از سوی دیگر، اگر مقایسه کنیم با انتخابات دوره آقای ابراهیم رئیسی، مشخص است که مشارکت افزایش پیدا کرده است. در دوره جدید میزان آرا بالا رفته و نامزدی که رای آورده از اصلاح‌طلبان بوده است. در مقایسه با رقابت‌های قبلی فقط و فقط حضور اصلاح‌طلبان و این شعار تغییر بود که مشارکت را افزایش داد. من فکر نمی‌کنم، فرقی بین اصلاح‌طلبان و تحول‌خواهان وجود داشته باشد. دیر زمانی است که جریان اصلاح‌طلبان از بحث‌های سیاسی خارج بوده‌اند و نماینده‌ای نداشته‌اند. اگر بخواهیم با دیدگاه درستی به ماجرا نگاه کنیم، این رای به اصلاح‌طلبی و تحول‌خواهی بوده است. اگر پزشکیان نبود و جهانگیری به کارزار می‌آمد شاید حدود ۵میلیون بیشتر رای نمی‌آورد و قطعا آقای آخوندی کمتر. آقای پزشکیان منتقد بی‌حاشیه است؛ اما اگر آقای جهانگیری می‌آمد باید پاسخ‌گوی دوره روحانی می‌شد و آن مقطع را شرح می‌داد. اکنون پنج نیرو وجود دارند. اصلاح‌طلب، اصولگرا، برانداز، تحول‌خواه و یک گروه خاکستری و بی‌اعتنا. هر کدام از این گروه‌ها هم رفتارهای خاص خودشان را دارند. آیا هماهنگی جامعه با وجود این گروه‌های اجتماعی پیچیده و سخت نمی‌شود؟ نه، به نظر من این کار را سخت نمی‌کند. برخی از این جریان‌ها و گروه‌ها نمایندگان مشخصی دارند؛ اما گروه بی‌تفاوت‌ها و غیره، نماینده مشخصی ندارند. وضعیت جامعه می‌تواند به خوبی ادامه پیدا کند؛ اگر تعارض اصولگرایان ادامه پیدا نکند .این دولت به همه مردم ایران تعلق دارد و همین هم بود که درصد بیشتری از مردم پای صندوق‌های رای آمدند و به او رای دادند. با این حال همچنان ممکن است تبلیغات منفی و جوسازی علیه پزشکیان ادامه پیدا کند. در واقع نظرسنجی‌هایی که از سوی گروه‌های ذی نفع برگزار می‌شد و می‌خواستند کاندیدای خود را موفق جلوه دهند فقط آمار و ارقام و درصدهای غلط می‌دادند.

تقی آزاد ارمکی - روزنامه دنیای اقتصاد