ساختمان و چند سوپرمارکت در محدوده وقوع قتل نیز نشان داد که برخلاف ادعای محمد مبنی بر فرار کردن اشکان، هیچگونه تصویری در این خصوص به وسیله دوربینهای مداربسته ضبط نشده است. کارآگاهان با شناسایی خانه اشکان در سعادتآباد، وی را نیز بازداشت کردند. اشکان که حیرتزده بود، به تیم تحقیق گفت: «محمد یکی از دوستان قدیمی من است اما بیش از ۱۰ سال میشود که از وی هیچگونه اطلاعی ندارم.»وقتی مشخص شد قاتل اصلی دروغپردازی میکند، محمد تا روز هشتم اردیبهشت ماه سکوت کرد تا اینکه پذیرفت قتل را به تنهایی انجام داده است.
محمد که از زندانیان قدیمی بند دزدان است، در بازجوییهای تخصصی گفت: «از پنج سال پیش همسرم به خاطر اینکه من دزد هستم متارکه کرده و در این مدت هیچ اطلاعی از سرنوشت وی و بچهام ندارم، از سه ماه پیش شبها در خوابگاه روبهروی محل وقوع جنایت زندگی میکردم تا اینکه مدیر خوابگاه متوجه سرقت وسایل شخصی دیگران در خوابگاه از سوی من شد و به همین خاطر روز ۳۰ فروردین ماه مرا از خوابگاه اخراج کرد. در مــــــدتی که به خوابگاه رفت و آمد داشتم، اطلاع پیدا کرده بودم که دو طبقه در ساختمان روبهرویی خوابگاه خالی است و در سایر واحدها نیز تنها یک مرد در طبقه چهارم و یک زن با پسرش در طبقه سوم زندگی میکنند و طبقه پنجم ساختمان نیز خالی است.
به همین خاطر همان روز و پس از اخراج به بهانه اینکه مأمور اداره گاز هستم وارد ساختمان شده و مخفیانه خودم را به طبقه پنجم رسانده و آنجا را برای استراحت و زندگی انتخاب کردم! دو شب در طبقه پنجم به صورت مخفیانه زندگی کردم، در این مدت برخی وسایل استراحت خود مانند پتو و مواد غذایی را از طبقه چهارم تهیه کرده بودم.»
وی ادامه داد: «شب حادثه برای برداشتن مواد غذایی به داخل خانه مقتول رفته بودم که در زمان خروج، در مقابل در آپارتمان با وی چهره به چهره شدم، قربانی شـــروع به سر و صدا کرد و با چسبیدن به من، مانع فرارم از داخل ساختمان شد، من نیز با چاقویی که داشتم، چند ضربه به ناحیه گردن و پهلوی وی زده و زمانی که پیرمرد روی زمین افتاد، به پایین ساختمان آمدم و هنگام خروج از ساختمان با یک جوان درگیر شده و به دام افتادم.»
اعتراف خیالی جانی
ساعت24-دزد بیخانمان که مرد تنهایی را در خانهاش به قتل رسانده بود، با دروغپردازی همدست خیالیاش را قاتل معرفی میکرد.از ساعت ۱۰ شب یکم اردیبهشت ماه سال جاری وقتی ماجرای جنایتی خونین در خیابان ولیعصر(عج) پیشروی ماموران کلانتری ۱۰۵ سنایی قرار گرفت، مرد ۴۸ سالهای با لباسهای خونآلود هنوز قتلگاه را ترک نکره بود که دستگیر شد.
نظرات کاربران