درهر جایی سخنانی بر زبان می‌آورد که هرکدام از آن‌ها در جامعه و در میان دوستان و منتقدان و نیز در جامعه کارگری‌، کارمندی و کشاورزان و پیشه‌وران و صاحبان کارخانه‌ها انتظاراتی بر می‌انگیزد. همانطور که یک خبرگزاری حکومتی و یک روزنامه تندرو به خوبی سخنان پزشکیان را رصد کرده و اولویت‌های رییس دولت را از دل این سخنان بیرون کشیده‌اند؛ «انتخاب فراجناحی مدیران» بیشترین سخن و خواسته آقای پزشکیان بوده است. این تکرار از سوی پزشکیان به نظر می‌رسد از اندازه عبور کرده و پیامدهایی عجیب را در میان گروه‌های سیاسی برپا کرده است. یکی از آن پیامدها این است که جناح سیاسی که آرای مردم را از دست داده حالا طلبکار شده و از پزشکیان می‌خواهند در میان مدیران و معاونان وزیران و نیز روسای موسسه‌ها و سازمان‌های دولتی و نیز استانداران و مدیران استانی از میان اصولگرایان به دولت راه یابند و نیز تغییراتی صورت نگیرد و همه کسانی که هستند بمانند. اگر آقای پزشکیان در این‌باره دست از گفتارهای پرشمار برندارد و برسطح و عمق خواسته‌های رقبای شکست‌خورده اضافه کند به زودی کار از دستش در می‌رود. به این معنی که اگر از میان نیروهای وفادار به تندروها از دولت سایه و دولت سیزدهم کسانی را به دولت راه ندهد فردی معرفی خواهد شد که بر حرف خود استوار نمانده و بی‌وفایی کرده است. اما اگر پزشکیان نیروهای منتقد دولت و نیز مخالفان راهبردی خود را به درون دولت راه دهد یا همین مدیران را نگه دارد درون وزارتخانه‌ها را از هماهنگی و یکپارچگی دور کرده و هر روز باید مرافعه و مجادلات درون وزارتخانه‌ها را حل کند. بدترین اتفاقی که در صورت وقوع شق دوم- یعنی استفاده از منتقدان در درون دولت‌‌- رخ می‌دهد از دست دادن اعتماد رای‌دهندگان است. آقای پزشکیان باید سرمایه سیاسی و اجتماعی که از سمت مردم رای‌دهنده به سویش آمده است را نگه دارد. حرف آخر این است که رییس دولت باید مواظب باشد کار از دستش در نرود و جوری نشود که هیچ تصمیمی گرفته نشود.